00:00
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
373
Subscribers
No data24 hours
-27 days
+11430 days
Posts Archive
371
دلم میخواد بریم یجای دور از آدما شب باشه، بارون بیاد ، بغلت کنم، سیگار بکشیم و تا خود صبح حرف بزنیم.
371
میگفت:
در فروپاشیهایم، اشکی نریختم..
و حالا برای گیر کردن لباسم به دستگیرهی در زار میزنم..
طوری که انگار هیچ راهی
برای بیرون آمدن نیست...
این حاصلِ نادیده گرفتن رنجی است که باید در آغوش میگرفتم...
