رباعیات ایرج زبردست
Open in Telegram
در این کانال می توانید تمام رباعیات ایرج زبردست را / بخوانید
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
363
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+2530 days
Posts Archive
اینجا نه زمان هست ... نه اما ... نه اگر
از ماه و زمین و آسمان نیست اثر
پایان کجاست این سر آغاز عجیب؟
اینجا نه خدا هست ... نه شیطان ... نه بشر ...
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
یکباره جهان سر به گریبان گم شد
هر ثانیه در هجوم عصیان گم شد
یکباره دهان آفرینش وا ماند
ابلیس اناالحق زد و انسان گم شد
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
یک سایه در عرش ، بر طبلی سیاه ،
می کوبد و می خواند :
پیراهن حسرت به تن باور شد
از ضجه خاک ، گوش عالم کر شد
جادوگر باغ و سیب تاریکِ فریب
چشم ازل از غربت آدم تر شد
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
زن ، مست از آغوش جهان بر می خاست
شهری همه از خواب گران بر می خاست
می برد چنان نام خدا در مستی
کز میکده ها بانگ اذان بر می خاست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
زن ، چرخ زد و ادامه آن سو شد
زن ، چرخ زد نهایتی از او شد
زن ، گفت انالحقی که حلاج نگفت
زن ، وسعت لااله الا هو شد
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
عمری به زیارت تو ای باور ناب
آمد دل بی قرار من مست و خراب
با اشک دلم را به ضریحت بستم
امشب تو مرادم بده یا شاه شراب
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
عمری من و سایه در نشیبیم و فراز
شیراز مرا قبله و او قبله حجاز
او زهد فروش شهر و من باده فروش
من فکر شراب و سایه ام فکر نماز
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
آنقدر سخن در دهنم مست شود
آنقدر که روح در تنم مست شود
پیغمبر مستان جهانم خوانید
من دست به هر چه می زنم مست شود
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
گفتند کلامِ تابناکم کفر است
اندیشه اشراقیِ تاکم کفر است
اینسان که طواف می کنم میکده ها
گر کعبه نسازند ز خاکم کفر است
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
ای کعبه منم صدایِ دلسوخته ها
آتش به دلی چو من ندیده ست خدا
این پرده که گِردِ توست می دانی چیست؟
دودِ دلِ من طواف کرده ست تو را
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
چرخی زد و دید : سمت در سمت صداست
چرخی زد و دید : سمت در سمت خداست
چرخی زد و دید : هر زبان پیغمبر
چرخی زد و دید : هر دهان غار حراست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
لبخند به کفر زد خدایی که منم
پیچید به گوشِ من صدایی که منم :
ای ما شده هایِ عالم تنهایی
من را برسانید به جایی که منم
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
به : بهاءالدین خرمشاهی
او یافت در بسته پنهانی را
او یافت در آن سوی عدم جانی را
او یافت به زیر آب خاکی تشنه
او یافت در آسمان بیابانی را
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
یکباره خروش وقت ، از هر طرفی
پشت سر مرگ ، زندگی بسته صفی
دنیا همه شمس و شمس لبریز سماع
از پوستِ من اگر بسازند دفی
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
چشمی که سوال شد : تماشا همه جاست ؟
آن شکلِ مدامِ نور ، آیا همه جاست ؟
ما زیر درخت رو به خورشید نشست :
اینجا همه چیز هست ، اینجا همه جاست
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
این بار تو از شکلِ سحر می آید
این بار من از جای دگر می آید
ما دستِ دو عالمیم ، تا در بزنیم
از هر طرفی صدای در می آید
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
آن سمت درختی ست سخن می گوید
خاکِ دگر و آبِ دگر می جوید
آبش بدهند تشنه و خشک شود
آبش ندهند تا ابد می روید
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
من... من.... منِ غرق خویش ، بالا با دوست :
تن... تن....تنِ خیسِ نور ، این من یا اوست ؟
: اینجا همه چیز چشم و هر چشم کسی ست
اینجا نفسِ پرنده ها هم یاهوست ...
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
پرسیدم از آب و آتش ، از خاک و هوا
از هر چه در این جهان نشانیِ تو را
فانوس به دست ، رفتم از خاک به عرش
دیدم که به دنبال تو می گشت خدا
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
یارب من از این راه و قدم می ترسم
از این همه مسجد و حرم می ترسم
از بس که ریا در این جماعت دیدم
از راز و نیاز با تو هم می ترسم
💠 رباعیات ایرج زبردست 💠
( ١۶۵ )
