en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

𝖣︎𝖾𝗌𝗂𝗀︎𝗇︎ پست جدید 💕

𝖣︎𝖾𝗌𝗂𝗀︎𝗇︎ پست جدید 💕

Open in Telegram

@rosegirls1bot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
746
Subscribers
No data24 hours
-397 days
+6930 days
Posts Archive
Repost from ㅤjae ‘s club
ㅤㅤaudio lab : 08th track ㅤㅤ 재현 🥍 ⎯ credit

‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌tae ’s dear daıry 03 🎹 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌nicotine ♡ caffeine ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌

⠀ ⠀ # ケル ‌ : lemon ade ‌ ‌‌ ‌ chase time — 🥏 025

‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌album : 🍶 ‘s vid ‌ ‌‌ ‌‘’ こんに 017 . . hyunbeery

‌ ‌صبحِ سردی که تصمیم به ترکِ کلبه گرفته‌ بودم، چای‌ را آماده کرده بودم و هیزم های بیشتری کنارِ شومینه چیده بودم. حریرِ سفیدی که مانعِ راهِ نور شده بود را کنار زده بودم و به‌ سایه‌ها اجازه‌ی حضور دادم. فنجانِ لب‌پر شده بر روی طاقچه خود را فراموش می‌کرد، دلِ دور انداختن‌ش را نداشتم‌. مدتی با شومینه خلوتی داشتیم و درنهایت، دیواره‌های کلبه را بوییدم و بوسه‌ای بر چوب‌هایش نشاندم. با صدای رودخانه پیش‌ می‌رفتم، در مهِ غلیظِ این جنگل با پاهای برهنه می‌گشتم و گاه‌گاهی تارِ موهایم گرفتارِ شاخه‌‌‌ی درختان می‌شد. سنگ‌های خزه پوش را یکی‌یکی رد می‌کردم و با‌ دَمی آرام سرمای عمیق را به وجودم میهمان می‌کردم. ماندم و نگاهی به ماهی‌های رقصان انداختم، سُرخ بودند، به سرخیِ چشمانِ خواب‌ ندیده‌ام. تابشِ ضعیف خورشید هم در جنگ با مهِ پر زورِ جنگل بود، تلاش می‌کرد لحظه‌ای بیشتر بر احوالِ خروشانِ رودخانه بتابد. به اعماق سفر کردم. می‌گشتم و می‌خواستم خود را میانِ آهو ها پیدا کنم، برای گیر انداختنِ پروانه تلاش کنم و در خواب، تنها صدای جنگل را لمس کنم. از بوته‌ها، تمشک‌ بدزدم و با گل‌برگ‌ها تاج ببافم. می‌گشتم غافل از این‌که گرمای چایِ فنجانِ سبز‌ رنگ‌م تلخ شد و هیزم‌ها خاکستر. عنکبوتِ کنجِ کلبه تنها‌ تر و قالیچه با خاکستر های باد برده‌ تزئین می‌شد. می‌گشتم با قلبی بوسه زده توسطِ پروانه‌ی خاکستری.

ㅤㅤㅤℛei ㅤㅤ:ㅤㅤ ꒰ა ໒꒱ㅤㅤ ㅤ𝒟oll ver

Repost from ㅤ
‌ ‌ ‌ ‌╰─ ⋆ . 𝒲𝗋𝖺𝗉𝗉𝖾𝖽 𝗂𝗇 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆𝗌 ✧˚ · . ‌ ‌ ‌
+5
‌ ‌ ‌ ‌╰─ ⋆ .  𝒲𝗋𝖺𝗉𝗉𝖾𝖽 𝗂𝗇 𝖽𝗋𝖾𝖺𝗆𝗌 ✧˚ · . ‌ ‌ ‌

تـا آخـࢪیـن ستـاࢪه‌ی بیـداࢪ ، تـا آخـࢪیـن نفسِ بـاࢪان ، دلـم... هنـوز بـہ نـامِ تـو مے‌تپـد !

توی این سکوت، من و تو فقط دو تا سایه‌ایم. بدون مرز، بدون اسم، بدون هیچ نشونه‌ای از اون چیزی که بودیم. گاهی فکر می‌کنم اگه یه
+4
توی این سکوت، من و تو فقط دو تا سایه‌ایم. بدون مرز، بدون اسم، بدون هیچ نشونه‌ای از اون چیزی که بودیم. گاهی فکر می‌کنم اگه یه روز روشن بشه، دیگه هیچکدوم رو نمی‌بینیم. شاید به خاطر همینه که تاریکی رو بیشتر از روشنایی دوست دارم... توی این تاریکی، نیازی به حرف زدن نیست. کافیه باشی. کافیه بدونم یه جایی، توی همین سیاهی، یه سایه آشنا هست. نه برای نجات دادن، نه برای کامل کردن. فقط برای بودن. شاید این آخرین باری باشه که توی خیالم جایی داری. شاید فردا صبح که روشن بشه، اثری از تو نمونه. ولی امشب... امشب تاریکی مال ماست. همون‌قدر سرد، همون‌قدر بی‌پایان، همون‌قدر بی‌نیاز از توضیح. و من توی همین سکوت، با همین سایه‌ی آشنا، آرامم. نه به خاطر اینکه هستی. به خاطر اینکه توی تاریکی، نیازی نیست باشی تا حست کنم. ولی گاهی... توی عمیق‌ترین لایه‌های این سیاهی، یه چیز مبهم می‌گه این فقط یه خیال نیست. یه چیز توی ناخودآگاهم هنوز به دنباله راهیه که به تو برسه. انگار روح من، توی یه زندگی دیگه، توی یه بعد دیگه، هنوز مال توئه... و این تاریکی فقط یه بهانه‌ست برای اینکه انکارش نکنم.

ㅤ𝓁⎯ֹ𑪔𖹭‌‌    𝗍𝖺𝗉 𝗍𝖺𝗉  ‌🔤  𝗇𝖾𝗈𝗇 𝗑𝗑 .     𝗐𝗁𝗈 : ❕ 𝗌𝗍𝖺𝗋𝖿𝗂𝗋𝖾