en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

همان حوالی

همان حوالی

Open in Telegram

سورمه‌ای؛ رنگِ خیال‌های من💙! . . . جایی میان فیلم‌ها و خاطره‌ها... جایی برا ناگفته ها: @Hmanhavalibot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
239
Subscribers
+724 hours
+87 days
+830 days
Posts Archive
سریال شهرزاد

Repost from ŋıƖ🍂
این پیامو توی چنلت فوروارد کن.🫶🏻 و اسم یک فیلم/سریال رو بگو منم بر اساس همون فیلم ، ازت یه سؤال می‌پرسم و تو باید جواب بدی.🎞

شهرام‌حقیقت‌دوست درنقش‌‌«گرسیوز»‌تئاتر سیاوش.
شهرام‌حقیقت‌دوست درنقش‌‌«گرسیوز»‌تئاتر سیاوش.

بهترینها🤍.
بهترینها🤍.

یادمه بهمن‌ماه تصمیم گرفتم چون علاقه به فیلم دارم، برم سمت تحلیل فیلم و سریال‌های روان‌شناختی که کمکی برای درسم باشه و از اون حال‌وهوای افتضاح هم دربیام. اومدم یه لیست نوشتم که آخرین فیلمی که نوشتم «منتالیست» بود. حتی تصمیم نداشتم سراغش برم، ولی موقع دانلود کردن بی‌هوا سرچش کردم، فصل اول رو دانلود کردم. موقعی که نشستم پای قسمت یک، فکر کنم یه ده باری دیدمش! خیلی نمی‌فهمیدم چی میشه، ولی گفتم بذار ببینم؛ حالا اگر خوشم نیومد، نمی‌بینمش. تا جنگ شروع شد، دیگه هیچ سرگرمی نبود. به اجبار نشستم ادامه‌ش دادم. کم‌کم بهشون عادت کردم، داستان جذاب شد، رفته‌رفته شیفته‌ی کاراکتر پاتریک شدم. دیگه نمی‌تونستم یه دقیقه رهاش کنم. دقیقاً مثل روز اول که پاتریک وارد CBI شد؛ هیچ‌کی باهاش حال نمی‌کرد، ولی بعداً انقدر شیفته‌ش شدن که به خاطرش هر کاری می‌کردن. لحظاتی که می‌نشستم پای فیلم، نه می‌دونستم دلار می‌ره بالا، نه می‌فهمیدم دیگه نمی‌تونم چیزایی که دوستشون داشته باشم... انگار روحم جدا شده بود از این دنیا. انگار توی عالم اونا زندگی می‌کردم. خنده به لبم برگشته بود. پاتریک جین و دوستاش شدن دوستام. منم باهاشون می‌خندیدم، باهاشون گریه می‌کردم، باهاشون نگران می‌شدم. بعد هر حل پرونده، منم خوشحال بودم. منم به اندازه‌ی اونا دنبال جان قرمزی بودم. هر کی اذیتشون می‌کرد رو دوست داشتم نابود کنم. الان که دارم اینو می‌نویسم، اشکام داره می‌ریزه و دیگه قرار نیست پاتریک و دوستاشو ببینم. حس بدی دارم و می‌دونم قراره دلم برای این لحظات تنگ بشه. دلم برای پاتریک و حقه‌هاش و خنده‌هاش تنگ میشه. دلم برای لیسبون، وقتی جدی بود و تلاش می‌کرد جین رو منصرف کنه و جین لجبازی می‌کرد، تنگ میشه. دلم برای عاشقانه‌های مخفیانه‌ی ریگزبی و ومپلت، شکمو بودن ریگزبی، بی‌خیال بودنای جین تنگ میشه. دلم برای کیمبل چو، به ظاهر جدی ولی گوگولی، تنگ میشه. دلم برای دورهم جمع شدنتون بعد هر پرونده هم تنگ میشه. همیشه توی قلبم جا دارید و بهترین قسمت قلبم متعلق به شماست و هیچ‌وقت فراموشتون نمی‌کنم دوستای قشنگم🤍.

این پیامو فورکنید تا یه دیتیل از یه فیلم و سریال تقدیمتون کنم💙.
Limit:20

جا تو پرکنم با یکی مثل تو که چیشه؟! #همان_لحظه #همان_حوالی

Scooby doo Ve The Mentalist 🕵🏻‍♂️🖤 #Mentalist #Scoobi #Ai #همان_پوستر
Scooby doo Ve The Mentalist 🕵🏻‍♂️🖤
#Mentalist #Scoobi #Ai #همان_پوستر

بعضی وقتا هم اینطوریه برنده میشی ها، ولی خوشحال نیسی... #Criminal #همان_حرف
بعضی وقتا هم اینطوریه برنده میشی ها، ولی خوشحال نیسی... #Criminal #همان_حرف

"اعتراف میکنم E4 /#همان_حوالی #همان_قاب"
"اعتراف میکنم E4 /#همان_حوالی #همان_قاب"

I would never fall in love again until I found her.

photo content

یوقتایی برنامه بزاریم دوتایی باهم مردونه گریه کنیم؟! فکر خوبیه... دوست دارم منم دوست دارم بابا🤍. #bereta #همان_حرف
یوقتایی برنامه بزاریم دوتایی باهم مردونه گریه کنیم؟! فکر خوبیه... دوست دارم منم دوست دارم بابا🤍. #bereta #همان_حرف

sticker.webp0.00 KB

ﺗﻮ ﻣﻴﺎی ﺗﻤﻮم ﻣﻴﺸﻪ ﻏﻢ ﺗﻮ ﻣﻴﺎی دﻟﻢ ﻣﻴﺨﻨﺪه...

این ترانه «مال‌کنون» از مسعود بختیاری (بهمن علاءالدین) و به گویش بختیاریه. ترجمه‌ی روانش هم اینه: «مو که از پاکی دلم چی آسمونه» من که دلم از پاکی، مثل آسمونه. «ندونم سی چه چینو وام سرگرونه» نمی‌دونم چرا با من این‌طور سرِ ناسازگاری داره / چرا از من دلگیره. «سی چینو وام سرگرونه» چرا این‌طور با من سرسنگینه و نمی‌سازه؟ مفهوم کلی این قسمت می‌شه:
«من که دلم پاک و صافه، نمی‌فهمم چرا روزگار با من این‌طور ناسازگاره و چرا این‌همه دلگیر و سخت می‌گذره.»

Gol Badineh Masoud Bakhtiyari Ata Jangoog.mp34.23 MB

مو که از پاکی دلوم🤍. با صدای #مسعود_بختیاری عزیز #همان_لحظه #همان_حوالی

صدای کیارش آرومم می‌کنه❤️‍🩹

ببخش منو اگه من کم بودم...