en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

ܦ̈ࡐ‌ܠܙِ ߊ‌َࡅ߭ܭَُܢܚ݅ࡅ߳ܨ

ܦ̈ࡐ‌ܠܙِ ߊ‌َࡅ߭ܭَُܢܚ݅ࡅ߳ܨ

Closed channel

ناشناسمون🎀✨ https://telegram.me/TeIeCommentBot?start=sc-ay_2418_an گپمون🍓👀 https://t.me/+g2jGOlg8zysyYzU0

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
431
Subscribers
-124 hours
+157 days
+8630 days
Posts Archive
هر چیزی که تو رو نکشه، قوی‌ترت می‌کنه؟ نه. چیزی که تجربه کردم، سخت بود. به من آسیب زد. زخم‌هایی گذاشت که هنوز هم بعضی وقت‌ها درد می‌کنه. اگه امروز قوی‌تر به نظر می‌رسم، نه به خاطر اون اتفاق، بلکه به خاطر اینه که با وجودش، زخم‌هام رو ترمیم کردم و خودم رو دوباره ساختم.

Video message00:15

و در نهایت قلبتم با مغزت هم نظر میشه و بازی تموم میشه.

هیچوقت کسیو مجبور نکردم پیشم بمونه،از من بهتر دیدی سفت بچسب بهش.

جنده برا ما لفظه،برا شما سبک زندگی.

جدى جدى قضيه تربيت‌خانوادگی و اينكه آدما سرچه سفره‌هايى بزرگ شدن، خيلى مهمه.

آدما با خداحافظی میرن؛ مادرجنده‌ها با خیانت.

رفتی ولی اغوشتو بجز من به رو هیچکس باز نکن

درسته، شاید من هیچ موقع از کسی کمک نخوام؛ ولی حتما یادم می‌مونه که کی بهم پیشنهادش رو داد.

‏پسرا میگن دوستت دارم ولی لیتو میگه ارزومه بندازم دستت حلقه.

من نمی‌دونم من و تو الان چی هستیم و چی شدیم، ولی دلم برای اون چیزی که بودیم تنگ شده. می‌دونی بدترین قسمتِ از دست دادنِ یه آدم چیه؟ این نیست که دیگه نیست...اینه‌ که هنوزم هزار بار در طول روز یادت می‌ره که نیست. یه اتفاق قشنگ می‌افته..ناخودآگاه گوشیت رو برمی‌داری، دلت می‌خواد براش بفرستی، حتی اسمش رو هم پیدا می‌کنی بعد یهو انگار یکی آروم دستت رو می‌گیره و یادت می‌اندازه: دیگه نه. و تمام ذوقت، تو همون چند ثانیه، می‌میره. هیچ‌کس درباره‌ی این چند ثانیه حرف نمی‌زنه. همه از رفتن می‌گن... اما هیچ‌کس نمی‌گه آدم، بعد از رفتنِ یکی، صدها بارِ دیگه هم عزادار می‌شه. هر بار که می‌خنده، هر بار که یه آهنگ قدیمی می‌شنوه، هر بار که از کنار یه خیابون رد می‌شه، هر بار که بی‌اختیار اسمش تا نوک زبونش میاد.. و هر بار که دوباره یادش می‌افته دیگه هیچ راهی برای برگشتن وجود نداره. من دلم برای «تو» تنگ نشده، دلم برای اون آدمی تنگ شده که کنار تو بودم، برای اون آدمِ ساده‌ای که هنوز باور داشت بعضی آدما تا آخر عمر می‌مونن، دلم برای اون نسخه از خودم تنگ شده که هنوز دلش قرص بود، که هنوز از شنیدنِ زنگِ گوشی، لبخند می‌زد، که هنوز دنیا براش جای ترسناکی نبود. تو فقط نرفتی بلکه با رفتنت، اون آدم رو هم با خودت بردی. من هنوزم نمی‌دونم آخرین بار کی با هم حرف زدیم، آخرین بار کی خندیدیم. آخرین بار کی گفتیم: بعداً صحبت می‌کنیم. کاش آدم می‌فهمید بعضی "بعداً" ها، هیچ‌وقت نمی‌رسن. قسم می‌خورم اگه می‌دونستم آخرین باره...نه بحثی می‌کردم، نه غروری داشتم، نه حتی عجله‌ای برای رفتن. فقط یکم بیشتر نگاهت می‌کردم. چون حافظه، بی‌رحم‌ترین چیز دنیاست. صدات یادم رفته، خنده‌ت یادم رفته. حتی بعضی وقتا می‌ترسم صورتت رو هم یه روز فراموش کنم. و این فکر از خودِ رفتنت دردناک‌تره. می‌دونی آدم دقیقاً کِی می‌شکنه؟ نه روزی که یکی می‌ره، روزی که می‌فهمه دیگه هیچ خاطره‌ی جدیدی با اون آدم ساخته نمی‌شه. همه‌ی خاطره‌هایی که داشتین، همون تعداد باقی می‌مونن. دیگه هیچ «یادته؟» ای بهش اضافه نمی‌شه، هیچ عکس تازه‌ای، هیچ خنده‌ی تازه‌ای، هیچ «مواظب خودت باش» ای. انگار زندگی، یه کتاب رو از وسط می‌بنده و تو تا آخر عمر، فقط همون چند صفحه‌ی قدیمی رو دوباره و دوباره می‌خونی، به امید اینکه شاید این بار، پایانش عوض شده باشه. من نمی‌دونم من و تو الان چی هستیم، فقط بعضی شب‌ها قبل از خواب، یه فکرِ احمقانه ولم نمی‌کنه. اینکه شاید...تو هم یه شب، بی‌دلیل، صفحه‌ی چتمون رو باز کنی..نه برای اینکه چیزی بنویسی، نه برای اینکه برگردی. فقط برای اینکه مطمئن بشی واقعاً یه زمانی، یکی بود که با رسیدنِ یه پیامِ تو، دنیاش قشنگ‌تر می‌شد. و بعد...بی‌صدا از چت خارج شی. درست همون‌جوری که از زندگیِ من خارج شدی. و می‌دونی غم‌انگیزترین قسمتِ همه‌ی این داستان چیه؟ اینکه ما هنوز زنده‌ایم، هنوز نفس می‌کشیم. هنوز شاید گاهی، از کنار هم رد بشیم. اما یه جای این دنیا، دو نفر برای همیشه گم شدن. دو نفری که یه روز به هم قول داده بودن: هر اتفاقی بیفته، همدیگه رو از دست نمی‌دیم. و هیچ‌کدوم نفهمیدن... آخرین باری که کنار هم بودن، داشتن با تمومِ آینده‌ای که می‌تونستن با هم داشته باشن، خداحافظی می‌کردن. .صاد.

تولدم مبارک🥹🩷💅

بلاخره تولدم شد🥹🎀🫠
بلاخره تولدم شد🥹🎀🫠

حداقل تاریخ ۵/۵/۵ بیا تو زندگیم و غوغا به پا کن

اشتياقى كه به ديدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل داند و من خاک من گِل شود وگُل شكفد از گِل من تا ابد مهر تو بيرون
اشتياقى كه به ديدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل داند و من خاک من گِل شود وگُل شكفد از گِل من تا ابد مهر تو بيرون نرود از دل من

‏”تجربه شد“ هام داره میره برای جلد سوم.

من بیشتر ”از عاشق شدن در یک نگاه“ به ”از چشم افتادن در یک حرکت“ اعتقاد دارم.

تنت مانند اهواز و نگاهت چون شب شیراز دلت آشوب تبریز و غمت چاقوی زنجان ا

هنوز فرصت نكرده ام زندگی كنم تا الان هرچه بود دوام اوردن بود.