en
Feedback
جالببود | JaLebBooD

جالببود | JaLebBooD

Open in Telegram

قدرت گرفته از شما ؛ کسخل محتوامون جالبه ! https://t.me/JaLebBooD2

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
4 762
Subscribers
-1124 hours
+4037 days
+2 99430 days
Posts Archive
پرونده گریس خیلی معروف میشه و حتی پوستراش تا کاناده میره اما چون هیچ مدرکی نداشتن، کاراگاه پرونده “ویلیام کینگ”‌ کاری از دستش بر نمیاد و قضیه میخوابه
 سال ۱۹۳۴ پرونده دوباره باز میشه
و وقتی دوباره معروف میشه، پلیس یه تماس از طرف شخصی ناشناس دریافت میکنن که بهشون زنگ میزنه و خیلی جدی جزئیات قتل گریس رو تعریف میکنه حتی میگه که کشتن و خوردن اجزای بدن گریس، ۹ روز طول میکشه
@JaLebBooD2 | کیمیآ

اما دستگیری اصلی البرت از کجا شروع میشه؟
سال ۱۹۲۸ خانواده‌ی باد با ۵ تا بچه دارن زندگیشونو میکنن یکی از این بچه‌ها پسری به اسم ادوارده که ۱۸ سالشه
وضع مالی خانواده متاسفانه خیلی داغونه برای همین ادوارد یه آگهی استخدام منتشر میکنه شخصی به اسم مثلا فرنک جوابش رو میده و میگه که یه مزرعه‌ی بزرگ داره و حقوق خوبی میده، حتی میگه که خودش و برادرش میتونن اونجا کار کنن و بخوابن
و خانواده‌ی باد هم فرنک رو به خونشون دعوت میکنن وقتی فرنک میره خونشون با گریس باد، دختر ده ساله‌ی خانواده خیلی صمیمی میشه درحدی که گریس روی پاش میشینه و از روزش براش تعریف میکنه
موقع رفتن که میشه فرنک میگه من یه خواهرزاده دارم که از قضا دقیقا همسن گریسه و تولدش هم هست😨 بدید گریسو ببرم تولد
خانوادشم بعد گرفتن آدرس خونه‌ی خواهر فرنک قبول میکنن و این آخرین باری میشه که گریس رو دیدن قرار بود که گریس شب برگرده اما وقتی برنگشت با خودشون گفتن شاید خسته بوده یا چیزی شده که نتونسته بیاد و اون شب گذشت فردا که دیدن گریس برنگشت رفتن به آدرسی که فرنک بهشون داده و دیدن اصلا همچین مکانی وجود خارجی نداره
 رفتن پیش پلیس و فهمیدن حتی فرنک هم وجود خارجی نداره🙏🏻 @JaLebBooD2 | کیمیآ

ادامشو میگم آروم باشید

بچها البرت هنوز به جریان قاتل شدنش نرسیده داستانمون طولانی تر از این حرفاس واسه امشب دیگه بس برید فردا براتون میزارم ساعتشو تو کامنتا بگین @JaLebBooD2 | کیمیآ

یکی پیدا میشه که میگه این شرایطو قبول داره، البرت هم با خوشحالی میره جایی که قرار بود همو ببینن اما زرت😏 خانمه به پلیس گزارش میده و پلیس دستگیرش میکنه
پلیس میره خونه زندگی البرتو میگرده و اون پدالو پیدا نمیکنه صرفا یه هات داگ و هویج پلاسیده‌ی گند و کثافت از ته کمدش پیدا میکنه
و میپرسه اینا برای چیه البرت هم میگه میکنمشون تو کونم خب وا به شما چه😐😐
پلیسم میفرستتش بیمارستان روانی، حدودا ده روز اونجا میمونه و بعد میگن این مشکلی نداره صرفا یه پیرمرده بیچاره‌ی بدبخته که حوصله‌ش سر رفته برای دیگران نامه مینویسه حالا گفت میخوام عنتو بخورم، نخورد که واقعا😣
@JaLebBooD2 | کیمیآ

توی نامه‌های بعدی البرت چیزهای بدتری میگفت که همه رو پشیمون میکرد صرفا میخواست اونجاش خوشحال بشه حالا مهم نبود به چه روشی 😍 مثلا میگفت من میخوام شاشتو بریزی تو لیوان بدی بخورم یا میخوام همون موقع که داری میرینی، دهنمو بذارم زیر کونت و عنتو مثل کره بادوم زمینی بخورم از تمام کسایی که کره بادوم زمینی دوست دارن معذرت میخوام.😅 @JaLebBooD2 | کیمیآ

خلاصه که ازدواج استلا و البرت کلا ده روز طول میکشه و بعدش استلا از البرت طلاق میگیره
جالبه بدونید دلیل طلاقش صرفا برای این بود که البرت ازش میخواست باهاش خشن باشه و اون کارهارو استلا باهاش بکنه اما اون علاقه‌ای نداشت بچه‌هاش تا مدت‌ها باهاش در ارتباط بودن و مشکلی باهاش نداشتن
بعد از اون البرت دوباره شروع میکنه به نامه نگاری
توی نامه خودش رو جای یه نفر دیگه میذاره و میگه که من یه داداش/پسر مریض به اسم بابی دارم، دکتر بهش گفته باید روزی چندبار کمربند بزنی به کونش😣 گاییدی ما رو با کونت مرتیکه سگ حشر
یا مثلا به بعضی‌ها میگفته اگه بیاید من هرکاری میخوام باهاتون بکنم بهتون سی و پنج هزار دلار میدم
و خب چندتا خانم قبول کردن و نامه‌ش رو جواب دادن @JaLebBooD2 | کیمیآ

حالا اون بازی‌ها چطوری بودن البرت یه بار که میخواسته باهاشون بازی کنه میره تو اتاق و کاملا لخت درحالی که فقط یه شورت قهوه‌ای تنشه برمیگرده البرت سه تا بازی محبوب داشته
۱. به بچه‌ها یه شونه/برس داده بوده و میگفته پشتم بشینید و با انگشت‌هاتون یه عدد رو نشون بدید، اگه من نتونستم درست حدس بزنم با اون شونه بزنید تو کونم
اما درحالی که بچه‌ها ده تا انگشت داشتن، مثلا عدد ۱۵ رو حدس میزده:)))) تنها چیزی که تو دنیا میخواسته این بوده که بزنن تو‌ کونش😂😂😂😂
۲. میگفته روی پشتم سر بخورید برید پایین و همزمان ناخوناتون رو روی پوست کمرم بکشید تا خودتون‌ رو بالا نگه دارید
۳. میگفته سوزن فرو کنید زیر ناخوناتون و بزنید به کمرم  که خوشبختانه بچه‌ها گفتن نه درد داره چطوری بکنیم زیر ناخونامون که البرت کم لطفی نکرد، کرد زیر ناخونای خودش و اجراش کرد تا بفهمن چطوری
ذره‌ای البرت براشون مهم نبود اینطوری بودن که نههه ناخونامون درد میگیره😭 @JaLebBooD2 | کیمیآ

بین این نامه نگاری‌ها با یه خانمی به اسم استلا آشنا میشه که بچه هم داره بچه‌هاش کوچیکترن
البرت میره خونه‌ی استلا و باهم آشنا میشن و استلا از اینکه میبینه البرت خیلی خوب با بچه‌هاش ارتباط گرفته خیلی خوشحال میشه و خوشش میاد
به حدی که البرت از یه جایی به بعد میرفته پیش استلا اصلا خود استلا رو آدم حساب نمیکرده فقط با بچه‌هاش بازی میکرده
@JaLebBooD2 | کیمیآ

یه دوره نامه نگاری و اینجور چیزا خیلی زیاد شده بود از سرگرمی‌های البرت این بود که برای آدم‌های رندوم نامه‌های مزخرف و حال بهم زن بنویسه و بفرسته براشون
و با فکر اینکه اونا اینو میخونن و حالشون بد میشه اونجاش خوشحال میشده یا اینکه قبل اینکه جایی (مثلا خونه‌ی کسی) رو ترک کنه، گوشه‌ی اونجا یه تپه میریده و با فکر اینکه طرف میاد میبینه یه تپه گوه اونجاست اونجاش خوشحال میشده احتمالا حتی الان که میبینه ما با کاراش حالمون بد شده هم اونجاش خوشحال میشه☺️☺️☺️ آلبرت مامانتو نامنام @JaLebBooD2 | کیمیآ

یا مثلا یک بار موقع غذا که سر میز نشسته بودن یکی از دختراش میبینه البرت خیلی داره وول میخوره
ازش پرسید چیشده البرت گفت سه تا سوزن جدید کردم تو خودم دارن اذیتم میکنن دخترشم پرسید چرا😭

گفت اینا همش دستورات خداوند و عیسی مسیحه! من همه‌ی این کارهارو به خاطر اونا انجام میدم😐😐😐😐 تن عیسی تو گور لرزید
البرت خیلی دیندار بود اما طوری که انجیل و مسیحیت رو ترجمه میکرد متفاوت بود، از نظر اون تمام‌ کارهایی که میکرد دستور خدا بود و میگفت خب اگه اشتباهه خدا یه نشونه میفرسته که انجامش ندم
@JaLebBooD2 | کیمیآ

یکی دیگه از کارهای موردعلاقش این بوده که
یه پدال چوبی داشته که روش کلی میخ‌ و سوزن‌های بزرگ چسبونده بوده و با اون کون و دم و دستگاهشو کتک میزده و خوشحال میشده💞
و بچه‌هاش انقدر به این رفتارها عادت داشتن که حتی براشون عجیب هم نبود
مثلا یه بار اون پدالو یکی از پسراش دید و دید که روش کلی خون حتی تیکه‌های گوشت چسبیده و رفت به باباش گفت این چیه چیکار داری میکنی مرد
باباشم گفت به تو چه خودمو میزنم باهاش خیلی حرف بزنی توروهم میکنم تو‌ کونم @JaLebBooD2 | کیمیآ

تصورم از کون البرت: @JaLebBooD2 | کیمیآ
تصورم از کون البرت: @JaLebBooD2 | کیمیآ

یکی از کارهای موردعلاقه‌ش این بوده که سوزن فرو میکرده تو پایین تنش، زیر شکمش، دم و دستگاهش و حتی توی سوراخ کونش:)))

و بعضی وقتا انقدر زیاد فرو میکرده که دیگه در نمیومدن و همون تو میموندن
یکی دیگه از کارهاش این بوده که پارچه یا حوله رو تا میکرده و فرو میکرده تو کونش و بعد اون پارچه یا حوله رو آتیش میزده
 و یادتون نره ها حتی ایناهم خوشحالش میکردن یعنی اینطوری نبود که این کارارو بکنه اذیت شه، خوشحال میشده ببخسید ولی برای واقعی @JaLebBooD2 | کیمیآ

البرت جان سرگرمی‌های متفاوت و زیادی داشته برای شروع، آدمخواری میکرده و حتی به بچه‌هاش هم غذاهایی با گوشت خام میداده و خود ازا
+1
البرت جان سرگرمی‌های متفاوت و زیادی داشته برای شروع، آدمخواری میکرده و حتی به بچه‌هاش هم غذاهایی با گوشت خام میداده و خود ازاری میکرده حالا ینی چی خود ازاری ؟؟ @JaLebBooD2 | کیمیآ

حالا که بیوگرافی قاتل تموم شد بریم سر اصل داستان ترجیحا غذا نخورید موقع خوندن اینا☺️ @JaLebBooD2 | کیمیآ

توی سال ۱۹۱۷ زنش با یه مرد دیگه بهش خیانت میکنه و بعد از تقریبا بردن کل وسایل و لخت کردن خونه، البرت رو ترک، و فرار میکنه البرت میمونه، یه خونه خالی و ۶‌ تا بچه ولی خب اون هیچ وقت به بچهه هاش آزار نرسوند @JaLebBooD2 | کیمیآ

و از اونجا به بعد البرت دست به کارهای جدیدی میزنه☺️☺️ @JaLebBooD2 | کیمیآ

خلاصه که ازدواج عالیشون ادامه پیدا میکنه تا سال ۱۹۰۳ که البرت به خاطر دزدی میوفته زندان
و حتی اونجاهم به خاطر پسرهای زیادی که دور و برش بودن تمام مدت خوشحال میشه
از زندان که میاد بیرون هم به پسربازی و این داستانا ادامه میده تا که یه دوست پسر پیدا میکنه که با عرض معذرت اسمشو یادم نیست
دوست پسرش برای دیت میبرتش موزه
نمیدونم واقعا چه موزه‌ای بوده ولی اونجا یه آلت تناسلی نصف شده میبینه و میفهمه یه چیزهایی داره توش برانگیخته میشه و چیزهای جدیدی خوشحالش میکنن
حشریت رید به بشریت آلبرت @JaLebBooD2 | کیمیآ

عکس جوونیاشه حالا نه تنها کمر آهنین، بلکه کلا خانواده البرت همشون مشکلات روانی داشتن و با اینکه خانواده محترمی بودن در کل، آد
عکس جوونیاشه حالا نه تنها کمر آهنین، بلکه کلا خانواده البرت همشون مشکلات روانی داشتن و با اینکه خانواده محترمی بودن در کل، آدم عادی بینشون پیدا نمیکردی یعنی البرت اولین مشکل‌دار خانواده نبوده🙏🏻 @JaLebBooD2 | کیمیآ