🕯🖤𝑹𝑶𝑴𝑨𝑵 | قانون سکوت🖤🕯
Closed channel
🔞💦 ✍🏻 به قلم ساهی ارتباط با ما @Roman_sokotbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 427
Subscribers
No data24 hours
+677 days
+41530 days
Posts Archive
Repost from N/a
با خوندن این رمانها، خودت رو به اوج برسون... 💦😈
#فـــــول_صـــحـنه #محدودیــــــتسنـــــــــــــــی #بـزرگسـالـان
https://t.me/addlist/9YHHKuu2wh1iZWE8
https://t.me/addlist/9YHHKuu2wh1iZWE8
#ورود_افراد_زبر_18_سال_ممنوع🔞❌
19بپاک🚫
Repost from N/a
هــ🔥ــات ترین رمـ🔞ـانهای تلگـ💦ـرامی،زیـر +25سـ❌ـال حق ورود به چنلای زیر رو ندارن😱
https://t.me/addlist/9YHHKuu2wh1iZWE8
https://t.me/addlist/9YHHKuu2wh1iZWE8
#با_احتیاط_وارد_شوید 🚷
16بپاک🚫
Repost from N/a
هـای بیبی ها🔥🤤 میخوای جــ*ق بزنی رمان آب آور نداری؟😈معطل نکن بمال رو لینک♨️❤️🔥گرگ زخمی🩸 رامشگیر یک گرگینهکی*رکلفت میفتهوهر شب دوتا سوراخاشو جرمیده.
#گی #سکسی https://t.me/+6VoHPtXkpzAwY2Vkسـایــه گذشـ🔥ته ماموری کهزیر خواب مظنون پروندش میشه.
#مافیایی #اسمات https://t.me/+wKS7NDpkJzw0ZmY8قانون سکوت🍌 از رویشهوت توشرکت بهدوست پسرش ک*صمیدهو...
#سکسی #مافیایی https://t.me/+gMd-TpkTvkZhNmI0قولِ یک غول🔥 - نمیدونستمبدن بکریهانسان میتونه انقدر داغوسک*سی باشه!
#صحنهدار #فولعاشقانه https://t.me/+uAMOgtHGkJY3MDVkعشق زخمی🔞 امیرپسرمظلومی کهناخواسته بامیلادمرد خشنوکنترلگر واردرابطه میشهو...
#گی #خشن https://t.me/+FXyGpIcu6HQ0NTlk-اربـــاب خشن من- 🔞 اربابخشنی که هرشبخدمتکارعمارتشو میگاد اما خبرنداره که دختردشمنشه
#سکسی#انتقامی https://t.me/+X3k-2Ircf2diNWE8وحشی هورنی💦 سمادختری که تویویدیوکال ک*صشو میماله تا مسترش ارضا شه....
#مستر #اسلیو https://t.me/+IIMZhBvwKR9hZWFkپدرشوهر من🔞 نیلا وقتی متوجه جق زدن پدرشوهرش میشه میره پیشش تا…
#ممنوعه #اروتیک https://t.me/+f3oaYHEcTY1hM2M0برادر ناتنی من🔞 خواهربرادر ناتنیکه تومستیباهم ک*ص میکننوبرادرناتنیشجرش میده...
#ممنوعه_اروتیک https://t.me/+sgQg1AQmVxhlMmJkگـرگـ و مـیــ💦ــش🔞 توی مهمونی رئیس مافیا ک*ص دختر کوچولوشو قایمکی جر میده
#مافیایی #صحنهدار https://t.me/+3oFupX-TbjI3NjJkرمان سرا🤤💦 دنبالرمانای فولصحـنـ🔥ـهدار و #ممـ🔞ـنوعهای؟ بدوجات اینجاست
#صکصی #خشن https://t.me/+SM3dTL_1MbM5MDg0قمار سکسی💦 دوتامسترددی دخترهرو تویقمار میبرن و هرشب ک*صوکونشو جر میدن
#ددیلیتل #فولصحنه https://t.me/+Ufk28sxKZnVjYTRkعـمـوـ😈ـی هـ🫦ـات سانازدخترحشری وهاتیکه هرشب زیرکی*ر کلفتعموشجر میخوره تاوقتیکه...
#محارم #سکسی https://t.me/+F0tCIv3d2VswZDA0از خون و خاکستر 🩸 دختراشرافیبدون اجازهوارد فاحشه خونه میشهودوتا نگهباناش بکارتش روپاره میکنن
#بزرگسالان #خوناشامی https://t.me/+3ukcjQtlPGBjNzg0عــــ🫦ــــروسکهای کلیــــ⛪️ــــسا جولیکه ازخونه فرارمیکنه گیر یهراهبه حشریوخشنی میفتهو هرشب...
#سکسی #اروتیک https://t.me/+tGdZre4w-rIxZjA8آخرین شوالیه🤤 کایروساِریس،شوالیهایسک*سیوهاتی که دلشرو بهدختری حشریباخته و...
#تخیلی #بزرگسال https://t.me/+QwMWGhQHHG8xNGJkسیگار شکلاتی❤️🔥 پسرمعصوم وپسرقلدری که بعداز کلی در افتادنباهم سک*س میکنن و...
#بیال #مدرسهای https://t.me/+B6nTTdRx9t85ODNkهـم آغـوش❤️🔥 برای نگه داشتن عشقش کنار خودش، تن به رابطه ها ی خشن میده.
#بیال #خشن https://t.me/+L8taCGyQqtdhMTg0نیلو کوچولو🐣 دختریکه سهتا ازقدرتمندترین موجودات جهانکص*شو جرمیدن و ...
#تخیلی #سکسی https://t.me/+jWRUJk82tDJmYWY0خون لیلیث 🫦 مافیایهات بادی*ککلفت کهبرای زندانیش شقکرده و...
#دارکرومنس #مافیایی https://t.me/+t_4ExAUz3rBhZGE0نقـــ🎭ــــاب سُــرخ دختریکه مجبورمیشه واسهنجات عشقش با یهمافیای وحشیسک*سکنهو...
#مافیایی #روانشناختی https://t.me/+MjpXjUbIEy5iNTg0لیستی لین
https://t.me/+ZEyAWlOGQtAzZWVk18بپاک🚫
اینجا لیستی تکمیل از خفن ترین رمان های تلگرام که حسابی سر و صدا کردن رو در هر ژانری براتون جمع کردیم عضو گیری به شدت محدوده ❌💯❌
Repost from N/a
ـ کـ*ـص تنگت بمونه برای وقتی که روتختیم، الان میخوام کـ*ـونتو پاره کنم!🔥😈💦
نوک بینیشو روی کمرم کشید و با دستش لای کـ*ـونمو از هم باز کرد. شرارههای آب روی تنمون سقوط میکردن و تنم داغتر میشد.
انگشت خیسش لای کـ*ـونم سر خورد و با فشار واردم شد که از درد جیغ کشیدم، دستشو روی دهنم فشرد و زیر گوشم غرید:
ـ صداتو ببر سوفیا، میخوای شوهرت بفهمه تو حمومش دارم زنشو میکنم؟💦🍆🍑
https://t.me/+RA-vKlD3KYc4MDk0
https://t.me/+RA-vKlD3KYc4MDk0
لیام پسر فراری از قانون و محکوم به قتل غیرعمد، شبونه وارد خونشون شده و ترتیب دختری که دوستش داره رو میده💦🫦🌶
#ممنوعـــه #اروتیک #بزرگسال15:30pak
قــانــون ســکــوت 🤍🎀
#پارت_صدوشصتودو
آراد
گوشی روی میز لرزید.
نگاهم افتاد روی صفحه.
بابا
چند ثانیه فقط به اسمش خیره موندم.
بعد با بیحوصلگی تماس رو جواب دادم.
«بله؟»
صدای خشک و متکبرش از اون طرف خط اومد:
«سلام هم نمیکنی؟»
پوزخند کوتاهی زدم.
«فکر نمیکردم منتظر سلام من باشی.»
چند ثانیه سکوت کرد.
بعد گفت:
«همیشه همینقدر بیادب بودی یا جدیداً بیشتر شدی؟»
تکیه دادم به صندلی.
«شما زنگ زدین، منم جواب دادم. حالا بفرمایید کارتون چیه.»
صدای نفسش رو شنیدم.
«برای آخر هفته برنامهریزی کن.»
ابروهام بالا رفت.
«چه برنامهای؟»
«احتمالاً برای نامزدی میام ایران.»
چند لحظه ساکت موندم.
بالاخره گفت:
«به احتمال زیاد خودم میام. باید دربارهی مراسم و خانوادهی دختر صحبت کنیم.»
لبخند سردی زدم.
«زحمت نشه.»
لحنش تغییر کرد.
«منظورت چیه؟»
«منظورم واضحه.»
صدایم سردتر شد.
«اگر قراره فقط برای مراسم بیاین و بعد هم مثل همیشه همهچیز رو از بالا نگاه کنین، واقعاً زحمت نکشین.»
با ناراحتی گفت:
«من پدرت هستم، آراد.»
«میدونم.»
مکث کردم.
«اتفاقاً دقیقاً به خاطر همین دارم میگم زحمت نشه.»
چند لحظه سکوت سنگینی بینمون افتاد.
بعد با لحن آمرانه گفت:
«من برای تو تصمیم نمیگیرم. اما وقتی پای ازدواج وسطه، باید بدونم چه خانوادهای قراره با خانوادهی ما وصلت کنه.»
پوزخند زدم.
«مهم منمکه میشناسم.»
«اینطوریه پس؟؟.»
چشمام رو برای لحظهای بستم.
صدای پدرم دوباره سرد شد.
« احتمالاً میام. هنوز قطعی نیست.»
«هر طور راحتین.»
«و آراد...»
«بله؟»
«این ازدواج باید آبرومندانه برگزار بشه.»
لبخند تلخی زدم.
.واقعا نیازی نیست نگران ازدواج من باشیا»
چند ثانیه سکوت کرد.
بعد گفت:
«آخر هفته میبینمت.»
«اگر اومدین.»
تماس رو قطع کردم.
گوشی رو روی میز گذاشتم و چند لحظه به صفحهی خاموشش خیره موندم.
پدرم بعد از این همه سال...
هنوز هم بلد بود چطور با چند جمله اعصابم رو به هم بریزه.
اما این بار فرق داشت.
این بار پای رز وسط بود.
و من اجازه نمیدادم هیچکس، حتی پدرم، چیزی رو که بعد از پنج سال دوباره به دست آورده بودم، خراب کنه.
Repost from N/a
+اوییی... اههه... لیاممم🫦
زبون داغشو محکمتر توی ک.ص خیـ💦ـسم فرو کرد و اهمیتی به نالههام نداد تندتند با زبونش توی کصـ..ــم تلمبه زد که هورنیتر شدم و موهاشو چنگ زدم
_اومم سوفیی نمیدونی چقدر لحظه شماری میکردم که پیچ و تاب خوردنت رو ببینم و صدای ناله هاتو بشنوم😈🔞
با چشمهای خمار نفسنفس زنان نگاهش کردم که به شکم روی تخت خوابوندم و زیر شکمم بالشت گذاشت تا باســ..ــن نرم و تپلم بالا بیاد.
با دیدن سوراخ تنگ و صورتی باسـ...ـنم زیر لب جونی گفت
_میخوام امشب ک.ون تنگ و کردنیت رو افتتاحش کنم امادهای⁉️🍑
قبل اینکه چیزی بگم انگشت اولشو واردم کرد...
https://t.me/+RA-vKlD3KYc4MDk0
https://t.me/+RA-vKlD3KYc4MDk0
قاتلِ فراریِ مرموزی که کون گندهی دختره رو تو جنگل میگاد و...🔞9sobh pak
اینجا لیستی تکمیل از خفن ترین رمان های تلگرام که حسابی سر و صدا کردن رو در هر ژانری براتون جمع کردیم عضو گیری به شدت محدوده ❌💯❌
دست ام را درون موهایش بردم و کمر ام را قوس دادم...
علیسان زبان داغ اش را روی #واژن ام کشیدم و گاز گرفت...🥵🥵
+دی...دیگه...نمیتونم... لعنتی! _لیلیث کوچولو اگر جرعت داری به ارگاسم برس! تا خود صبح با آلت کلفت و دیلدو میگامت!!https://t.me/+ZRBopYG10-wxYmU0 https://t.me/+ZRBopYG10-wxYmU0 جیغ کشیدم و بیشتر موهایش را کشیدم. این بار #زبان اش را داخل ورودی ام برد و چرخاند... +اه...علیسان...ل..لطفا... _لطفا چی لیلیث؟ +آه...من...من رو..بکن! با این حرف ام به سرعت رویم خیمه زد و #آلت کلفت و بزرگ اش🍆💦 را روی ورودی ام تنظیم کرد و در گوش ام زمزمه کرد:
_عاشق وقت هایم که اینطوری به جنون میرسی لیلیث...لب هایم را محکم گاز گرفتم و چنگ ای به کمر اش زدم و با حرص غریدم...
+فقط اون آلت لعنتیت رو بکن توم!!نیشخند ای زد و با یک حرکت آلت اش را داخل ام کرد...🥵💦 چشمام ام از بزرگی اش سیاهی رفت و درد کل بدن ام را غرق خود کرد...اما به ثانیه نکشید که با شروع حرکت کردن آلت اش🔞لذت وصف نشدنی کل بدن ام را گرفت و ناله هایم را شدت داد و... https://t.me/+ZRBopYG10-wxYmU0 https://t.me/+ZRBopYG10-wxYmU0 https://t.me/+ZRBopYG10-wxYmU0 11sob pak
اینجا لیستی تکمیل از خفن ترین رمان های تلگرام که حسابی سر و صدا کردن رو در هر ژانری براتون جمع کردیم عضو گیری به شدت محدوده ❌💯❌
اینجا لیستی تکمیل از خفن ترین رمان های تلگرام که حسابی سر و صدا کردن رو در هر ژانری براتون جمع کردیم عضو گیری به شدت محدوده ❌💯❌
Repost from N/a
_پــ*ـردهم رو نزن ساواش!🫦
بی توجه بهم، سینه م رو تو مشت بزرگش چلوند! و آلـــ*ـت بزرگ و قطورش رو مالید به پایین تنــــهم.🔞♨️
_خودم میدونم پرده ی زنم رو بزنم یا نه!
_زن صوری،عقد صوری! یادت نره ساواش!
پوزخندی زد و یهو خودش رو به ته تهام کوبید که جیغم به آسمون رفت!🍑🩸
_بیــــشرف زبون میریزی نمیگی ساواش زبونمو میخوره؟ اجبار مجبار حالیم نیست نفس پـ*ـرده ت رو زدم تا اخر عمرت محکومی به من!😈👅
https://t.me/+6uz1TEiUIHBiZjFk
https://t.me/+6uz1TEiUIHBiZjFk
https://t.me/+6uz1TEiUIHBiZjFk
#اروتیـــــــک_زناشـــــــــویی🔞 #ازدواجاجـــــــباری۹صب پاک
Repost from N/a
_اخ که چقدر دلم میخواست همون روز اول که دیدمت میزدم کص*تو پرپر میکردم.💦🔞
رو صندلی خودشو تکون تکون داد که انگشت فاکمو لای ک*صش فشردم.
_به به. خیلی زود که واسم آب انداختی!
پاهاشو به هم فشرد.
_دست و پامو باز کن به حسابت برسم مرتیکه روانی...
پوزخندی زدم. میون پاش نشستم و کص*شو مالیدم.
_وقتی دست و پاتو باز کنم اینقدر رامم شدی که حتی میتونی با دهن خوشگل و اون لبای خوش فرمت واسم سـ*ـاک بزنی.
دامن جذب و چرمشو بالا دادم و سه تا انگشتمو تو کص*ش فروکردم.
_میخوای ببینی؟
با حرکت تند دستم چشماش سیاهی رفت و آهی از سر لذت کشید که کی*رمو درآوردم و...💦🍆🔞
https://t.me/+N021wK4CWzAyYTdk
https://t.me/+N021wK4CWzAyYTdk
از همون روز اول با ک*ون خوش فرمش تو مجموعه راه میرفت و نمیذاشت ک*یر من بخوابه... تا اینکه کشوندمش عمارتم و ...💦🔞
21 pak
Repost from N/a
هر چی گشتی رمان خوب پیدا نکردی؟ مشکل از رمانا نیست، از انتخاباته. اومدم دستتو بگیرم ببرمت سمت چندتا رمان که احتمالاً قراره خواب امشبتو ازت بگیرن!🙂↔️╭─ ♡ هیجا 𓆩♡𓆪 │ متعلق به هیچجایی نبودم، یه کلاغِ شومِ آزاد که تصمیم گرفتم حقمو پس بگیرم...╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/+nqNMhjFPhwFlMTRk╭─ ♡ ارسلان 𓆩♡𓆪 ساشا │ مدیر مافیایی که از منشی کوچولوش خوشش میاد و تو دفترش اونو... ╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/+Dvlr79EZSMw4NTA0╭─ ♡ آراد 𓆩♡𓆪 رز │ پسر خطرناکی که مجبور به ترک عشقش میشه حالا بعد از پنج سال اونو تو عروسی دوستش میبینه و.... ╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/+gMd-TpkTvkZhNmI0╭─ ♡ قباد 𓆩♡𓆪 شیده │ شبانه از خونه شوهرش فرار میکنه به خونه مادربزرگش پناه مییره اما بجای پسر عمه اش مرد غریبه ای در باز میکند و... ╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/+ehZDBudRE400ZjM0╭─ ♡ کیان 𓆩♡𓆪 دینا│دینا دل به پسرعموی تازهپیداشدهاش میبازد؛ غافل از اینکه او ، خیلی زود قرار است دامادِ زن دیگر شود╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/+wLEkfs1Vjk03ZWJk╭─ ♡ سام 𓆩♡𓆪 کیانا│ دختری که از گذشتهاش فرار میکند... و مردی که ناخواسته سرنوشتش را از نو مینویسد.╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/+xlnvkikGbl1mZmQ0╭─ ♡ پژمان 𓆩♡𓆪 هوژین│ وقتی اتیش انتقام جون میگیره تا بین دوتا عاشق رو بهم بزنه به نظرت سرنوشت چطور رقم میخوره؟!╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/+8AapfF2eCG9kNGE0╭─ ♡ ایلای 𓆩♡𓆪 رایلی│ ایلای پسری که برای انتقام از قاتلین خانواده اش با دختری ازدواج میکنه که خواهر یکی اعضای اون بانده !╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/+WtgjgENVkvw1ZWM0╭─ ♡ مک 𓆩♡𓆪 مایا│ مک عشق رو ضعف میدونست...تا مایا اومد و ثابت کرد بعضی آدما، خودِ زندگیان؛ حتی اگه عشقشون بوی مرگ بده.╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/+VTWntBLLQNU1YTE0╭─ ♡ شاهرخ 𓆩♡𓆪 رها│ دختری که در بچگی خانوادشو از دست میده و با تحقیر بزرگ میشه ، سرنوشت او را تا کجا خواهد برد؟╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/Mahdokhtman╭─ ♡ کایدن 𓆩♡𓆪 ارکیده│ ارکیده متولد شد تا جلوی شاهزاده شیاطین بایسته و دنیارو نجات بده. ╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/+2aB2FYAjgFdkYjM0╭─ ♡ ارسلان 𓆩♡𓆪 دلارام│صدام، تو خلوت اون اتاق بزرگ و تاریک، شکست و به زمزمه ای تبدیل شد که فقط خودمو خدا شنیدیم : -این هوس نیست ... من عاشق شدم ╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/+Ebx47JnyiXI1MjVk╭─ ♡ بورا 𓆩♡𓆪 رویدا│ پسری که مجبور میشه برای یادآوری خاطرات دختره تو انباری...╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/+iFGlBlZMoHFjZWRk╭─ ♡ بوران 𓆩♡𓆪 نغمه│ روایت دختریست؛ که پس از شبی تلخ و از دست رفتن آبرویش، برای نجات زندگی درهم پیچیدهاش به استاد موسیقی روانیش پناه میبرد، غافل از اینکه╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/+TR154FhKq-ljNTY0╭─ ♡ کیان 𓆩♡𓆪 ایرن│ ایرن نابغهای که سالها از دست سازمان خطرناکی که دنبالشه فرار کرده، اما با ورود کیان به زندگیش همه چیز خراب میشه...╰────────
𓂃 ࣪˖ ִֶָ𐀔 𝓙𝓸𝓲𝓷https://t.me/+REsuhmu7sEM4ZGFkتبادلات لیستی بلور
Repost from N/a
کص*ش زیر کی*رم یاد میکرد و با هر بار #تلمبه من آب مینداخت و پست*ونای #گنده و #برنزهش رو هوا میچرخیدن. با #شهوت بالای ک*ص بدون مو و ابدارشو با دستم کشیدم و ک*یرمو تا ته تو کص*ش فرو کردم.
_اهههه کی فکرشو میکرد اونیکسِ سفت و جدی با دیدن کی*ر من ک*صش آب بندازه و با پای خودش بیاد زیر کی*رم؟ 💦🔞
انگشتشو رو چوچ*ولش کشید که پسش زدم و خودم چوچ*ول #آبدار و تازهشو مالیدم.
_اهههه اییی خودمم باورم نمیشه دیما... اوووف ک*یر کلفت و درازت منو هیپنوتیزم کرد لعنتی
#تلمبه هامو #خشن تر و عمیقتر کردم که #بدنش شروع کرد به #لرزیدن و پس*توناشو گرفتم و محکم کمر زدم.
_همین ک*یر کلفت تو حین #ارضا میتونه اشکتو در بیاره...
خیره به کی*ر باد کردهم تو ک*صش جیغی از درد کشید و منم تند تند #کمر زدم تا اینکه...💦🔞
https://t.me/+N021wK4CWzAyYTdk
https://t.me/+N021wK4CWzAyYTdk
مرد سک*سی و کی*ر قطور که حسابی رو ک*ص تنگ و تپل رئیسِ دخترش چشم داره و وقتی میبینه رئیس از خودراضیش با کی*رش ترم میشه طاقت نمیاره و...💦🔞
17 pak
Repost from N/a
چی میشه دختر کوچولومون زیر یه چیز غیر انسانی گا.ییده شه و…🔞🔥😳- این همه زیرم گـ*ـاییده شدی و هنوزم تنگی لعنتی🔞 بدنم روی بوته ها کشیده شد و چیزی سفت لای درز کـ.ونم کشیده شد. - آخ آخ… یه چیزی به کو.نم خورده🥵 نیشخند زد و کـ/یرشو با شدت بیشتری توم کوبید. - انگشتای منه جوجه! قبل اینکه به خودم بیام، درد و لذت زیر شکمم پیچید و دو تا سوراخام با کـ.ـیر و انگشتاش پر شد. همزمان سوراخ عقب و جلوم در حال انقباضو انبساط بود و احساس میکردم هر آن کـ.ـیرش تو کـ*ـصم بزرگتر میشه! - من… من حس میکنم داری…😱 قبل اینکه به خودم بیام تغییر شکل داد و…🤤👅💦 https://t.me/+tK_3qK8uTYVjNDE0 https://t.me/+tK_3qK8uTYVjNDE0 14pak
