روانشناسی | نورآ 🌔
Open in Telegram
ـ پیشنهاد من؟ فقط کمی بهتر به آینه نگاه کن! ـ نورا | در انتظار نتایج ارشد روانشناسی بالینی. لینک ناشناس اگر حرفی داشتید: http://t.me/Chevalet_bot?start=PiBpA3fLbXsw
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
344
Subscribers
+224 hours
+287 days
+13930 days
Number of Posts
Data loading in progress...
Reactions
Comments
Telegram Stars
TOP posts by
Data loading in progress...
Publication analysis
Posts | Views dynamics | |||||
ـ و کسانی مردند که بیشتر از هر کس دیگری میخواستند زندگی کنند...🖤 | 24 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
امروز سالگرد کشته شدن این چشمهاست.
غمی که این روزها در بدنم جریان داره رو به این
چشمها تقدیم میکنم...
چشمهایی که کاش بیشتر ماه رو تماشا میکردن | 23 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
ـ نمیتوانم نجاتت بدهم. میفهمی؟ میتوانم کنارت بنشینم و موهایت را نوازش کنم. میتوانم بغلت کنم و سرت روی شانهام آرام بگیرد. میتوانم دستت را محکم بگیرم و تو را از سکوتت بشنوم اما اگر خودت را توی یک چاه بیندازی، نمیتوانم تو را بالا بکشم. نه اینکه نخواهم، فقط نمیتوانم. زورم دیگر به بدبختی نمیرسد. انقدر برای بالا کشیدن خودم به زمین و زمان چنگ زدم که دیگر جانی در تنم نمانده که بخواهم به تو بدهم. البته ذره جانی مانده، به اندازهی ته ماندهی چای که کسی نمیخوردش، اما دلم برای خودم میسوزد اگر بخواهم ببخشمش. اصلا دیگر تلخم. چند تکه چای در من مانده و شاید دو برگ آویشن برای اینکه بوی خوبی بدهم اما دیگر سردم. کمم. نمیتوانی من را سر بکشی و خستگی از تنت برود، اما میتوانی نگاهم کنی و بدانی هستم. درست همانطور که به ته ماندهی چایات نگاه میکنی و تکانش میدهی، به من نگاه کن و بدان هنوز هستم. شاید حالت خوب شد. شاید منِ تلخِ سردِ کم را همینطور که هستم خواستی. شاید تو خودت را نجات دادی و من خودم را، و گهگاهی برای سر خستهی دیگری شانه شدیم؛ و این کافی بود برای هر دومان.
#نورآ | 42 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
نمیتوانم نجاتت بدهم. میفهمی؟ میتوانم کنارت بنشینم و موهایت را نوازش کنم. میتوانم بغلت کنم و سرت روی شانهام آرام بگیرد. میتوانم دستت را محکم بگیرم و تو را از سکوتت بشنوم اما اگر خودت را توی یک چاه بیندازی، نمیتوانم تو را بالا بکشم. نه اینکه نخواهم، فقط نمیتوانم. زورم دیگر به بدبختی نمیرسد. انقدر برای بالا کشیدن خودم به زمین و زمان چنگ زدم که دیگر جانی در تنم نمانده که بخواهم به تو بدهم. البته ذره جانی مانده، به اندازهی ته ماندهی چای که کسی نمیخوردش، اما دلم برای خودم میسوزد اگر بخواهم ببخشمش. اصلا دیگر تلخم. چند تکه چای در من مانده و شاید دو برگ آویشن برای اینکه بوی خوبی بدهم اما دیگر سردم. کمم. نمیتوانی من را سر بکشی و خستگی از تنت برود، اما میتوانی نگاهم کنی و بدانی هستم. درست همانطور که به ته ماندهی چایات نگاه میکنی و تکانش میدهی، به من نگاه کن و بدان هنوز هستم. شاید حالت خوب شد. شاید منِ تلخِ سردِ کم را همینطور که هستم خواستی. شاید تو خودت را نجات دادی و من خودم را، و گهگاهی برای سر خستهی دیگری شانه شدیم؛ و این کافی بود برای هر دومان.
#نورآ | 3 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
🎞: مجموعه فولدر از آدمایی که از چیزایی که دوست دارن حرف میزنن؛ از دیلیها گرفته تا فیلم، سریال، کتاب و هر چیزی که حالشون رو خوب میکنه.
[ Explore it and find what suits you the best! ]
— ‹ FOLDER I - FOLDER II › — | 49 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
اوکی...
- صرفا عکاس.
#نورا_عکس 📷 | 91 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
احساس میکنم خاکستری شدم و نیاز دارم یکم رنگ به خودم اضافه کنم.
و در راستای این هدف، تصمیم گرفتم فصل چهارم سریال «بریجرتون» رو ببینم. بریم شروعش کنیم ببینیم چطوره:)
"باشد که رنگ زندگی بگیرم." | 106 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
خوشم اومده از چنل گردیها😂 باحاله چقدر... | 105 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
فیزیو رو توی آزمون آزمایشیها ۹۰٪ میزدم، تو کنکور فقط ۵۷٪ تونستم بزنم😭😂خیلی بدقلقه لامصب:)) | 106 | 1 | 0 | 0 | Loading... | |
✨🌻 | 104 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
خوشمزه🫴🏻🙂 | 101 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
موفقیت برازندهی توعه، ادامه بده. | 102 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
باورتون میشه تا حالا خوابگاه دانشجویی نبودم؟ تجربه خوبیه؟...
راستش خودم یکم استرس دارم بابتش، و اصلا نمیدونم چطوریه حال و هواش🫠 | 105 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
وای میتونم واسه حس این عکس بمیرم:)✨ | 171 | 1 | 0 | 0 | Loading... | |
#چالش۱۰۰روز۱۰۰دلیلبرایخوشحالی
🤎روز اول
ـ خنک شدن هوا و رسیدن پاییز😍🧡🍂 | 94 | 1 | 0 | 0 | Loading... | |
ـ چه کسی یادش هست آخرین بار کِی هنوز بچه بود؟ آخرین بازی کجا بود؟ یا آخرین باری که داشت مثل یک بچه از ته دل قهقهه میزد، از چه خندهاش گرفته بود؟ یادت نیست؛ هان؟ من هم. خودم را یادم رفته اصلا. نمیتوانم بهترین خاطرهام را به یاد بیاورم اما تا از من بدترین خاطره را بخواهی، انگار که سکه انداخته باشی توی قلک مغزم، صدای جیرینگ میآید و یک خاطره تلپی میافتد توی سرم. همین حالا هم دارم بهش فکر میکنم. تو هم داری بهش فکر میکنی. انگار بقا برای مغز آدم آنقدر مهم است که هیچ جوره بیخیال آن احساسِ خطرِ تجربه شده نمیشود.
هنوز دارم بهش فکر میکنم...
و حتی هنوز.
#نورآ | 121 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
AnimatedSticker.tgs | 119 | 2 | 0 | 0 | Loading... | |
🎞 : اگه توی چنلتون دربارهی فیلموسریال، کتاب، پلیلیست، روزمرگی، هنر، نوشته یا علایقتون میذارید، این پیامو فوروارد کنین تا توی فولدر بذارمتون و همدیگه رو پیدا کنیم.💘
Limit: تا زمانی که خط بخوره. | 120 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
در رابطه با باورهام، و نگاهم به زندگی...✨🌻 | 105 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
ـ و اگر تو نمیبودی، به من بگو من برای چه باید وجود میداشتم؟
#موزیک🎵 | 128 | 0 | 0 | 0 | Loading... |

