ㅤ 𝚶𝖻𝗌𝗂𝖽𝗂꯭𝖺𝗇
Open in Telegram
ᅟ ᅟ 𝖡𝗅𝖺𝖼𝗄 𝖺𝗎𝗋𝖺, 𝗎𝗇𝗌𝗁𝖺𝗄𝖾𝖺𝖻𝗅𝖾 𝗉𝗋𝖾𝗌𝖾𝗇𝖼𝖾. 𝖡ot : @hexlibot Sub: @obsdinchlng
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
614
Subscribers
No data24 hours
-107 days
+30130 days
Posts Archive
Repost from نعناع برفی هیونگ
از تویی بگم که سایـه پررنگ غـم نشستِ نـگاهت بود ، یا منی که پارهپارهی روحـم جلوی چشمام ریخته.. گذر میکنم قلب دونگ ، از هر دوشون گذر میکنم فقط به لطف قولی که سالهاست وفادارشم ، به رسم یادبود یه نخ دیگه از سیـگار مورد علاقت رو به سرخی دعوت میکنم و مرورت میکنم بلکه رویای مـه گرفتهی این بـرف تیـره توی روزی که عزیز زادهی قلبـت متـولد شد به واقـعیت بدل بشه ، مطـرود بیسایـهی نـعنأ.
Repost from 𝗌𝖺𝖿𝖾 𝗁𝗈𝗎𝗌𝖾
+1
شکوفهسفیدمن
به خودم آمدم و دیدم این عطری که تماماً من را در بر گرفته متعلق به من نیست .
ذهنم تصویر تو را جلوی چشمانم میآورد ، دیدم هنگامی که نبودی چطور قلبم دلشوره داشت و بی تابیات را میکرد . دانه عشقت را در قلبم کاشتی و کاری کردی جوانه بزند ، آنقدر رشد کرد که ، ریشههایش در بندبند وجودم پیچید ، از تمام مرز های جانم گذشت و عشقِ تو ، تمام من را در بر گرفت . حالا تو در عمیق ترین نقطه جانم هم حضور داری و بودن تو یعنی بودن من . اگر بروی ؛ همان غنچههایی که میخواهند به شوق تو شکفته بشوند به خارهایی تبدیل خواهند شد ، و هربار این قلب برایت بتپد ، تیغها عمیق تر در آن فرو خواهند رفت . اگر فصلها تغییر کنند اگر تمام باغ خشک شود یک شکوفه باقی خواهد ماند که نمیتواند پژمرده شود . یک بار شکفتی برایم ، یک بار عمرم را به تو میدهم .. چطور ادامه دهم به نوشتن از تو دردونهمن هرچه بیشتر میگویم ، گویا هیچ چیز نگفتهام .
生活 ‹ 𝟤𝟤𝟤 › ៹
﹫𝚮e𝖺𝗏𝖾ꤙ ⤿ #JIA
Repost from N/a
آبـی مـوهـای او بـا تـمـام آبـیهای جـهـان فـرق داشـت.گویـا هر طـره از مـوهایـش که لـطـافـت خاص خـودش را داشـت بـصـورت جـداگـانـه مـزیـن شـده بـودنـد . او بایـد الـهـه ای باشـد که خـداونـد بـه مـخلـوقات خـود ارزانـی داشـتـه اسـت . چـشـم هایـش تـمـام هـفـت اقـیـانـوس را بـه سـخـره مـیگـیـرد . آنـقـدر نـرم مـیـخـنـدد کـه لـطـافـت شـبـنـم در بـرابـر خـنـده هـای دلـفـریـبـش زانـو مـیزنـد.
دنـیـا در بـرابـر تـاج یـاقـوت کـبودش کـه روی طرـه هـای آبـی رنـگـش قـرار دارد هـر مـخـلـوقی را به وسـوسـه ی گـنـاه دعـوت مـیکـنـد .
