en
Feedback
𝖧𝖾𝖺𝗋𝗍𝖻𝗈𝗎𝗇𝖽 ‼️

𝖧𝖾𝖺𝗋𝗍𝖻𝗈𝗎𝗇𝖽 ‼️

Open in Telegram

نظام اینجا سانتاسالاریه Unknown: @Heartboundbot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
450
Subscribers
+424 hours
+47 days
+430 days
Number of Posts

Data loading in progress...

Reactions
Comments
Telegram Stars
TOP posts by

Data loading in progress...

Publication analysis
Posts
Views dynamics
No text...
1326031Sign in to view analytics
sticker.webp
146000Sign in to view analytics
ببخشید.
146000Sign in to view analytics
کونگ قراره جنازه باشه...
147000Sign in to view analytics
Perth santa_ سفید مشکی(میشه با نوشته‌ی انگلیسی باشه؟..)
161200Sign in to view analytics
این پیام + پست رو فوروارد کنید توی چنلتون  براتون ازاینا درست کنم هرکسی که فور کردن لطفا حتما یک رنگ و کاپل بگه کسایی که چنل ندارن دوست داشتن اسمشون و رنگ و کاپل تو انون بهم بگن حتماً حتماً رنگ و یه کاپل بگید جواب ها تو چنل چلنج قرار میگیره Limit :  خط میخوره
148000Sign in to view analytics
No text...
126400Sign in to view analytics
sticker.webp
163000Sign in to view analytics
شما بنویسید من خودم روزی ده بار میخونم
154100Sign in to view analytics
همون
153000Sign in to view analytics
من چنلمم ایگنوره حتی
152000Sign in to view analytics
فوبیامه
154000Sign in to view analytics
.
154000Sign in to view analytics
آدم می‌ترسه بنویسه ایگنور شه
155000Sign in to view analytics
خب همون دیگه
156000Sign in to view analytics
کسی نمیخونه اخه دیوکنه ها
154000Sign in to view analytics
جدی سخته
149000Sign in to view analytics
کاش فلانم گشاد نبود منم نوشته‌مو شروع میکردم
149004Sign in to view analytics
توی فلانم عروسیه همش فیکشنا‌ و ای‌یو های قشنگ قشنگ میبینم.
148100Sign in to view analytics
‌ ‌ ‌‌‌ ㅤ ⊹ #Tidemark ⊹ جزر و مد میاد و می‌ره اما همیشه ردی از خودش رو روی ساحل به‌جا می‌ذاره. پرث تاناپون بعد از حادثه‌ای که
‌ ‌ ‌‌‌ ㅤ ⊹ #Tidemark ⊹ جزر و مد میاد و می‌ره اما همیشه ردی از خودش رو روی ساحل به‌جا می‌ذاره. پرث تاناپون بعد از حادثه‌ای که براش اتفاق افتاده و بیرون اومدن از کما، متوجه می‌شه که چندین ماه از زندگیش رو از دست داده. پس از سال‌ها سخت درس خوندن برای رسیدن به رویاهاش، تمام گذشته‌ای که به یاد نمیاره و آینده‌ای که همیشه می‌خواسته رو پشت سرش رها و شبانه به جزیره‌ای دور از مرکز شهر سفر می‌کنه؛ جایی که هیچ‌کس اون رو نمی‌شناسه و آدم‌ها با ترحم بهش خیره نمی‌شن. سفر ناگهانی پرث، دوست صمیمیش، نانی رو هم ناخواسته درگیر می‌کنه و در طی این سفر، هردو با افراد جدیدی آشنا می‌شن که زندگی‌شون رو تغییر می‌دن. ‌ ‌ ‌⊹ Characters ⊹ ‌
104900Sign in to view analytics