کامبک هپی فیس
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 315
Subscribers
+3224 hours
+2627 days
+26230 days
Posts Archive
1 329
عروسی خواهرم دخترم اسهال گرفت من هم حنابندون تو دستشویی بودم داشتم کون میشستم هم عروسی☺️
1 329
بابا خواستن ببرنشون نرفتن هرکاری کردیم
دیگه همش با نیما بیرون بودن میومدن یه سیخی میزدن بهم و میرفتن☺️
1 329
نمیشد تا آخرا بمونن پیش مامان نیما یا فرد قابل اعتماد دیگه ای که دعوت نبود مراسم
تا اون شب تو بتونی تا اخر باشی
1 329
بعدش من و نیما به زوووور یه جا پیدا کردیم تو سن که برقصیم آراد اومد رو دنباله ی لباسم ایستاد که نرقصید باهم
1 329
آها چیز تعریف کردنی یادم اومد
بچه ها پیش مامان نیما اینا بودن وقتی اومدن تایم رقص دونفره مهتاب اینا بود آرتا بدو رفت وسط دست کرد تو جیب آرین که کلید ماشینو بده
