Hope|ٱمــیـد
Open in Telegram
848
Subscribers
-124 hours
+817 days
+21030 days
Posts Archive
851
مطمئنم اگه یکم سنگدل بودم زندگی خیلی بهتر
میگذشت یه جایی فهمیدم مهربون بودن
سخت نیست تاوان مهربون بودنه که سخته.
وقتی هزاربار بخشیدم هزاربار فرصت دادم
هزاربار خودمو نادیده گرفتم تایه نفردیگه
حالش خوب باشه. آخرش فقط تو ذهنم
موند نکنه اگه اینقدر دلرحم نبودم
زندگی باهام مهربونتر بود؟
851
دردناک ترین قسمتش به نظرم وقتیه که؛
باورت رو ازت میگیره، باورت به عشق،
به دوست داشتن، به آدمها و حرفها.
851
امیدوارم
تا عمر
دارید
دور باشید
از
لبخندهای
دروغ
دلهای
سیاه
ذات های
خراب
و
چشمهای
حسود؛
851
«گاهی نباید صبر کرد، باید رها کرد و رفت.
که بدانند اگر مانده بودی، رفتن را هم بلد بودی.»
﮼ خسرو شکیبایی
851
فقط میتونمبنویسم.:
تو قرار بود تا ابد هم صحبت حرفام راجب چرندیات باشی مثلا اینکه امروز چرا چاییم مزهی همیشه رو نداشت.
توقرار بود خونه ی من باشی.
تو قرار بود شنونده نق نقام بودی.
تو قرار بوده اونی باشی که من از همه بهش پناه میبرم.
تو قرار بوده بشی مشوق من.
تو قرار بوده همون آدمی باشی که از پا گذاشتنم تو مسیرهایی که میترسم و مصمم نیستم،راهنماییم کنه.
توقرار بود همدم شبای گنگم میبودی.
توقرار بود ذوق های کوچیکم و توجه ام نسبت به جزئیات رو جدی بگیری و باهام همنظر باشی.
توقرار بودبمونی با تمام پستی و بلندی های زمونه.
تو قرار بود پتوی نرم روزای زمستونیم میبودی.
توقرار بود یه "آخیش"بعد هر خستگیم میبودی.
توقرار بود قند چاییام میبودی.
توقرار بود فکر کردن بهت یه آغوش نرم و نازی بهم بده.
توقرار بود حضورت دلگرم ترین بود تو ذهن و قلبم.
تو قرار بود دیدن چشات شادی اور میبود،نه غم آور.
تو قرار بود وقتی دنیا بی نمک و بیمزه میشد،نمکش میشدی.
تو قرار بود چسب زخمم باشی،نه نمک رو زخمم.
تو قرار بود...
پس چیشد!. الان تنها به اسم غریبه آشنا میشناسمت.
851
هرگز به عشق کسی نیاز نداشتم؛
اما این بار تمام احساساتم را به پای تو ریختم
میخواهم اگر مرا ترک کردی،
تمام آن ها را با خودت ببری.
احساس میکنم تو آخرین کسی هستی
که ارزشش را دارد.
