en
Feedback
نهنگ در استکان

نهنگ در استکان

Open in Telegram

الگوی ابر ها شده ام من با گریه های گاه به گاهم... . #مهدیه_سادات_حسینی_راد راه ارتباطی؛ https://t.me/HarfChatBot?start=bb115b0e56e5 🌻🩵

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
208
Subscribers
+124 hours
+37 days
+330 days

Data loading in progress...

Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+187
in 1 channels
August '260
in 4 channels
Get PRO
July '26
+24
in 29 channels
Date
Subscriber Growth
Mentions
Channels
12 September+1
11 September+3
10 September0
09 September0
08 September+2
07 September0
06 September0
Channel Posts
تا صبح چشمم را به سقف خانه می‌دوزم شب های زیبایی که می‌گفتی همین بودند؟ #پانته‌آ_صفایی

2
باد دلتنگ آخر شهریور بودی؛ دفعتاً آمدی لباس‌های پشمی را در گنجه جُستی و چون خزان از ساق‌هایم بالا خزیدی رنگ دنیایم را عوض کردی همه‌چیزم را به باد دادی و خیلی زود در اولین برف گم شدی رهایم کردی چون دبستان متروکه‌ای که شیشه‌هایش را سنگ زده باشند... #جواد_گنجعلی
41
3
إِنَّا هَدَيْنَاهُ السَّبِيلَ إِمَّا شَاكِرًا وَإِمَّا كَفُورًا ما راه را به او نشان دادیم یا سپاس‌گزار خواهد بود یا ناسپاس. الإنسان(٣)
65
4
No text...
71
5
مجددا هم
71
6
. مرا رازی‌ست اندر دل، به خون دیده پرورده... ولیکن با که گویم راز؟ چون مَحرم نمی‌بینم قناعت می‌کنم با درد، چون درمان نمی‌یابم تحمل می‌کنم با زخم، چون مرهم نمی‌بینم خوشا و خُرّما آن دل که هست از عشق بیگانه! که من تا آشنا گشتم دلِ خُرّم نمی‌بینم #سعدی
79
7
مرا رازی‌ست اندر دل، به خون دیده پرورده... ولیکن با که گویم راز؟ چون مَحرم نمی‌بینم #سعدی
1
8
هزار عاشق دیوانه در من است که هرگز به هیچ بند و فسونی نمی‌کنند رهایت... #حسین_منزوی
131
9
‌ لو داده داستان تو را رنگ گونه ات حتماً درست مثل خودم عاشقی انار... #مهدیه_سادات_حسینی_راد دلت به قلعه آغوش او پناه آورد که+5
‌ لو داده داستان تو را رنگ گونه ات حتماً درست مثل خودم عاشقی انار... #مهدیه_سادات_حسینی_راد دلت به قلعه آغوش او پناه آورد که غم به جان تو افتاد مثل خون آشام اگر جهان موازی نداشتی در شعر تمام سهم تو از او چه بود؟ چند پیام #فاطمه_اشرفی_راد یادگاری از سفر گرگان شهریور ۱۴۰۵؛ همراه @Fateme_Ashrafi_Rad 🩵 / بخشی از شعرهایی که در این سفر سروده شد :))
237
10
تو آمدی طرفم، من مسیر کج کردم و با دلم که برای تو بود، لج کردم گذشتم از تو که با دردهام هم‌دستی گذشتم از تو که کل گذشته‌ام هستی... #مهدیه_سادات_حسینی_راد
99
11
‌. بعد ازین ردّ گريه‌هايم را جاده‌ها چشم بسته می‌خوانند چمدان‌های خسته می‌دانند رهسپار كدام سو هستم #حسین_صفا مِه و جاده و در
‌. بعد ازین ردّ گريه‌هايم را جاده‌ها چشم بسته می‌خوانند چمدان‌های خسته می‌دانند رهسپار كدام سو هستم #حسین_صفا مِه و جاده و درّه
196
12
تاریخ انقضای رسیدن گذشته است... بار اند روی دوش من این بال ها فقط! #مهدیه_سادات_حسینی_راد
159
13
چه بگویم در وصف دنیا؟! اولش رنج، و آخرش نابودی است... _ علی‌بن‌ابی‌طالب‌علیه‌السلام @alaviaat | نهج‌البلاغه،خطبه ۸۲
161
14
تموم دارایی‌م خیال کردنمه
175
15
‌ هرچه مرهم می‌گذارم بند می‌آید مگر؟ ای وطن خون تو از اروند می‌آید مگر؟... #یاسر_قنبرلو
503
16
کلا به نظرم بیت هایی که موج، دریا، ماهی دارن یک جور دیگه قشنگن.
169
17
ای موج پر از شور که بر سنگ سرت خورد! برخیز! فدای سرت، انگار نه انگار... ‌ #فاضل
150
18
همه لرزش دست و دلم از آن بود که عشق پناهی گردد پروازی نه گریزگاهی گردد. آی عشق! آی عشق! چهرهٔ آبیت پیدا نیست #شاملو
170
19
ریشه‌ام هرچه می‌دوید، مرا از تو یک عمر دورتر میکرد..‌. #هلیا_درخشان
157
20
https://t.me/mtncalvoem/373 ممنونم از لطفتون✨
170