͏ ͏ ͏ ͏ ͏ NIKISM.ᶻ 𝘇 𐰁
Open in Telegram
͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ͏ ㅤㅤ ㅤㅤ.2005 's boıㅤㅤㅤㅤㅤㅤㅤ ㅤ ㅤ nlkismbot.t.me 🇯🇵 иıkı 's daılıㅤㅤ ͏ ͏ ͏ ͏
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 106
Subscribers
+2024 hours
+1597 days
+18430 days
Posts Archive
Repost from 𝗳𝗮𝘁𝗲. ( ot 7 )
✧˚ · . برای دسترسی راحت و بهتر𝒪ne-𝒮hots ≛ وانشات ها 𝘽𝙧𝙤𝙠𝙚𝙣 𝙬𝙞𝙣𝙜𝙨
ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : 𝘚𝘶𝘯𝘬𝘪𝘽𝙧𝙚𝙖𝙩𝙝𝙚 𝙗𝙖𝙘𝙠
ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : 𝘑𝘢𝘺𝘸𝘰𝘰𝘯𝙋𝙖𝙥𝙚𝙧 𝙥𝙧𝙤𝙢𝙞𝙨𝙚𝙨
ᴄᴏᴜᴘʟᴇ : 𝘏𝘦𝘦𝘫𝘢𝘬𝘦
Repost from 𝘊𝘭𝘰𝘷𝘦𝘳 ✤
° ᨳ 🍂 𝆹𝅥 𝆹𝅥 ෧ °、🧡 𓂃ᡴꪫ
𝘓𝘪𝘬𝘦 𝘵𝘩𝘦 𝘧𝘪𝘳𝘴𝘵 𝘣𝘭𝘰𝘰𝘮 𝘰𝘧 𝘴𝘱𝘳𝘪𝘯𝘨, 𝘰𝘶𝘳 𝘴𝘵𝘰𝘳𝘺 𝘣𝘦𝘨𝘢𝘯 𝘲𝘶𝘪𝘦𝘵𝘭𝘺, 𝘸𝘪𝘵𝘩 𝘵𝘸𝘰 𝘩𝘦𝘢𝘳𝘵𝘴 𝘧𝘪𝘯𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘸𝘢𝘳𝘮𝘵𝘩 𝘪𝘯 𝘦𝘢𝘤𝘩 𝘰𝘵𝘩𝘦𝘳’𝘴 𝘱𝘳𝘦𝘴𝘦𝘯𝘤𝘦.🌿
𝙂𝙚𝙣𝙧𝙚: 𝘼 𝙜𝙚𝙣𝙩𝙡𝙚 & 𝙥𝙧𝙚𝙩𝙩𝙮 𝙖𝙘𝙦𝙪𝙖𝙞𝙣𝙩𝙖𝙣𝙘𝙚🌼
𝙐𝙣𝙠𝙣𝙤𝙬𝙣: @HhloveEn7Bot𐙚𐙚__ 𝓱𝓮𝓮𝓱𝓸𝓸𝓷 ° 𝜗𝜚 ☆、
Repost from Always✞⁷
+4
اواخر ماه مارچ بود. نسیم خنک بهاری،درختان سبز رنگ رو به رقص در میاورد و در زیر درختان سبز،دو پسر از هوای دلنشین لذت میبردند. "جیا،مرسی که اومدیم اینجا" "خواهش میکنم بیبی،من هر جایی که باعث خوشحالی تو شه میبرمت" "وای جیا،چقدر تو خوبی" بلافاصله بعد از حرفش بوسه ای نرم بر لبان پسر گذاشت. "من اصلا بابت اینکه همسری مثل تو دارم،پشیمون نیستم" پسر بزرگتر لبخندی زد و ایندفعه او پیش قدم برای بوسیدن لبای پسر کرد. بعد از دو دقیقه از هم جدا شدند و پسر کوچیکتر،روی زیرانداز دراز کشید. نسیم خنک دیگری وزید و باعث رقصان شدن درختان شد. "وونی،سردت نیست؟" "نه جیا" مشغول نوازش موهای نرم، پسر کرد،جونگوون از حس آرامشی،که از مردش میگرفت لبخند ملیحی زد،ناخوداگاه چشماش روی هم افتاد و به خواب شیرینی رفت. پسر همچنان،مشغول نوازش موهای پسر بود،ناگهان با دیدن ابرای پف پفی در آسمان،سرشو چرخوند که پسر رو صدا کنه،با دیدن چشمای بسته پسر،لبخندی زد و بوسه ای به پیشانی،پسر هدیه داد. جونگوون،تکونی خورد ولی از شدت،خستگی چشماشو،باز نکرد. پسر همچنان،مشغول نوازش موهای همسرش،بود و از هوای خنک،لذت میبرد.𝖩𝖺𝗒𝖶𝗈𝗇𓍯
Repost from ㅤsaudade : پڪ استاتیڪ
Repost from N/a
☘ 𝖥𝗈𝗋 𝖫𝗈𝗏𝖾𝗅𝗒 𝗍𝗋𝖾𝖺𝗍 °
#Shuhua ° #kpop
⭑𝖲𝖾𝖾 𝗆𝗈𝗋𝖾 𝗉𝖺𝖼𝗄 °
Repost from N/a
☘ 𝖥𝗈𝗋 𝖲𝖾𝖾 𝗌𝗁𝖾𝗅𝗅 °
#Miyeon ° #kpop
⭑𝖲𝖾𝖾 𝗆𝗈𝗋𝖾 𝗉𝖺𝖼𝗄 °
