en
Feedback
𝒞𝒶𝓉𝒶𝓃𝒾𝒶

𝒞𝒶𝓉𝒶𝓃𝒾𝒶

Closed channel

𝐵𝑒𝑡𝑤𝑒𝑒𝑛 𝑤𝑜𝑟𝑑𝑠, ℎ𝑒𝑎𝑟𝑡𝑠 𝑐𝑜𝑙𝑙𝑖𝑑𝑒 ٬ ٬ تحت حمایت انجمن نویسندگان ونوس

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
528
Subscribers
-724 hours
+47 days
+6830 days
Posts Archive
Catania ⚜ #part99 ماتئو با لذت خنده ای جنون وار سر داد اMP5 شو زمین گذاشت و حالا، جلوی در مدیریت اوسوالدو گرکو بود با یه لگد درو باز کرد اوسوالدو روی صندلیش بود به منظره بیرون خیره بود پشتش به ماتئو بود ماتئو لبخندی زد با قدم های اروم و مستحکم رفت سمتش کنارش روی میزش نشست درحالی که به ستاره ها و منظرهٔ زیبای شب نگاه میکرد گفت - شب قشنگیه، موافقی؟ میدونستی نوری که از بعضی از ستاره ها میبینیم مال هزاران سال قبله؟ و ممکنه حالا دیگه زنده نباشن؟ و خیلیا تازه متولد شده باشن؟ لبخند محوی زد - آدما هم یجورایی همینن نگاهش روی نورهای شهر چرخید - بعضیا می‌رن، ولی اسمشون می‌مونه بعضیا خاطره می‌شن... بعضیا هم اون‌قدر بی‌اهمیتن که حتی بعد از رفتنشون آسمون یه ذره هم تاریک‌تر نمی‌شه! سکوت سنگینی برقرار بود ماتئو دوباره نگاهشو به ستاره ها دوخت - امشب چند تا نور خاموش شد اوسوالدو! ولی نگران نباش نگاهشو به چشمای اوسوالدو دوخت - آسمون هنوز پر ستارس

فقط یکی مونده!

6 تا ریکشن تا پارت جدید مونـــــــــده قشنگـــــــا! 🙈 یادتون نـــره! 🤗

پارت 98 تقدیم به شما قشنگـــــــا! 🫶💋 ریکشن یادتون نره ها! 🙈

Catania ⚜ #part98 همون لحظه، فالکو تمامی مکالمات رو از طریق شنود های جای گذاری شده شنید سریع به کروو و لوپو وصل شد و گفت _ فهمیدن... وقتشه! ماتئو دریافت کرد، پوزخندی زد - پس شروع کنید! و فقط با همون یک جمله تمامی MP5 ها نشونه گرفتن دو تا از افراد جلو، در ها رو باز کردن ماتئو به همراه بقیهٔ لوپوها وارد شدن همون لحظه گارد مانچینی هم اومد درگیری شروع شد صدای شلیک، خشم، خون و آهن همه جا رو فرا گرفته بود کروو با دقت کامل همه جا رو گشت ولی اثری از لیلی نبود...! گشتن فایده ای نداشت لیلی اینجا نبود! پائولو سریع وصل شد و گفت _ لیلی اینجا نیست احتمالا تو زمین های دیگهٔ مانچینی بردنش دستور چیه؟ ماتئو اخمی کرد تابی به گردنش داد و گفت - بازی دیگه تمومه کسی زنده نمونه سریع کار همه رو تموم کنید و بنگ! تو یه چشم بهم زدن تمام افراد مانچینی پخش زمین بودن خون از در و دیوار ساختمون چکه میکرد بوی خون و غرور همه جا رو فرا گرفته بود

Repost from N/a
#مافیایی‌خشن🔞 #کی.ر کلفت شو تو #ک.صم کوبید و نوک سینه هامو چنگ زد👅 _ بازی با شاهزاده مافیا به قیمت از دست دادن #بکارتت تموم می شه کوچولو جیغی از درد و #لذت کشیدم كیرش خیلی #کلفت بود سیلی محکمی به بالای #ک.صم کوبید و محکم تر #تلمبه زد _ وقتی تخمامو تو رحمت کاشتم می فهمی با بد کسی در افتادی نعنا کوچولو💦 وحشت زده تقلا کردم اما دستو پاهامو به تخت بسته بود _نه نه ولم کنن اههه کمک اهههه بسههه اومم کمرشو چرخوند و چشمام از شدت #شهوت سیاهی رفتن...❌ https://t.me/+POodBYUOtuthOWZk https://t.me/+POodBYUOtuthOWZk ۱۲پاک

قشنگا نمیخواین ریکشن بزارین؟ 😕

ریکشن فراموش نشـــــــــه! 🫶

Catania ⚜ #part97 مثل یه سایه خارج شدن ماشین های اسپرینتر کمی دور تر پارک شده بودن گروه کروو پشت کارخونه مستقر بودن گروه لوپو جلوی کارخونه مستقر بودن همه فقط منتظر یک جمله بودن تا حمله شروع بشه _ فالکو به تمامی گروه ها، دوربین ها هک شد ماتئو پوزخندی زد گردنشو کج کرد و با صدایی بم گفت - شروع کنید و تمامی گروه ها حرکت کردن دقیقا طبق نقشه پیش رفتن هر دو گروه وارد کارخونه شدن و گارد ها رو از بین بردن بدون هیچ صدایی وارد ساختمون شدن یکی از اپراتورهای مانچینی با حس مشکوک بودن دوربین ها شروع به چک کردن دوربین ها کرد چند تا از دوربین ها رفتار غیرمعمولی داشتن _ اَه، دوربینا چشون شده؟ کمی بررسی کرد متوجه شد اطلاعات سیستم با دوربین ها جور در نمیاد اخمی میون ابروهاش نشست سریع به تیم کنترل وصل شد _ دوربین ها تو کنترل ما نیست اعلام آماده باش بدین تیم کنترل به محض دریافت هشدار حالت آماده باش گرفتن شروع به برسی اطراف کردن سیستم نظارتی طبیعی نبود - همهٔ واحد ها آماده باشن احتمال نفوذ داریم

ریکشن ها جدیدا دارن کم کاری میکننا! 😓 اگه تا نیمه شب به 20 تا ریکشن رسید یه پارت دارید، ولی اگه تا فردا به 25 تا ریکشن برسه یه پارت هدیه هم داریــــــــم! 😌☺️

تریسـام آب آور دو تا خواهر که از قضـا یکیشون زنداداش پسرس🤤💦🍆 کــ*یر دیار تو کــ*صم عقب جلو شد و بهگل نوک سینـه‌‌مو مکید. - داگــ*ـی شو شیوا، بزار خواهرت ببینه با این کــ*ص به کـ*یرم حال میدی تا یاد بگیره🤤🔞 آهی کشیدم و قمبل کردم -داگی شو بهگل، میخوام سوراخ جفتتون و بگام💦 بهگل با کــ*صی که حسابی خیس شده بود کنارم قمبل کرد. اسپنکی به کـ*ونم زد و سوراخشو دم کـ*ص بهگل تنظیم کرد. - تو آب باباتون چی بوده همچین کـ*ص صورتی ساخته براتون؟ کـ*یرشو یهویی تو کـ*ص خواهرم فرو کرد، بهگل از درد جیغ کشید - آروم باش خواهری چیزی نیست، الان دردش میره… با داد بلند تری که زد دلسوز بهش نگاه کردم و … https://t.me/+Ta7KT2iu6BowNGM0 https://t.me/+Ta7KT2iu6BowNGM0

12 تا ریکشن قشنگا؟

Catania ⚜ #part96 باند مانچینی حتی از خاطره ها هم حذف میشد! بعد یک ساعت راه افتادیم سمت کالابریا همه افراد مسلح و اماده بودن حتی خودم چهرم پوشیده و مخفی بود حداقل چهرم نباید فاش میشد از اینه نگاهی به اطراف انداختم تقریبا 10 تا ماشین بودن افراد ما بیش از 60 نفر بودن ولی فقط 40 نفرشون قرار بود حضور پیدا کنن بقیه نظارت میکردن همه چی درست پیش بره تعدادی تو محله میموندن تا غریبه ای وارد محل نشه خشم سرتاسر بدنمو احاطه کرده بود کنترل کردن خودم داشت سخت و سخت تر میشد سرمو به پشتی ماشین تکیه دادم چشم بستم و نیشخندی زدم حالا وقتش بود خودی نشون بدم بالاخره رسیدیم لبخند عمیقی زدم چشمامو باز کردم نگاهی به پائولو انداختم چشمکی زدم و پیاده شدم چه شبی باشه امشب خیلی وقت بود خودی نشون نداده بودم وقتش بود یکم بازی کنم! Narrator و حالا؛ وقتش رسیده بود مرسدس بنز های جی کلس مشکی تو تاریکی استتار شدن ایرفون هایی که مخصوص ارتباط باهم بود وصل شد ماسک های بالکلاوا رو پوشیدن

Repost from N/a
من یاشار ارباب بزرگترین عمارت ایرانم 🔥 به تازگی به ایران برگشتم واستاد سک×سای مختلف وعجیب با کلی زنو دخترم ولی هیچکدوم تاحال
من یاشار ارباب بزرگترین عمارت ایرانم 🔥 به تازگی به ایران برگشتم واستاد سک×سای مختلف وعجیب با کلی زنو دخترم ولی هیچکدوم تاحالا نتونستن ارباب کوچولورو راضی کنن😈🔞 با شناخت ساحل توایران دختر بزرگترین رقیبم کل معادلاتم بهم خورد دختربچه ای‌که خودش نمیدونه دختر یه خانزادس تو عمارت من اسیر شده و هر شب با وحشت پا به تختم میزاره ومثلشو هیچ جا ندیدم🤤🩸 روزی که پدرش حسام فهمید دخترش تو دست من اسیره....👿 https://t.me/+WJ3xHzCJDhgxMjhk https://t.me/+WJ3xHzCJDhgxMjhk صب پاک

Repost from N/a
کلی از رمانهای صحنه‌دار تابستونی و براتون اوردم🍑🔞 https://t.me/addlist/exYPzrxqCzs2YWI0 #اروتیک#خشن#بی‌دی‌اس‌ام #فول‌صحنه‌و
کلی از رمانهای صحنه‌دار تابستونی و براتون اوردم🍑🔞
https://t.me/addlist/exYPzrxqCzs2YWI0 #اروتیک#خشن#بی‌دی‌اس‌ام #فول‌صحنه‌و ...🥵👅 https://t.me/addlist/exYPzrxqCzs2YWI0 بشدت دارای محدودیت سنی میباشد🚷❌ ۱۲پاک

Repost from N/a
کور شدم انقد نصف شبی ج‌ق زدم😭💧 https://t.me/addlist/exYPzrxqCzs2YWI0 همتون گزارش این چنلای رمانو بدید خیلی صحنه دارن 😳🍆❌
کور شدم انقد نصف شبی ج‌ق زدم😭💧
https://t.me/addlist/exYPzrxqCzs2YWI0 همتون گزارش این چنلای رمانو بدید خیلی صحنه دارن 😳🍆❌ https://t.me/addlist/exYPzrxqCzs2YWI0 ۸صب پاک

Repost from N/a
فقط دخترای ک‌ص تپلی جاشون اینجاست🫦🍑 https://t.me/addlist/exYPzrxqCzs2YWI0 رمانخون س‌کسی این فولدر و اد تلگرامت که آخر شبا ا
فقط دخترای ک‌ص تپلی جاشون اینجاست🫦🍑 https://t.me/addlist/exYPzrxqCzs2YWI0
رمانخون س‌کسی این فولدر و اد تلگرامت که آخر شبا احتیاجت میشه😭🙊🔞
https://t.me/addlist/exYPzrxqCzs2YWI0 ۴صب پاک

Repost from N/a
بچسبونیش به کنج دیوار دستت بره لاپاش از رو شورت انقدر براش بمالی که شل بشه و مقاومت نکنه🤤🔥🔞 https://t.me/addlist/exYPzrxqC
بچسبونیش به کنج دیوار دستت بره لاپاش از رو شورت انقدر براش بمالی که شل بشه و مقاومت نکنه🤤🔥🔞
https://t.me/addlist/exYPzrxqCzs2YWI0 https://t.me/addlist/exYPzrxqCzs2YWI0 https://t.me/addlist/exYPzrxqCzs2YWI0 کلی ژانر خفن داریم اینجا 😲 ارباب برده ای _ازدواج اجباری_مافیایی_س‌کسی_بزرگسال و.... ── ⋅ ⋅ ⋅ ──── ⋅ ⋅ ⋅ ── 🔞این فولدر برای زیر 18سال قفله🔞 ۲۴پاک

دنبال رمانایی هستی که تا نصف شب خوابت نبره؟ 😈🥵💦 یه فولدر سکسی و خیس کننده داریم پر از بهترین و جذاب ترین چنل‌های رمان تو ا
دنبال رمانایی هستی که تا نصف شب خوابت نبره؟ 😈🥵💦 یه فولدر سکسی و خیس کننده داریم پر از بهترین و جذاب ترین چنل‌های رمان تو این فولدر قرار گرفته! از عاشقانه و مافیایی گرفته تا دارک، فانتزی و هیجانی... زود جوین شو تا از دستش ندادی! https://t.me/addlist/G3PdYxt7VlM5Mzc0

دنبال رمانایی هستی که تا نصف شب خوابت نبره؟ 😈🥵💦 یه فولدر سکسی و خیس کننده داریم پر از بهترین و جذاب ترین چنل‌های رمان تو ا
دنبال رمانایی هستی که تا نصف شب خوابت نبره؟ 😈🥵💦 یه فولدر سکسی و خیس کننده داریم پر از بهترین و جذاب ترین چنل‌های رمان تو این فولدر قرار گرفته! از عاشقانه و مافیایی گرفته تا دارک، فانتزی و هیجانی... زود جوین شو تا از دستش ندادی! https://t.me/addlist/G3PdYxt7VlM5Mzc0