en
Feedback
𝒞𝒶𝓉𝒶𝓃𝒾𝒶

𝒞𝒶𝓉𝒶𝓃𝒾𝒶

Closed channel

𝐵𝑒𝑡𝑤𝑒𝑒𝑛 𝑤𝑜𝑟𝑑𝑠, ℎ𝑒𝑎𝑟𝑡𝑠 𝑐𝑜𝑙𝑙𝑖𝑑𝑒 ٬ ٬ تحت حمایت انجمن نویسندگان ونوس

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
528
Subscribers
-724 hours
+47 days
+6830 days
Posts Archive
Catania ⚜ #part89 چی شد یهو؟ _ تای حالت خوبه؟ - هه هه آره بابا ماتئو ‌کیه؟ حتما خیلی بهت لطف داره که این همه کمکت کرده! _ ماتئو همسایه منه واقعا مرد خوبیه این چند وقت خیلی حواسش به ما بود مخصوصا لیلی - آها چه خوب حالا مطمئنی آدم خوبیه؟ نباید انقدر زود به آدما اعتماد کنی! بهتره خیلی نزدیکش نشی این روزا نمیشه به هیچکس اعتماد کرد! _ راست میگی آدما واقعا عوضی شدن ولی باور کن ماتئو آدم خوبیه حالا میبینیش خودت اون موقع میفهمی چی میگم پوزخندی زد از کنارم بلند شد با تعجب منم بلند شدم وا چی کار می‌کنه؟ چرا رفتارش عجیب شده؟ - خب فکر نکنم این همسایه درست کارشو کرده باشه وگرنه تا الان لیلی پیدا شده بود میرم خودم رسیدگی کنم _ واقعا نیازی نیست - این چه حرفیه؟ شما خیلی برای من عزیزین لبخند عمیقی رو لبم جا خوش کرد

Repost from N/a
یاشار ارباب بی رحمی که شب مرگ پدرش به دختردشمنش توعمارت تجاوز میکنه🤤🍑
https://t.me/+WJ3xHzCJDhgxMjhk https://t.me/+WJ3xHzCJDhgxMjhk پاهام رو بالا داد و شدید تر از قبل خودش رو بهم کوبید... 🍆 صدای کوبیده شدن بدن هامون حسابی توی اتاق پیچیده بود. دوباره دردم گرفت... دلم میخواست هر چه زود تر تمومش کنه... یه دفعه ایستاد و به رونهام چنگ زد...همزمان چشمهاش رو بست و فا*ک غلیظی گفت.... 🤤 همون لحظه هجوم مایع داغی رو توک.صم حس کردم... 💦 با بیحالی کنارم افتاد و شروع کرد به نفس نفس زدن اما من... بهت زده به خونی که رو ملافه سفید ریخته شده بود زل زدم😭🩸 https://t.me/+WJ3xHzCJDhgxMjhk https://t.me/+WJ3xHzCJDhgxMjhk ۲۱پاک

Repost from N/a
ددی با خشم به من نگاه کرد _ بیا اینجا پسرم هقی ریزی زدم _ نمیقام چرا داداشی لو پوشک نمیتونی🥺 ددی با کلافگی گفت _ داداشی پسر بزرگی روی تخت جیش💦 نمیکنه توی خودم جمع شدم _ هق منم بزلگم دیگه هق جیش نموکونم❗️ یهو یکی از پشت منو بغل کرد _ ولی باید پوشک بشی همه نی نی ها پوشک میشن 😏 با کولی بازی زدم زیر گریه و با مشت زدم به سینه داداشی _ اوف بیا اینو زوتر پوشک کن می‌خوام برم بخوابم 👿🔥 https://t.me/+WnI2-1QkGbViOTg0 https://t.me/+WnI2-1QkGbViOTg0

Repost from N/a
کیاوش همراهم وارد حموم شد و باسن لختمو چنگ زد.توی گوشم با لحن خماری زمزمه کرد -میدونستی من همیشه دوست داشتم موقعی که شکمت بخاطر تخمام بالا اومده توی بهشتت بکوبم کوچولو💦👅😈 اروم اروم نزدیکم شد و منو لبه ی وان نشوند...پاهامو باز کرد و به ک×ص خیسم زل زد -اوممم...کیاوش بخورش...اهههححح...ببین برای تو خیس کردم...آبمو لیس بزن🤤🍆 لبه های بهشتمو از هم باز کرد و زبونشو از پایین تا بالا کشید...چوچولمو مک محکمی زد که موهاشو چنگ زد و به خودم فشار دادم -اهههههحححح ایییی اوممم بخورشش اووففف🔞🔞 با دست دیگم،ممه‌مو مالیدم و نوکشو لای دوتا انگشتم فشار دادم... https://t.me/+LBfxFUdt-aJhMjY0 https://t.me/+LBfxFUdt-aJhMjY0 https://t.me/+LBfxFUdt-aJhMjY0 صب پاک

Repost from N/a
_باید بزاری ببوسمت... نه ازت متنفرم _چرا؟! چون......... _چیه؟ چرا حرفتو میخوری؟ یه قدم به سمتش برداشتم و تو بغل گرفتمش و بلندش کردم _هی ولم کن بزارم زمین عوضی _چیه حسودیت شده که با یه دختر خوابیدم؟ اینجاکلیک کن خوشگله🫦

Repost from N/a
🩵『 𝐀𝐥𝐞𝐱 & 𝐇𝐚𝐤𝐚𝐧 』🤍 دو قلب یخ‌زده؛ یک عشق که قرار نبود شکوفه بزند. عشق ممنوعه بین دو برادر ناتنی😱 عشقی که از تنفر
🩵『 𝐀𝐥𝐞𝐱 & 𝐇𝐚𝐤𝐚𝐧 』🤍 دو قلب یخ‌زده؛ یک عشق که قرار نبود شکوفه بزند. عشق ممنوعه بین دو برادر ناتنی😱 عشقی که از تنفر شروع شد🔞🫦 https://t.me/+kTIXSI4GAStmODA0

Catania ⚜ #part88 نگرانی صداش باعث شد بغض بدی تو گلوم بشینه خیلی وقت بود کسی نگران نمیشد برای ما _ لیلی رو... بردن - چی میگی آمیار؟ کی برده؟ از خدمات اجتماعی؟ _ نه نه کاش از اونجا بود هق دزدیدنش هق هق اشک هام دونه دونه پایین می‌ریخت تای شوکه شده بود و فقط نگاهم می‌کرد بعد چند لحظه انگار به خودش اومد که محکم دستاش دورم حلقه شد _کی این اتفاق افتاده چرا دایانا چیزی به من نگفت خیلی خب آروم باش من اینجام باهم پیداش میکنیم _دیروز اتفاق افتاد به دایانا نگفتم خودش حالش اصلا خوب نیست نمیخوام سربارش باشم اکه بفهمه خودشو مجبور میکنه کنارم باشه _اینطوری نگو حتما کلی عصبانی میشه که بهش نگفتی دوستا برای همین وقتا هستن دیگه باید میگفتی بهش حالا اینارو ولش کن پیش پلیس رفتی؟ _آره _خب چی شد _دقیق نمیدونم حالم اصلا خوب نبود تمام مدت ماتئو کاراش انجام می‌داد الانم اون حواسش هست تای یهویی از حالت نگران دراومد اخماش تو هم رفته بود

Repost from N/a
مافیای خشنی که ک.ص زیر دست کوچولشو با کلفتش ج.رمیده💀🖕🏿 بادستش چو.چولمو مالیدو با گذاشتن لب‌هاش روی لب‌هام ناله‌مو خفه کرد.🫦🔥 گردنمو مک محکمی زدو دم گوشم زمزمه کرد: -کلفتیشو حس میکنی؟🍆 چشم‌هام رو بستم. بین پاهام آبشار راه افتاده بود.💦 دلم می‌خواست هرچه زودتر داخل خودم حسش کنم. یعنی می‌دونست که من چند ماهه دارم جون میدم که زیرش بخوابم؟ لبم رو به دندون گرفتم و با دست‌هام ملحفه رو محکم کشیدم. - به اندازه ی کافی خیس نشده؟💧 انگشتش رو توی دهنم فرو برد و بعد از اینکه خیس شد بین پام کشیدش و آروم واردم کرد. روحم از تنم بیرون کشیده شد...🔞❌ https://t.me/+BG3z0tsuivQ2ZjE0 https://t.me/+BG3z0tsuivQ2ZjE0 ۱۲شب پاک

Repost from N/a
چشم هام رو بستم که دیلـــ💧ــدو رو بیشتر داخلم کرد. نمیتونستم جیغ بزنم چون دستش رو دور دهنم گرفته بود. - تحمل بعدی یکم سختتره
چشم هام رو بستم که دیلـــ💧ــدو رو بیشتر داخلم کرد. نمیتونستم جیغ بزنم چون دستش رو دور دهنم گرفته بود. - تحمل بعدی یکم سختتره آماده ای دختر کوچولو؟ 😈❌ هیچی نمیتونستم بگم فقط سرم رو تکون دادم. چند ثانیه که گذشت خنکیِ لوبریکانت رو دم سوراخــ ــم حس کردم و به ثانیه نکشید که کیــ🍆ــرشو با تمام توانش داخلم کرد. جیغ زدم اما صدام به جایی نمیرسید. کل بدنم از درد جمع شده بود و نمیتونستم تکون بخورم. بازوش رو دور گردنم حلقه کرد که مجبور شدم سرم رو بالا بیارم. حالا میتونستم داد بزنم. - دارم میمیرم. درش...بیار...🥵💧 این جمله کافی بود تا کیــرش رو تا ته داخل کونـ💦ــم فرو کنه. با تمام وجودم جیغ کشیدم که موهام از پشت کشیده شد. تند تند عقب جلو میکرد. -امشب تا صبح قراره بهم کون بدی بچه... 👿🔥 https://t.me/+BG3z0tsuivQ2ZjE0 https://t.me/+BG3z0tsuivQ2ZjE0 https://t.me/+BG3z0tsuivQ2ZjE0 ۹شب پاک

Repost from N/a
_پــ*ـرده‌م رو نزن ساواش!🫦 بی توجه بهم، سینه م رو تو مشت بزرگش چلوند! و آلـــ*ـت بزرگ و قطورش رو مالید به پایین تنــــه‌م.🔞
_پــ*ـرده‌م رو نزن ساواش!🫦 بی توجه بهم، سینه م رو تو مشت بزرگش چلوند! و آلـــ*ـت بزرگ و قطورش رو مالید به پایین تنــــه‌م.🔞♨️ _خودم میدونم پرده ی زنم رو بزنم یا نه! _زن صوری،عقد صوری! یادت نره ساواش! پوزخندی زد و یهو خودش رو به ته تهام کوبید که جیغم به آسمون رفت!🍑🩸 _بیــــشرف زبون میریزی نمیگی ساواش زبونمو میخوره؟ اجبار مجبار حالیم نیست نفس پـ*ـرده ت رو زدم تا اخر عمرت محکومی به من!😈👅 https://t.me/+6uz1TEiUIHBiZjFk https://t.me/+6uz1TEiUIHBiZjFk https://t.me/+6uz1TEiUIHBiZjFk
#اروتیـــــــک_زناشـــــــــویی🔞 #ازدواج‌اجـــــــباری
۹صب پاک

این پارتــــم تقدیم به شما قشنــــگای نـــــاز 💋✨

Catania ⚜ #part87 دستم رو دست گیره در بود یه دقیقه مونده بود برم تو چشمامو محکم فشردم با لبخند هول برگشتم سمتش _ آره آره خونم طبقه بالاست چیزه... چیزه، اومدم در بزنم ببینم صاحبخونه چیزی نیاز نداره - چی میگی آمیار به تو چه ربطی داره آخه؟ _ نه آخه چیزه چون پیره خیلیم به ما لطف کرده بلاخره منم باید جبران کنم دیگه! - آها خب نمیریم بالا؟ _ چرا چرا بریم زودتر از اون خودمو رو پله ها انداختم درو باز کردم و تعارف کردم بره تو با لبخند وارد شد نگاهش تو خونه میچرخید _ درسته خونه کوچیکه ولی وایب خوبی بهم میده - آره واقعا فضای خوبی داره مبارک باشه لیلی کجاست پس؟ فکر میکردم تا الان از مدرسه اومده باشه! لبخندم خشک شد بدنم شل شد پکر خودمو پرت کردم رو مبل سرمو تکیه دادم به پشتی چی میگفتم بهش؟ میگفتم عرضه نداشتم ازش مراقبت کنم که تو روز روشن خواهر کوچولومو بردن؟ من نمیتونم هیچ کاری بکنم... تای بغلم نشست - چی شده؟ لیلی چیزیش شده؟

پارت تقدیم به شما قشنگای زیبا 💋✨ امیدوارم از خوندن پارت لذت ببرید 🫶🥹 ریکشن فراموش نشـــــــه قشنگــــــا 😇🤭

Catania ⚜ #part86 Amiar گوشی رو حرصی قطع کردم واقعا بیشعوره! ماشینو روشن کردم به محله که رسیدم برعکس همیشه خیلی شلوغ بود کلی مرد تو خیابون بود همه تو هول و ولا بودن هرکی یه سمتی میرفت هرچی سرعت ماشینو کم کردم و سرک کشیدم نفهمیدم چی کار میکنن ای بابا، چه خبر بود؟ به من چه آخه؟ تو این گیرودار من به چه چیزایی فکر میکنم جلو خونه پارک کردم مردی جلوی در وایستاده بود این کیه دیگه؟ با فکر اینکه حتما ماتئو هست از ماشین پیاده شدم خواستم صداش کنم که برگشت سمتم شوکه خشکم زد - نمیخوای بهم خوش آمد بگی؟ _ باورم نمیشه! چطوری پیدام کردی؟ با هیجان بغلش کردم مثل همیشه دستاش دور کمرم حلقه شد همچنان باورم نمیشد برگشته - با کلی چونه زدن آدرستو از دایانا گرفتم _ واقعا نمیدونی چقدر خوشحالم از اومدنت بیا بریم تو درو باز کردم ناخودآگاه رفتم سمت خونه ماتئو - خونت اینجاست؟ دایانا گفت طبقه دومی که شوکه سرجام وایستادم

لینک رمان‌های پیشنهادی نویسنده🏳‍🌈

𝒞𝒶𝓉𝒶𝓃𝒾𝒶
آمیار پسر ساده‌ای که تو منطقه مردی که همه ازش می‌ترسن گیر میکنه‌وراه فراری نداره {یا عاشقم میشی و با خواست خودت میای پیشم یا بزور میارت تو بغلم..😈} #مافیایی #عاشقانه #گی https://t.me/+sZJE3yUS8642ZDE8
REQUIEM for ThE FaLLeN GoDS
در دنیای فراموش شده تارین، پسر بهال خدای قتل، برای فرار از سرنوشت خونینش دنبال قدرتی می گردد که او را به یک خدا تبدیل کند. استارین، برده ی خون آشامی که قرن ها در اسارت بوده، فقط آزادی میخواهد؛ حتی اگر دنیا را نابود کند. #دارک رومنس #ماجراجویی #فانتزی #پاور باتم #BL https://t.me/+EiE1qEPWYMkwODdk
𝗣𝗦𝗬𝗖𝗛𝗢
داستان پسر قاتلی که خودش رو محبوب و مهربون بین مردم جا داده. تا وقتی که مارکوس به این حقیقت پی میبره. اما باز هم گرفتار میشه و نمیتونه از دستش فرار کنه. ⛓️ #روانشناختی #جنایی #جوانان #BL https://t.me/+cwg3nqIiFws5MmI0
𝗠𝘆 𝗧𝗿𝗼𝘂𝗯𝗹𝗲 𝗜𝘀 𝗬𝗼𝘂 🥀🔞 تو دردسر منی
ماتئو پسر یکی از بزرگترین تاجر های ایتالیاست که یه قرار داد باعث کشش ممنوعه با رقیب باباش میشه و...🔞 #عاشقانه #دارک رومنس #اروتیک🔞 #بوی لاو https://t.me/+QllghR00RBcyNjdk
هاکان"الکس
دو برادر ناتنی که سال ها با تنفر از هم بزرگ شدن که کم کم بهم حس پیدا می کنن از تنفر تا عشق دو برادر ناتنی #شاد #غمیگن #درام #معمایی https://t.me/+kTIXSI4GAStmODA0
اَترنوم 🦋🌧
پسری که توی کارگاه تابوت سازی کار میکنه با پسری اشنا میشه که هر روز میاد و تابوت سفارش میده کم کم متوجه میشه اون پسر خودش روح و... #عاشقانه #گی #دارام #فانتزی https://t.me/+-NqzYsaub3kxMDk0
مات عشق 💦🫦
مدیر مافیایی‌ که جلوی منشی کوچولوش کم میاره و تصمیم‌میگیره که توی دفترش با اون سکس کنه و... #مافیایی#رومنس#BL https://t.me/+Dvlr79EZSMw4NTA0
میراث جهان زیرین🔥
رئیس براتوا بعد از آزاد شدن از زندان فقط به هدف داره، دزدیدن خواهر بزرگ ترین دشمنش و... #مافیایی #دارک_رومنس https://t.me/Dreamer066m
کاغذ از جنس واقعیت,
اینجا جاییه که هر داستانی می تونه تو رو وارد دنیای جدید کنه 😨 از بی ال و جی ال گرفته تا استریت، از شخصیت های رمان ایرانی و خارجی تا فیکشن های جذاب از سلبریتی ها و ایدل و کاپل های محبوب 🫦🔞 #استریت #بی_ال #جی_ال https://t.me/+D48cvREm4CszZGY0
سَـ🩸ـرنوشـتِ سُـرخ
دختری انسان در ازدواجی اجباری با وارث خون‌آشامان، میان عشق، خیانت و رازهایی مرگبار گرفتار می‌شود. #خون‌آشامی #سلطنتی #عاشقانه https://t.me/+YRuNiGAwQtpiYzM0
″𝕤𝕖𝕟𝕠𝕣𝕚𝕥𝕒 | دوشـیـزِه″
گازی از گونه عروسش گرفت ... _هیششش...خوبه؟؟....اینطوری دوست داری؟؟ صدای ناله بلندش جری ترش کرد،حرکت دستش رو تندتر کرد #درام #رومـانـتـیـک #اروتـیـک #مـافـیا #بـزرگـسـال https://t.me/+T-EIKDhEt6E0NDU8
برادر ناتنی من❤️‍🔥🔞
خواهر برادر ناتنی که تو مستی باهم ص...کس میکنن و قول میدن اون شبو فراموش کنن ولی مگه میشه فراموش کرد‌....🤫🔞 #عاشقانه #صحنه‌دار #ممنوعه https://t.me/+sgQg1AQmVxhlMmJk
عـمـوـ😈ـی هـ🫦ـات
دختری که تنها تو خونه بود عموش مست میکنه میاد کــ/ـص شو جر میده🔞💦 #محارم #فول.سکسی https://t.me/+F0tCIv3d2VswZDA0
عروسک های کلیسا
برای پرداخت بدهیم یه راهبه ج.نده شدم و به پدر کلیسا کــ/ـص میدم🔥👅 #سکسی #اروتیک https://t.me/+VVDACy0LpdMwMDZk
کـ🍑ـون ژله ای❤️‍🔥😈 +
مربی جذاب و خشنی که هرشب زنشو جوری جر میده نتونه راه بره🍑 #صحنه دار #سکسی #عاشقانه https://t.me/+nsD4JKFstZ40NTI0

پارت تقدیم به شما 💋 ریکشن فراموش نشه! 😉 اگه پارت بعدی رو میخواین حتما به 20 تا برسونید 😅😜

Catania ⚜ #part85 مشخص بود اصلا حوصله نداره اخمی از این گرفتگیش کردم با لحنی که سعی میکردم نگرانیمو نشون ندم گفتم - کجایی؟ صدای ماشین میاد حالت خوبه؟ نکنه دوباره حالت بد شده؟ بیام دنبالت؟ _ نه خوبم اومدم سرکار ولی خب... ولش کن مهم نیست دیگه داشتم میرفتم خونه غذا درست میکنم تا بیای - خیلی خب مطمئنی خوبی؟ میتونم بیام دنبالت _ نه بابا اوکیه راستی شماره منو از کجا داشتی؟ یادم نمیاد بهت شماره داده باشم از سر این سوتی های پشت سر هم محکم چشمام روی هم فشار دادم - خودت بهم دادی حواست کجاست؟ دیگه داری نگرانم میکنی! هول شده خندید _ عه، نه بابا خوبم فقط یکمی حواس پرت شدم پس من برم دیگه توهم زود بیا مراقب خودت باش _ توهم مراقب خودت باش دردسر

𝒞𝒶𝓉𝒶𝓃𝒾𝒶
آمیار پسر ساده‌ای که تو منطقه مردی که همه ازش می‌ترسن گیر میکنه‌وراه فراری نداره {یا عاشقم میشی و با خواست خودت میای پیشم یا بزور میارت تو بغلم..😈} #مافیایی #عاشقانه #گی https://t.me/+sZJE3yUS8642ZDE8
REQUIEM for ThE FaLLeN GoDS
در دنیای فراموش شده تارین، پسر بهال خدای قتل، برای فرار از سرنوشت خونینش دنبال قدرتی می گردد که او را به یک خدا تبدیل کند. استارین، برده ی خون آشامی که قرن ها در اسارت بوده، فقط آزادی میخواهد؛ حتی اگر دنیا را نابود کند. #دارک رومنس #ماجراجویی #فانتزی #پاور باتم #BL https://t.me/+EiE1qEPWYMkwODdk
𝗣𝗦𝗬𝗖𝗛𝗢
داستان پسر قاتلی که خودش رو محبوب و مهربون بین مردم جا داده. تا وقتی که مارکوس به این حقیقت پی میبره. اما باز هم گرفتار میشه و نمیتونه از دستش فرار کنه. ⛓️ #روانشناختی #جنایی #جوانان #BL https://t.me/+cwg3nqIiFws5MmI0
𝗠𝘆 𝗧𝗿𝗼𝘂𝗯𝗹𝗲 𝗜𝘀 𝗬𝗼𝘂 🥀🔞 تو دردسر منی
ماتئو پسر یکی از بزرگترین تاجر های ایتالیاست که یه قرار داد باعث کشش ممنوعه با رقیب باباش میشه و...🔞 #عاشقانه #دارک رومنس #اروتیک🔞 #بوی لاو https://t.me/+QllghR00RBcyNjdk
هاکان"الکس
دو برادر ناتنی که سال ها با تنفر از هم بزرگ شدن که کم کم بهم حس پیدا می کنن از تنفر تا عشق دو برادر ناتنی #شاد #غمیگن #درام #معمایی https://t.me/+kTIXSI4GAStmODA0
اَترنوم 🦋🌧
پسری که توی کارگاه تابوت سازی کار میکنه با پسری اشنا میشه که هر روز میاد و تابوت سفارش میده کم کم متوجه میشه اون پسر خودش روح و... #عاشقانه #گی #دارام #فانتزی https://t.me/+-NqzYsaub3kxMDk0
مات عشق 💦🫦
مدیر مافیایی‌ که جلوی منشی کوچولوش کم میاره و تصمیم‌میگیره که توی دفترش با اون سکس کنه و... #مافیایی#رومنس#BL https://t.me/+Dvlr79EZSMw4NTA0
میراث جهان زیرین🔥
رئیس براتوا بعد از آزاد شدن از زندان فقط به هدف داره، دزدیدن خواهر بزرگ ترین دشمنش و... #مافیایی #دارک_رومنس https://t.me/Dreamer066m
کاغذ از جنس واقعیت,
اینجا جاییه که هر داستانی می تونه تو رو وارد دنیای جدید کنه 😨 از بی ال و جی ال گرفته تا استریت، از شخصیت های رمان ایرانی و خارجی تا فیکشن های جذاب از سلبریتی ها و ایدل و کاپل های محبوب 🫦🔞 #استریت #بی_ال #جی_ال https://t.me/+D48cvREm4CszZGY0
سَـ🩸ـرنوشـتِ سُـرخ
دختری انسان در ازدواجی اجباری با وارث خون‌آشامان، میان عشق، خیانت و رازهایی مرگبار گرفتار می‌شود. #خون‌آشامی #سلطنتی #عاشقانه https://t.me/+YRuNiGAwQtpiYzM0
″𝕤𝕖𝕟𝕠𝕣𝕚𝕥𝕒 | دوشـیـزِه″
گازی از گونه عروسش گرفت ... _هیششش...خوبه؟؟....اینطوری دوست داری؟؟ صدای ناله بلندش جری ترش کرد،حرکت دستش رو تندتر کرد #درام #رومـانـتـیـک #اروتـیـک #مـافـیا #بـزرگـسـال https://t.me/+T-EIKDhEt6E0NDU8
برادر ناتنی من❤️‍🔥🔞
خواهر برادر ناتنی که تو مستی باهم ص...کس میکنن و قول میدن اون شبو فراموش کنن ولی مگه میشه فراموش کرد‌....🤫🔞 #عاشقانه #صحنه‌دار #ممنوعه https://t.me/+sgQg1AQmVxhlMmJk
عـمـوـ😈ـی هـ🫦ـات
دختری که تنها تو خونه بود عموش مست میکنه میاد کــ/ـص شو جر میده🔞💦 #محارم #فول.سکسی https://t.me/+F0tCIv3d2VswZDA0
عروسک های کلیسا
برای پرداخت بدهیم یه راهبه ج.نده شدم و به پدر کلیسا کــ/ـص میدم🔥👅 #سکسی #اروتیک https://t.me/+VVDACy0LpdMwMDZk

دستشو رو گردامبالوهای نرمت بزاره و لبای اناریتو هورت بکشه...💦❤️‍🔥🫦 https://t.me/addlist/fJMioi2NwMwyNTFk لیست برا چیدم داغ و شهوانی #تریسام #گی #خشن #اروتیک #صحنه_دار...🍆🍓🔞 https://t.me/addlist/fJMioi2NwMwyNTFk بمال روش تا گیر نیفتادی...👅‼️ 9صبحpak