بِه وَقت چهارمُرداد
Open in Telegram
گپ جفج: https://t.me/jfjmordad ربات چنل: @mordadbe1304bot گپ چت: https://t.me/gapmordad
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
564
Subscribers
-6224 hours
+717 days
+6030 days
Posts Archive
فور کنید.
پاک نکنید.
مندارم میرم باغ تا من برگردم ساعت یک یا دو شب میشه
میذارم تا فردا ببینید🙇♀💘
فور کنید.اسم ماه تولدتونو،با روز تولدتون بگید، تا من بهتون بگم اسم فیلم زندگی شما چیه؟!🙇♀
گپ حمایتی
دنبال طولانی ترین شب سال توی آذرماه نگردید:
طولانی ترین شب سال ما توی دی ماه بود
بلکه نه یک شب بلکه دوشب پشت سر هم
دلار شد200تومن
طلاشد22تومن
میشه الان بگین چطوری اعتراض کنیم
نگید که وطن فروش،اغتشاشگر!؟
روز پزشک را به یاد:
نگین قدیمی
دانشجوی پزشکی بیوتکنولوژی به یاد می آوریم؛🕊
"رویاهایی که ناتمام ماند"
کوتاه می گوییم:«من از تمامِ طوفانهای زندگی عبور کردم؛ از خیانت تا فقر، از تنهایی تا فشارِ دنیا. هیچکدام من را مغلوب نکردند. اما آن دوشبِ خونین، با تمامِ بیرحمیاش، مرا در هم شکست. من از شکستهای معمولی نمیترسم، من از سنگینیِ "بازمانده بودن" بعد از آن دوشب، از پا افتادهام.»
وقتی یک شبِ خونین، تمامِ آنچه را که تا آن لحظه "امنیت" مینامیدی، ویران میکنند، دیگر هیچ فشارِ دیگری مثل یک دردِ ساده به نظر نمیرسد.
در قلبِ هر بازمانده، یک جنگِ خاموش جریان دارد. جنگ میانِ میل به ادامه دادن و احساسِ گناهی که نامش را «گناهِ بازماندگی» میگذارند. آنها از خود میپرسند: «چرا من؟ چرا آنها نه؟» این پرسش، مانند خاری است که در گوشتِ روح فرو رفته و هر بار که میخواهند به جلو قدم بردارند، دردش را حس میکنند. بازمانده بودن، یعنی تحملِ این حقیقت که تو باید به جایِ تمامِ آن کسانی که رفتهاند، زندگی کنی؛ باید رویاهای آنها را در سینه حمل کنی، خندههایشان را دَر فیلم هایی که به یادگاری گذاشته اند، به یاد بیاوری و با سنگینیِ جای خالیشان، راه خودت را پیدا کنی.
بازماندگان؛ سکوتِ سنگینِ کسانی که تنها ماندند؛"🕊
چگونه میتوان از «آینده» نوشت، وقتی آینده در این جغرافیایِ پرآشوب، نه یک وعدهی روشن، که یک ابهامِ مهلک است؟ در خاورمیانه، زندگی کردن، شبیه به راه رفتن روی لبهی تیغ است؛ جایی که هر قدم، میتواند آخرین قدم باشد و هر لبخند، لبریز از بیمِ از دست دادنِ همهچیز.
غریبه در خاک خود؛ وقتی آینده، سایهای است در میانِ ویرانهها:🕊
واقعیتش رو بخوایم در نظر بگیریم:شمارو نمیدونم،مَن بَعد اون دوشَب،آدَم ثآبق نَشُدَم🕊💔
18,19
برای زَن،برای آزادی یک زن🕊«میدانی آزادی برای ما زنها یعنی چه؟ یعنی وقتی از صبح بیدار میشوی، احساس نکنی که باید نقابی بر صورتت بزنی تا دنیا تو را بپذیرد. یعنی حق داشته باشی با تمامِ وجود بخندی، با تمامِ وجود گریه کنی، و با تمامِ توان تصمیم بگیری. آزادی یعنی آنقدر آرام باشی که بتوانی صدایِ رویاهای خودت را از میانِ هیاهویِ خواستههای دیگران بشنوی. ما فقط حقِ انتخاب میخواهیم؛ حقِ اینکه مسیرِ زندگیمان را خودمان با قدمهایمان بر روی خاکِ این دنیا بنویسیم، نه با دستخطِ دیگران.»
