𝔓𝔞𝔰𝔱 𝔞𝔫𝔡 𝔣𝔲𝔱𝔲𝔯𝔢
Open in Telegram
🕊🚬 🚶♂️
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
374
Subscribers
-524 hours
-257 days
+5130 days
Posts Archive
یه مرحلهم هست به اسم سر شدگی
یعنی نه ناراحت میشی، نه بحث میکنی، نه گله و شکایت میکنی، نه برات اهمیت داره دیگه،
فقط انگار بدون سروصدا یه گوشهای برای خودت پیدا میکنی و از همونجا میری
خیلی رک بگم ، تحصیلات که هیچی ، جایگاه شغلی هم شعور نمیاره ، همه چیز برمیگرده به دو چیز : ذات و سفره ای که توش بزرگ شدی ...
چقدر خوبه بعضی آدما بدونن !
من قبل از اینکه به کسی بی احترامی کنم اول احترام گذاشتم قبل از اینکه از کسی متنفر بشم اول دوسش داشتم قبل از اینکه با کسی غریبه بشم اول آشنا بودم پس نگو عوض شدی
رفتار من كاملا بستگی به رفتار تو داره !
یسری پیامارو نگه دارین برای روز مبادا.
اونجا که فک کردین دل تنگ شدین
برید بخونیدشون و به یاد بیارید که چقدر با بیتفاوتی و بی ارزشی باهاتون برخورد شده
درحالی که سزاوارش نبودین. تهشم یه در کونی بزنین به دل تنگیتون و برید خودتونو خفه کنین توخوشی!
متنفرم از آن لحظه ای که احساس کنم مزاحم تنها کسی شده ام که دلم می خواهد
با او حرف بزنم.
از همان لحظه سکوت را انتخاب میکنم؛
چون هیچ گفت و گویی
ارزش تحمیل شدن به کسی را ندارد.
چقد احمق به نظر میرسیدم وقتی او میتونست تموم روز رو بدون صحبت کردن با من بگذرونه، در حالی که من هر دو دقیقه یک بار تلفنم رو چک میکردم تا ببینم به من پیام داده یا نه یا بدتر از اون پیام های دیگران رو سین میزد.
یه تیکه از کتاب «کنار درخت زیتون» نوشته سیامک تقی زاده هست که باعث میشه در لحظه بغضم بترکه؛ میگه:
"خوبم
اما اگر فکر کنم،
گریهام خواهد گرفت."
