247
Subscribers
-224 hours
-67 days
-7230 days
Posts Archive
247
پرسید: او هم هنوز تو را به یاد دارد؟
با لبخندی غمگین به او گفتم:
من وقتی که کنارش بودم هم فراموش شده بودم.
247
من گفتم عیبی نداره ولی بعدش دیگه از ته دل نخندیدم، دیگه نتونستم اعتماد کنم، یه قسمتی از من برای همیشه از دست رفت، ذوقم کور شد، برق چشمام خاموش شد، من گفتم عیبی نداره ولی تا دلت بخواد عیب داشت.
247
یکی از خصلتهای عجیبی که دارم اینه که وقتی آدمها بهم بدی میکنن یا با رفتارشون رومخم میرن همون لحظه چیزی نمیگم، طوری رفتار میکنم انگار هیچی نشده اما عقب ذهنم دارمش، بعد هی جمع میشه، هی جمع میشه، یهو طرف رو بدون هیچ حرفی از زندگیم پاکش میکنم، شاید طرف فکر کنه بیدلیله ولی من کلی دلیل بابتش از قبل تو ذهنم دارم.
