en
Feedback
نیمه شبِ بدون تو؛

نیمه شبِ بدون تو؛

Open in Telegram

"در این نیمه‌شبِ بی‌تو، خاطراتت تنها همدم من است.¹⁴⁰⁵/⁰⁵/¹¹" https://t.me/Fa_00_16 چنلمون:) https://telegram.me/Chatbysomebot?start=sc-szyeUSpIYM ناشناسمون:)

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
312
Subscribers
+124 hours
+27 days
-430 days
Posts Archive
ایجانننننن✨🐥

دیگه روم‌ نمیشه بگم حالم بده.....

ری اکت؟

@IMPVI.mp34.43 MB

اگه میدونید قراره زود خسته بشید با کسی خاطره نسازید. اگه میدونید حرفایی که میزنید و قول هایی که میدید کصشره دهنتونو ببندید. اگه میدونید حرمت نون و نمک حالیتون نیست ادای آدم خوبارو در نیارین. اگه میدونید نمیتونید تا آخرش کنارش بمونید از اولش نباید وارد زندگیش بشید.

اگه میشد کل زندگیمو ول میکردم از آدما دور میشدم میرفتم یه جای دوردست با گربه ها زندگی میکردم...

همه بهم میگن چرا همش تو خودتی، خب چیکار کنم بیام تو شما؟

عشق اینطوریه که دوست داری بری تو بغل خودش از دست خودش گریه کنی.

نگاه کردن بهت مثل نگاه کردن به ماه لذت بخشه، شنیدن صدات مثل شنیدن یه بی‌کلام با پیانو و صدای بارون آرامش میده، توی بغلت بودن مثل زندگی کردن توی یک کلبه‌ی چوبی وسط جنگل دور از همه باعث می‌شه احساس امنیت کنم، کنارت بودن دقیقا همون چیزیه که برای ادامه‌‌ی زندگی نیازش دارم.

بعضی آدما مثله اون ویترینی میمونن که داری رانندگی میکنی، یهو چشت میوفته بهش و به سختی یه جایی واسه پارک پیدا میکنی، وقتی نزدیک ویترین میشی میفهمی فقط از دور قشنگ بود و میبینی حتی جریمه هم شدی.

به همه گفتم خوبم ولی گوشه ناخنام زخمی بود، پوست لبام همش کنده بود، همیشه تپش قلب داشتم و فقط پاهامو تکون میدادم.

‏اصلا برام مهم نیست این موضوع متقابل هست یا نه اما من دلم برای ادما تنگ میشه؛ برای جاها، حس هایی که داشتم، روزایی که گذروندم، چیزایی که تجربه کردم. و این همیشه برام غم میاورده.

دوست نداشتم اینارو بهت بگم ولی هرجا بد آوردی، کم آوردی، هرجا باختی، هرجا برات نشد، هرجا اعتمادت نابود شد، هرجا دوییدی و نرسیدی، هرجا بد خورد تو ذوقت و ناامید شدی، هرجا دلخوشیات و آرزوهات جلو چشمت پر پر شد، یاد یه اقیانوس اشکی که برات ریختم بیوفت.

شاید دوباره خوندن همون کتاب، پایانش رو عوض نکنه؛ اما اگه هردو نویسنده رشد کرده باشن، همیشه میتونن یه فصل جدید بنویسن.

یجوری فراموشم کردی که اصلا شک میکنم من تو زندگیت بودم.

باید با هزار نفر بعد اون یه‌نفر آشنا شی تا بفهمی اون ذوقی که اون یه‌نفر برات داشت، اون‌اهمیتی که اون یه نفر بهت میداد اون علاقه ای که اون یه‌نفر بخاطر خودت بهت داشت اون هیجانی که موقع دیدنش و صحبت باهاش رد و بدل میشد با هیچکس دیگه اتفاق نمیفته.

کاش منم نمی‌دونستم دردم چیه. واضح می‌دونم این رنج از کجا میاد و کاری از دستم برنمیاد.