نیمه شبِ بدون تو؛
Open in Telegram
"در این نیمهشبِ بیتو، خاطراتت تنها همدم من است.¹⁴⁰⁵/⁰⁵/¹¹" https://t.me/Fa_00_16 چنلمون:) https://telegram.me/Chatbysomebot?start=sc-szyeUSpIYM ناشناسمون:)
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
314
Subscribers
+224 hours
-17 days
-330 days
Posts Archive
از محبتهای کوچیک خوشم میاد، نوازش کردن پوست دست، نگاههای اطمینان بخش، مرتب کردن لباسهای توی تن، بازی با انگشتها، دلایل کوچیک برای زنده موندن.
ديگه بزرگ شديم عزيزم. نميشه فرار كنيم، بايد از پس غمها و تصميمات سخت، به تنهايى بر بیایم.
نشستی داری کاراتو میکنی، یهو به این فکر میکنی کاش هیچوقت وجود نداشتی، نه اینکه بمیری، کلا از ابتدا وجود نداشتی.
کم باش اصلا نگران کم شدنت هم نباش آن کس که اگر کم باشی گمت کند آن است که اگر زیاد باشی حیفت میکند.
اشکهام رو میریزم ولی در آخر با خودم میگم همهی قدمهایی که تا به الان برداشتم قدمهای بزرگی بودن. راه افتادم در حالی که نمیتونستم به چیزی جز سیمخاردارهایی که به پاهام فرو رفته بودن فکر کنم. حتی هنوز هم وقتی سر برمیگردونم به جای رد پا رد خون میبینم، ولی ادامه میدم.
آدما یک کاری باهات میکنن که خیره بشی به سقف و از خودت بپرسی من کی انقدر محتاج دوست داشته شدن توسط یکی دیگه شدم؟
وقتی به این فکر میکنم تو روزایی که باید قشنگترین دوران زندگیم باشن انقدر تنها و ناراحتم، دلم میخواد بمیرم.
از هیچ زخمی واقعا عبور نمیکنم. پوستم بسته میشه ولی قلبم نه. خون و خون و خون تا ابد.
يهو به خودم اومدم ديدم براى هيچکس مهم نيستم شدم اون ادمى كه وقتى نيازش دارن بهش پيام ميدن زنگ ميزنن ولى وقتى كه ناراحتم و عصبيم يا خستم كسى نيست كه بياد و سعى كنه منو از اون وضعيت نجاتم بده ولى هميشه من همه رو نجات دادم تا جايى كه ميتونستم.
ببخشید اگه من ذاتم اجازه نمیده ادمی باشم که بهت اسیب برسونه، ببخشید اگه من نمیتونم ادم بد داستان باشم، ببخشید اگه قراره زیادی بهت اهمیت بدم
و تو قراره همه اینا دلتو بزنه و منو رها کنی.
