en
Feedback
رواق دارالذکر

رواق دارالذکر

Open in Telegram

انعکاس حال و هوای مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق #دارالذکر حرم مطهر رضوی در رسانه «رواق دارالذکر» KHAMENEI.IR دیدگاه‌ها و تولیدات خود را از اینجا برای ما ارسال کنید @khamenei_Contact_ir

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
2 347
Subscribers
+124 hours
+187 days
+1930 days
Posts Archive
❤️ به خاک نه؛ به امام رضا سپردیمت... 📥 ویدئوی زائران از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر تصاویر خود را از اینجا ارسال کنید و به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید: 🖥 @daarozekr

🖤 بیا و به حسینیه برگرد... 📢 صفحه اینستاگرام رواق دارالذکر را دنبال کنید
📱  www.instagram.com/darozekr.ir

🖤 مالی و نفسی فداک یابن‌الحسن 🖤🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍ وقتی وارد دارالذکر شدم، خودم را وسط موج جمعیت دیدم. موجی ک
🖤 مالی و نفسی فداک یابن‌الحسن 🖤🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍ وقتی وارد دارالذکر شدم، خودم را وسط موج جمعیت دیدم. موجی که مثل رودخانه بود؛ اگر تن می‌دادی به جریانش، می‌بردت تا هر جا که خودش می‌خواست. بعضی تقلا می‌کردند زودتر برسند، بعضی رها کرده بودند خودشان را. من اما فقط می‌رفتم. همان وسط بود که چشمم به او افتاد. زن میانسالی، با روسری حریر کشمیری که صورت سفیدش را قاب گرفته بود. عبای بلندی به گشادی چادر پوشیده بود و نواری زردرنگی دور گردنش. لازم نبود بپرسی اهل کجاست؛ لبنانی بود. ▪️برعکس بقیه که سبک‌بال آمده بودند، او سنگین بود. سنگین از چیزی که با خودش حمل می‌کرد. دستانش را سپر کرده بود دور قاب عکسی و هر چند ثانیه یک‌بار، نگاهی به گوشه‌های قاب می‌انداخت که مبادا جمعیت، لبه‌اش را بشکند. ▪️نمی‌دانم چه شد که پایم به سمتش رفت. شاید کنجکاوی، شاید آن حال عجیبی که با خودش داشت. خودم را کشاندم کنارش و دستم را گذاشتم روی شانه‌اش. به قاب عکس اشاره کردم و آرام گفتم: «هذا شهیدکم؟» لبخندی زد. همان لبخندی که بعداً توی عکس‌های قاب دیدم. شروع کرد به حرف زدن. از پسرش گفت، از شوهرش. از آن روزی که برای آخرین بار دیدشان. اما توی حرف‌هایش، نه غمی بود و نه بغضی. چیزی شبیه غرور بود و چیزی شبیه آرامش. ▪️عکس‌ها را که نگاه کردم، یاد حرف‌های شهید آوینی افتادم. آنجا که گفته بود لبخند شهدا، قهقهه‌ای مستانه است که توی آن، خدا را دیده‌اند. پدر و پسر توی قاب، دست در گردن هم، با همان لبخند به من نگاه می‌کردند. انگار می‌خواستند بگویند: «نترس، اینجا جای همه‌ما خوب است.» ▪️مادر اما، هنوز مشغول محافظت از قاب بود. هر بار که فشار جمعیت زیاد می‌شد، قاب را محکم‌تر می‌چسباند به سینه. انگار داشت دلش را نگه می‌داشت که زمین نیفتد. ▪️نزدیک مزار رهبر شهید که رسیدیم، مادر انگار با خودش گفت: «حالا نوبت من است.» قاب را گرفت روی دست‌های بازش و بلند کرد بالای سر. همان‌طور که عکس‌های پدر و پسر را به سمت مزار گرفته بود، با صدایی که نه گریه داشت و نه فریاد، بلکه چیزی بین این دو بود، گفت: «مالی و نفسی و اهلی و عیالی فداک یا بن‌الحسن...» ▪️توی آن لحظه، موج جمعیت دیگر برایم رود نبود. شده بود دست‌هایی که مرا تا اینجا آورده بودند تا این لحظه را ببینم. مادر اما، هنوز قاب را بالا گرفته بود و لبخند پسرش، توی قاب، به همه‌ی ما لبخند می‌زد و بیشتر از همه به آقای شهید. 📝خرده‌روایت‌های رسانه KHAMENEI.IR از ماجراهای حضور مردم در کنار مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در #رواق_دارالذکر حرم مطهر علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)، شهریور ١٤٠۵
🖥 @daarozekr

🖤 امشب؛ حال و هوای حرم مطهر رضوی و مزار نورانی «آقای شهید ایران». ۱۴۰۵/۰۶/۲۲ 🖥 @daarozekr

🖤 امشب؛ حال و هوای مزار نورانی «آقای شهید ایران». ۱۴۰۵/۰۶/۲۲ 🖥 @daarozekr
+7
🖤 امشب؛ حال و هوای مزار نورانی «آقای شهید ایران». ۱۴۰۵/۰۶/۲۲
🖥 @daarozekr

❤️ از جان عزیزتر داشتیم که رفت... 📥 ویدئوی زائران از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر تصاویر خود را از اینجا ارسال کنید و به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید: 🖥 @daarozekr

❤️ هنوزم حس میکنم کنارمی... 📥 ویدئوی زائران از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر تصاویر خود را از اینجا ارسال کنید و به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید: 🖥 @daarozekr

❤️ ای غیور ما، رفتنت و هنوز کسی باور نداره... 📥 ویدئوی زائران از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر تصاویر خود را از اینجا ارسال کنید و به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید: 🖥 @daarozekr

🖤 دیدار خصوصی #روایت_زائران_دارالذکر | نزدیک حرم نورانی آقا میشدم از امام رضا جانم خجالت میکشیدم که قدم‌هایم متمایل به دارال
🖤 دیدار خصوصی #روایت_زائران_دارالذکر | نزدیک حرم نورانی آقا میشدم از امام رضا جانم خجالت میکشیدم که قدم‌هایم متمایل به دارالذکر بود ولی به سمت ضریح رفتم و زیارت کردم و دل سیر شکایت نبودنت رابه آقای رئوفم کردم بلافاصله به سمت صحن آزادی رفتم در صف طولانی به سمت دارالذکر قرار گرفتم .هرقدم که نزدیک می شوم گویی بوی بیت را می شنوم! چه میگویم؟! دیوانه شده ام؟!! من که قسمتم نشد بیت بیایم و هرکه میگفت چرا تا به حال بیت نرفتی میگفتم من اویس قرن آقامم میخوام انقدر به دردبخور بشم که دیدار خصوصی برم اگرچه من به درد بخورنشدم ولی این چه دیدار خصوصی عجیبی است که قسمتم شد در میان این همه شلوغی با صفی طولانی رسیدم به دارالذکر؛ انگار فقط من ماندم و تو خودمانیم آقا چه گوشه ی دنجی برای خودت پیدا کردی؛این گوشه ی دنج حرم یار مبارکت عزیزم قرآن بخوان سیدعلی جان من من ولی گریه میکنم .جان میکنم و گریه میکنم زیرا خاکت نه تنها سرد نیست تازه داغ دل راتازه تر میکند 📲تلگرام | ایتا | بله | روبیکا | سروش | آپارات | اینستاگرام | ایکس 🖥 @daarozekr

❤️ ایرانِ امام رضا... 📥 ویدئوی زائران از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر تصاویر خود را از اینجا ارسال کنید و به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید: 🖥 @daarozekr

❤️ خونی که در رگ ماست، هدیه به رهبر ماست 📥 ویدئوی زائران از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر تصاویر خود را از اینجا ارسال کنید و به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید: 🖥 @daarozekr

🖤🖤 امشب؛ حال و هوای حرم مطهر رضوی و رواق دارالذکر مزار نورانی حضرت آیت‌الله العظمی شهید خامنه‌ای. ۱۴۰۵/۰۶/۲۱
🖥 @daarozekr

🖤🖤 امشب؛ حضور زائران در جوار مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی. ۱۴۰۵/۰۶/۲۱ 🖥 @daarozekr
+5
🖤🖤 امشب؛ حضور زائران در جوار مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر حرم مطهر رضوی. ۱۴۰۵/۰۶/۲۱
🖥 @daarozekr

🖤🖤سلام سرباز ایران به فرمانده کل قوا در رواق دارالذکر 📢 صفحه اینستاگرام رواق دارالذکر را دنبال کنید
📱  www.instagram.com/darozekr.ir

🖤 روضه‌خوانی از دیار کوه‌های پربرف 🖤🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍ اهل خوی بود. همان‌جا که به قول خودش کوه‌هایش همیشه بر
🖤 روضه‌خوانی از دیار کوه‌های پربرف 🖤🖤 مجموعه‌روایت‌ #رواق_دارالذکر ✍ اهل خوی بود. همان‌جا که به قول خودش کوه‌هایش همیشه برف دارد. سکینه، شمایل زن‌های آذری را داشت: پوستی سپید، چشمانی روشن و گونه‌هایی گل‌انداخته که زیر پوست نازکشان مویرگ‌های ریز داشتند. فارسی را مثل ترکی حرف می‌زد؛ نه به آن معنا که لهجه داشت، نه. دیگر کارش از لهجه داشتن گذشته بود. فارسی برایش شده بود زبانی که در آن، غم‌هایش را لای کلمات ترکی پنهان می‌کرد؛ گاهی یک کلمه فارسی، دو کلمه ترکی، انگار که هیچ زبانی به‌تنهایی گنجایش غمش را ندارد. ▪️با چادر توری‌اش اشک‌هایش را پاک می‌کرد و می‌گفت؛ شوهرش راننده‌ی ماشین سنگین است و بیشتر شب‌ها توی خانه تنهاست و تا صبح دل‌نگران جاده‌ها. ▪️از همه‌ی شب‌های تنهایی و بی‌خوابی، آن شبی که خبر شهادت آقا را شنیده بود، برایش سنگین‌تر بود. می‌گفت: «تا صبح ضجه زدم، نه برای خودم، که برای آقایی که نه همسایه بود، نه قوم‌وخویش، اما انگار همه‌کسم بود و مظلوم شهیدش کرده بودند.» ▪️حالا برای اولین بار آمده بود به دارالذکر. زیر لب، با همان آهنگ ترکی آشنایش، برای آقای شهید روضه می‌خواند: «سکینه اولوسن، که سنی مظلوم اولدوردیلر...» یعنی: «سکینه برات بمیره که تو رو مظلوم کشتن.» سکینه یکی از هزاران زنی بود که از راه دور آمده بود و با زبان خودش برای آقا روضه می‌خواند. 📝خرده‌روایت‌های رسانه KHAMENEI.IR از ماجراهای حضور مردم در کنار مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در #رواق_دارالذکر حرم مطهر علی‌بن‌موسی‌الرضا(ع)، شهریور ١٤٠۵
🖥 @daarozekr

❤️ آقا خیلی دوست دارم... 📥 ویدئوی زائران از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر تصاویر خود را از اینجا ارسال کنید و به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید: 🖥 @daarozekr

❤️ یه عالم دلتنگتیم آقا جان... 📥 ویدئوی زائران از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر تصاویر خود را از اینجا ارسال کنید و به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید: 🖥 @daarozekr

❤️ راهی که با یاد تو ادامه خواهیم داد 📥 ویدئوی زائران از حال و هوای زیارت مزار نورانی رهبر شهید انقلاب در رواق دارالذکر تصاویر خود را از اینجا ارسال کنید و به رسانه رواق دارالذکر بپیوندید: 🖥 @daarozekr

🖤🖤 روز گذشته؛ حال و هوای حرم مطهر رضوی و مزار نورانی «آقای شهید ایران». ۱۴۰۵/۰۶/۲۰
🖥 @daarozekr

🖤 حسرت دیدار #روایت_زائران_دارالذکر | امروز وقتی به ورودی دارالذکر رسیدم دلم شکست به اردیبهشتی که رهبر شهید در شیراز وارد ور
🖤 حسرت دیدار #روایت_زائران_دارالذکر | امروز وقتی به ورودی دارالذکر رسیدم دلم شکست به اردیبهشتی که رهبر شهید در شیراز وارد ورزشگاه حافظیه شد تا بامردم دیدار کنند. مینی اتوبوس از کنار درب ورودی که من ایستاده بودم گذشت و فاصله ۱ متری من با رهبرم پشت شیشه می نی بوس در ذهنم هک شده است. آرزوی این سال های من دیدار با رهبرم بود ولی قسمت نشد. با خودم مرور میکردم که با صدای پسرم که گفت بابا عکس بگیر از اینجا(منظور سنگ قبر) از اون قسمت هم که عکس رو گذاشتن عکس و فیلم بگیر. دلم شکسته بود این سالها چشم انتظار دیدار با رهبرم و الان این دیدار در کنار اقا امام رضا کنار مزار رهبر شهیدم . که ساعت ها میشد نگاه کرد و مطالبشون رو در ذهن مرور کرد. انشاالله که با جانشینشان دیدار و تجدید بیعت کنیم . به وقت ۱۴۰۵/۰۶/۰۶ رواق دارالذکر 📲تلگرام | ایتا | بله | روبیکا | سروش | آپارات | اینستاگرام | ایکس 🖥 @daarozekr