🕯🖤𝑹𝑶𝑴𝑨𝑵 | قانون سکوت🖤🕯
Closed channel
🔞💦 ✍🏻 به قلم ساهی ارتباط با ما @Roman_sokotbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 445
Subscribers
+424 hours
+317 days
+42430 days
Posts Archive
و برای اولین بار تصور کردم که چند روز دیگه همین لباس رو میپوشم و کنار آراد میایستم.
آراد پشت در صدام زد:
«رز؟»
«چیه؟»
«تصمیمت رو گرفتی؟»
لبخند زدم.
«آره.»
«همینه؟»
دستم رو روی دامن لباس کشیدم.
«همینه.»
صدای خندهی آراد از پشت در اومد.
«بالاخره!»
خندهم گرفت
خواستم لباسمو در بیارم که نتونستم زیپو باز کنم
باز دست به دامن اراد شدم که کمکم کرد
لباسامو عوض کردم
کبودی کوچیک کردنم خیلی ضایع معلوم بود حتی شالی نداشتم که بپوشنم تنها صلاحم موهام بود که بعید بدونم فایده داشته باشه برای پوشوندن
"https://t.me/+gMd-TpkTvkZhNmI0" (https://t.me/+gMd-TpkTvkZhNmI0)
قــانــون ســکــوت 🤍🎀
#پارت_صدوهفتادوهفت
رز
بالاخره جلوی یه پاساژ بزرگ توقف کردیم.
بالای ورودی یه تابلوی بزرگ بود و تقریباً همهی مغازههاش لباس عروس، کتوشلوار و وسایل مراسم میفروختن.
آراد ماشین رو پارک کرد و پیاده شد.
همین که وارد پاساژ شدیم، چشمم افتاد به ویترینها.
آراد کنارم راه میرفت.
«شروع شد.»
نگاهش کردم.
«چی شروع شد؟»
«همون چیزی که از صبح منتظرش بودم.»
«چی؟»
«انتخاب نکردن لباس.»
با اخم نگاهش کردم.
«من که سختپسند نیستم.»
«نه، اصلاً.»
«چیه؟»
«تا الان هفت تا مغازه رفتیم و تو از هیچکدوم خوشت نیومده.»
«خب چون قشنگ نبودن.»
آراد زیر لب گفت:
«با این وضع حالا حالا ها خونه باباتی»
خندهم گرفت.
«حالا تو غر نزن.»
رفتیم داخل اولین مغازه.
چند مدل لباس بهم نشون دادن.
یکی رو پوشیدم و از اتاق پرو اومدم بیرون.
آراد چند لحظه نگام کرد.
«این نه.»
«چرا؟»
«زیادی بازه.»
با تعجب نگاهش کردم.
«آراد! لباس عروسه.»
«میدونم.»
«خب؟»
«خب من خوشم نمیاد.»
با حرص گفتم:
«تو که قرار نیست لباس بپوشی!»
«رز برو اون یکی رو بپوش .»
چشمام رو چرخوندم.
«خیلی خب، آقای داماد.»
لباس بعدی رو پوشیدم.
این یکی حریر زیادی داشت.
آراد دوباره اخم کرد.
«اینم نه.»
«این دیگه چشه؟»
«زیادی حریره.»
با ناباوری نگاش کردم.
«تو دقیقاً دنبال چی میگردی؟»
«یه چیزی که خودت دوست داشته باشی و منم با دیدنش حرص نخورم.»
«پس عمراً پیدا کنیم.»
آراد خندید.
«منم همین فکرو میکنم.»
تقریباً همهی مغازههای اون پاساژ رو گشتیم.
یکی زیادی شلوغ بود.
یکی زیادی ساده.
یکی آستینش رو دوست نداشتم.
یکی مدل دامنش به دلم نمینشست.
آخرش من و آراد وسط راهرو وایساده بودیم و سر همین موضوع بحث میکردیم.
«آراد، بذار خودم انتخاب کنم!»
« من فقط نظر دادم.»
«نظر نده!»
«پس چرا منو آوردی؟»
به عنوانشوهرم
«خب دقیقاً به همین دلیل نظر میدم.»
با حرص نگاش کردم.
«اصلاً دیگه حرف نمیزنم.»
برگشتم که راه بیفتم، اما یهدفعه چشمم افتاد به ویترین مغازهی روبهرو.
خشکم زد.
آروم گفتم:
«آراد...»
«هوم؟»
به ویترین اشاره کردم.
«اون.»
آراد برگشت سمت لباس.
چند لحظه ساکت موند.
لباس عروس ساده بود، ولی فوقالعاده شیک.
پارچهی ظریف، دوخت تمیز و جزئیات قشنگی داشت که حتی از پشت ویترین هم معلوم بود قیمتش معمولی نیست.
اما برای من...
اصلاً مهم نبود.
ادم قرار بود فقط یه بار عروس بشه.
یه بار لباس سفید بپوشه و بره زیر یه سقف با کسی که از جون خودش بیشتر دوستش داره.
آروم گفتم:
«همینه.»
آراد لبخند زد.
«پس بالاخره پیداش کردیم.»
رفتیم داخل مغازه.
فروشنده وقتی لباس رو دید، یه کم مکث کرد.
«خانم، این مدل سفارشی بوده.»
ذوقم یه کم خوابید.
«یعنی نمیتونم بپوشمش؟»
«پرو میتونید، ولی متأسفانه برای فروش آماده نداریم. این لباس سفارشی دوخته شده.»
آراد نگام کرد.
انگار میدونست هنوز نمیتونم چشم از لباس بردارم.
«بپوشش ماهم سفارش میدیم خوب.»
با ذوق گفتم:
«واقعاً؟»
«آره. حداقل ببین بهت میاد یا نه.»
چند دقیقه بعد رفتم داخل اتاق پرو.
لباس رو پوشیدم و جلوی آینه وایسادم.
چند ثانیه فقط خودم رو نگاه کردم.
لباسم...
موهام...
حلقهم...
همهچیز یهجور عجیبی واقعی شده بود.
صدای آراد از بیرون اومد:
«عزیزم؟»
«جانم؟»
«چرا اینقدر طول کشید؟»
«دارم میام.»
در رو باز کردم و آراد رو دیدم که همون بیرون وایساده بود.
همین که نگاش به من افتاد، چند ثانیه چیزی نگفت.
بعد آروم گفت:
«وای...»
لبخند زدم.
«خوبه؟»
با لبخند گفت:
«خیلی.»
چند لحظه نگام کرد و بعد با شیطنت گفت:
«فقط یه مشکل داره.»
«چی؟»
«از الان دارم فکر میکنم چند نفر قراره بهت نگاه کنن.»
چشمام رو ریز کردم.
«باز شروع کردی؟»
خندید.
«خب دست خودم نیست.»
چند لحظه بعد، آراد یه قدم اومد جلو.
با تعجب گفتم:
«کجا میای؟»
«میخوام ببینم لباس از نزدیک چه شکلیه.»
«آراد! اینجا اتاق پروئه.»
«خب؟»
«برو بیرون مرد، یکی ببینه چی فکر میکنه؟»
با اخم مصنوعی گفت:
«به اونا چه؟ من بازنم چیکار دارم.»
«آراد، برو بیرون.»
بیرون که نرفت بلکه نزدیک ترم شد و لباشو رو گردنم گذاشت
با ناله ای که ناشی از تحریک شدن بود گفتم:
《اراد نکن 》
اروم ازم جدا شد و جایی که مکید رو اروم بوسید که لرزی به تنم نشست..
چند قدم رفت عقب، ولی قبل از اینکه از در بره بیرون، با لبخند گفت:
«عروسخانوم، ایشالله بقیه اش برای شب حجله..»
لبخند زدم.
«تو فقط برو بیرون.»
«چشم.»
از اتاق رفت بیرون و در رو پشت سرش بست.
دوباره جلوی آینه وایسادم.
خاک به سرم جای مارکش رو گردنم بدجور خودنمایی میکرد
به لباسم نگاه کردم.
این بار...
دیگه مطمئن بودم.
همین لباس رو میخواستم.
Repost from N/a
حس مالکیت فقط وقتی ک داره با وله ساک میزنه با چشمای خوشگلش نگاهت کنه😈🤤
https://t.me/addlist/5EcK7r3UHl5mODE0
منبع رمانهای سکسی با قلم قوی در فولدر زیر🔞
بمال روی لینک زیر🫦💦
https://t.me/addlist/5EcK7r3UHl5mODE0
9صبح پاک
قــانــون ســکــوت 🤍🎀
#پارت_صدوهفتادوشــش
رز
صبح با صدای زنگ گوشی از خواب پریدم.
چشمهام رو با بیحوصلگی باز کردم و همین که ساعت رو دیدم، هولهولکی از جام بلند شدم.
«وای خدا... دیر شد!»
با عجله رفتم سمت سرویس و بعد برگشتم سراغ لباسهام.
از قبل آمادهشون کرده بودم؛
یه کت دانتل آبی با شلوار پارچهای شیری، همراه با کیف و کفش ست.
لباسهام رو پوشیدم، یه آرایش لایت کردم و موهام رو مرتب کردم.
یه نگاه سریع به آینه انداختم و کیفم رو برداشتم.
همون لحظه صدای آیفون از پایین خونه بلند شد.
مامانم جواب داد.
صدای مامانم رو از پایین شنیدم:
«بله؟»
چند ثانیه بعد گفت:
«آراد جان؟»
با شنیدن اسم آراد لبخند زدم.
مامانم گفت:
«بیا بالا، صبحونه بخور.»
چند لحظه مکث کرد و دوباره گفت:
«چه مزاحمتی؟ بیا دیگه.»
بعد از چند ثانیه گفت:
«باشه، منتظرم.»
آیفون رو گذاشت.
من با تعجب از اتاق اومدم بیرون.
آراد اومده بود؟
اصلاً قرار نبود بیاد بالا.
از پلهها پایین رفتم.
همین که رسیدم پایین، دیدمش که کنار مامانم ایستاده.
لبخند ناخودآگاهی روی لبم نشست.
آراد تا چشمش به من افتاد، چند لحظه نگاهم کرد.
لبخند زد و گفت:
«صبح بخیر.»
«صبح بخیر.»
مامانم نگاهی به من انداخت و هین رفتم به اشپز خونه گفت:
«بالاخره خانوم تشریف آوردن.»
بعد از چند ثانیه اراد به خیال اینکه مامان رفته گفت:
«چه خوشگل شدی خانومی.»
از خجالت لبخند زدم.
«وایی انقدر خوبم خوشتیپم خجالت میکشما....»
مامانم خندید.
«بذار تعریف کنه دختر، مگه بده؟»
اراد با خنده اروم تر کنار گوشم پچ زد
《مامانت گوشایی تیزی داره ها》
با مشت به بازوش زدم که صدای مامان باز بلند شد...
«آراد جان، بیا بشین صبحونه بخور.»
آراد با خنده گفت:
«واقعاً ممنونم، ولی رز منتظره. نمیخوام دیرش بشه.»
مامانم گفت:
«رز پنج دقیقه صبر کنه تلف نمیشه که. صبحونه مهمتره.»
با خنده گفتم:
«مامان! قرار بود زود بریم.»
آراد نشست و گفت:
«یه صبحونه که دیگه چیزی نیست.»
نگاهش کردم.
«تو طرف کی وایسادی؟»
«فعلاً طرف صبحونه.»
مامانم خندید.
«آفرین پسرم.»
منم مجبور شدم کنار آراد بشینم.
مامانم صبحونه رو آماده کرد و گذاشت روی میز.
چند دقیقهای مشغول خوردن بودیم که مامانم گفت:
«امروز بالاخره قراره لباس عروس رو انتخاب کنید؟»
آراد گفت:
«بله.»
مامانم با ذوق گفت:
«الهی قربونتون برم، بالاخره رسیدیم به این روز.»
لبخند زدم.
آراد آروم نگام کرد و گفت:
«خودت رو آماده کردی خانوم؟»
«برای چی؟»
«برای اینکه امروز قراره کلی لباس پرو کنی.»
با اخم نگاهش کردم.
«اگه خستهم کنی،من میدونم با تو.»
خندید
مامانم از اون طرف میز گفت:
«فقط حواستون باشه سر انتخاب لباس دعوا نکنید.»
آراد گفت:
«من که غلط کنم»
نگاهش کردم.
خندهم گرفت.
«دیدی؟ خودت اعتراف کردی.»
مامانم سرش رو تکون داد و خندید.
«شما دوتا هنوز اول راهید.»
صبحونه که تموم شد، از جام بلند شدم و کیفم رو برداشتم.
«خب، بریم؟»
آراد هم بلند شد.
«بریم.»
مامانم جلو اومد و یقهی کتم رو مرتب کرد.
«خوش بگذره عروس خانوم.»
لبخند زدم.
«مرسی مامان.»
آراد هم گفت:
«ممنون خانم نیکزاد.»
مامانم با لبخند گفت:
«خانم نیکزاد ایشالله تغییر به مامان میکنه دیگه.»
آراد با خنده جواب داد:
«چشم.»
مامان گفت :
مراقب باشیا رز
با شیطنت گفتم:
«مامان، انگار داری دخترتو میفرستی سفر قندهار»
مامانم خندید.
«برو دیگه، دیرتون میشه.»
قبل از اینکه از در بیرون بریم، آراد یه نگاه کوتاه بهم انداخت.
بریم عروس خانوم.»
با خجالت سرمو پایین انداختم.
«تو هم هی نگو عروس خانوم.»
«چرا؟»
«خجالت میکشم.»
لبخند زد.
«من که دوست دارم.»
دستم رو آروم گرفت و با هم از خونه بیرون رفتیم.
امروز قرار بود لباس عروس من و کتوشلوار آراد رو انتخاب کنیم.
و با اینکه هنوز باورم نمیشد همهچیز اینقدر سریع اتفاق افتاده...
ته دلم یه حس شیرین داشتم.
چند روز دیگه...
قرار بود با لباس سفید کنار آراد بایستم.
https://t.me/+gMd-TpkTvkZhNmI0
༶•┈┈┈┈┈┈┈୨ 🔞 ୧┈┈┈┈┈┈┈•༶
🎓 کنکور تموم شد... حالا وقتشه یه جور دیگه خودتو سرگرم کنی 😈🔥یه لیست هات و اسپایسی از رمانهایی که قرار نیست بذارن حوصلت سر بره؛ اروتیک | BL | بزرگسال | مستر | ددیلیتل و... 🫦📚
༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶☀️ تابستونت رو معمولی نگذرون؛ بزن روی لینک و وارد دنیای سکسی داستانها شو 👀🔥
#مافیای جذاب و هاتی که به خاطر #انتقام هرشب پرنسس مافیا رو زیر #کیر کلفتش میکشونه و....🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
آریاک #آلفای خشن و هاتی که هر شب و #کون همسرش رو...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
پسری #مظلوم و ساده ای که هر شب زیر #خواب همسر خشن و....🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
ایدن پسر عموی #سکسیش رو #اغوا میکنه و هر شب زیرش جر می خوره🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
مافیای #کـ.یر کلفتی که برای #انتقام به دختر #دشمنش تجاوز میکنه کـ.صشو پاره میکنه🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
شاهزادهایکهبرای #نجات جونش مجبوره هرشب زیر کیر کلفت #دشمنش به #فاک بره💦🍑🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
دختره مجبور به #ازدواج با اکسش میشه و اونم هر شب کصـ👅ـشو میخوره تا عشقش رو نشون بده و...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
من یه دختر #یتیم بودم که اشتباهی تو دام 4 #خلافکار افتادم و هر شب باید با همشون میخوابیدم🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
از شب اول، زیر آن #کیرِ کلفت چنان جر میخورد که نالههای #نفرت، خواهشی سوزان شد برای تسلیمِ دوباره🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
امگای #لجبازی که با بازی #ممنوعه ی الفاش، هر شب اسیر کیر کلفتش میشه💦🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
پرنسس #یواشکی از قصر بیرون میره.اما نگهبانای #خوناشامش #کصشو جر میدن...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
آرتسینو؛ #شیطان و #قاتلی خبیث! #مافیای هات کیر کلفت برای زندانیش شق کرده و....😈💦🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
#مافیایی که همیشه #کون منشی کوچولوشو تو دفترش جر میده...🫦💦🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
لات #جذابی که از رابطه# متنفره، ولی با دیدن دوست #خواهرش راست میکنه🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
پسره #غیرتی میشه و #ک*ص صورتی دختر زن باباش رو #خشن میخوره🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
#غول جذابی که #دختره باک*ره رو داگی میکنه ولی #زیرش ج*ر میخوره...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
وقتیداشتم#اغواشمیکردمفکرکردمفقطیهشبهولیحالا هرشب زیر #کیرش گاییده میشم💦🍑🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
قرار بود اذیتش کنم، نه اینکه هرشب اون ک.ص #تنگشو از #آلتم پر کنم و اتاقم پر بشه از صدای جیغاش...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
سه تا از #خطرناک ترین موجودات #جهان کص #دختر کوچولوی خوشمزشون رو جر میدن🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
مرد #خطرناکی که برای به #دست آوردن پرستار کوچولوش #کص و کونشو میگاد🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
رز ماشین #سوار حرفه ای که تو یه مسابقه به #مافیای هات و #خشنی میبازه و مافیا اونو مجبور میکنه زیر کیر کلفتش...💦🫦🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
بعد از دوسال تو عروسی دیدمش و تو اتاق همونجا #کص #کونشو جر دادم....🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
پسره برای #یادآوری #خاطرات# دختره چ.و.چ.ولشو میماله....با زبونش لیسی به چاک سینش کشید🙈🔞🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
به دشمنم #تجاوز کردم و دیگه نتونستم ولش کنم. #اسیرش کردم تا #هر شب جرش بدم و...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶
بدن دختر #زیر زبونش #داغ میشد، گاهی گاز میگرفت و #صدای ناله دختره بلند میشد🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ مافیای #هات و #جذابی که#عاشق دختر دشمنش میشه و اونو اسیر خودش میکنه و هرشب... 🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈୨ 🔞 ୧┈┈┈┈┈┈┈•༶ طوفانی نشان دهنده رمان شماست🌩
Repost from N/a
صدای تلمبه زدناش و برخورد بدنامون بهم تو اتاق ؛)🔞😈
فولدری پر از رمانهای هات و سکسی👄
https://t.me/addlist/5EcK7r3UHl5mODE0
دختره رو می دزده و عقب و جلوشو یکی میکنه😶🌫🔞
https://t.me/addlist/5EcK7r3UHl5mODE0
00:00پاک🍌
Repost from N/a
بازم سر قولم موندم و پک فول هات و آوردم براتون❌🫦 با این رمانای سکسی آب کمرت خالی میشه!🙈💦
وقتشه حشریا یه حالی به کمرشون بدن😈👅نــ🔞ـارویــن | 𝐍𝐚𝐫𝐯𝐢𝐧💦 #انتقامی_سکسی_فول_اروتیك دختر قصه برای انتقام اونجاست اما شاهزاده عرب قدرتمند، بهــ*ـشت آبدارشو با مـ*ــردونگی قطورش میترکونه ...👅💦 https://t.me/+ehqkPDamWNI3ZWVk 🍆🍒─────────── ༆𝐀𝐬𝐡𝐞𝐧🔞𝐫𝐞𝐚𝐥𝐦࿐ #بیال_امگاورس_درام امگایی که مجبور شده با یه آلفا ازدواج کنه، حالا هر شب آلفاش سوراخ💦 تنــ*ــگ و صورتیش رو به فـ.ـاک میده تا از درد و لذت ناله کنه... 🔞❤️🔥 https://t.me/+nebvBkD4f7g5Y2Vk 🍆🍒─────────── فـــــــ🔥ــــراری🔞💦 #دارک رمنس_اسمات_گی پسر جوونی که برای نجات بچه اش ، گیر یه مرد سادیسمی وحشی میوفته و هر شب به خشن ترین حالت ممکن بفاک میره تا اجازهی دیدن بچه اش رو داشته باشه...🔥⛓️ https://t.me/+ENDDs6jDR5VlMDg0 🍆🍒─────────── 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇 𝑯𝒐𝒕𝒆𝒍 🔞💦 #صکصی_فول_عاشقانه_تریسام یه شب که مست بودم ، به مرد گنده و سوپر مدلی گفتم بیاد کـ.ـص تپلم و بکنه، همون شب مردونگی جذابشو حس کردم، ولی فرداش فهمیدم که این مرد،رئیس و مالکِ هتلِ ۵ الماس، و این شروعِ صکصِ وحشیانمون بود... https://t.me/+wPzM651436owM2Nk 🍆🍒─────────── بــ💦ـوســه شــ🥵ــاه #خشن_مافیایی_تابو من امپراطورِ خشن مافیام، یه شب که کـ.ـیرمو تو دهنِ دختر سوپرمدل کرده بودم، متوجه شدم یه دختر بشدت اغواگر و صکصی قایمکی واردِ عمارتم شده, اما چرا؟ چرا باید مبتلا به نفرین تک همسری بشم🔞♨️ https://t.me/+t78DTNZxrrM5MDY0 🍆🍒─────────── خـ😈ـردم کــن #فول_عاشقانه_مثلث_عشقی با اسپکی رو مـ.ـمه های لرزونم خم شد رو میز کارش و سیلی سـ.ـکسی رو تـپلیم زد ، تا اینکه یدفعه در محکم باز شد با مردی که دیدم...🔥 https://t.me/+9D53el0VKk1lNmNk 🍆🍒─────────── 00pak
Repost from N/a
ارباب روستا برای انتقام از ساحل جلو چشمام بایکی دیگه میخوابه🔞♨️#P168 عصبی به خاطر این که ساحل رو فراموش کنم خودم رو یه ضرب واردش کردم. 🍆 آه غلیظی کشید... چند لحظه مکث کردم... نه تنگ نبود. ❌ مثل... مثل بهشت ساحل تنگ نبود. کلافه کمر زدم... محکم و بیمکث، الیزابت بلند اه و ناله میکرد، هر چقدر که میگذشت لذتم کم تر میشد و عصبی تر و عمیق تر بهش ضربه میزدم. برخلاف من الیزابت غرق لذت بود جوری که با وقاحت زمزمه کرد - فا*ک... آره آره... اوم... منو پاره کن یاشار... آههههه. 🤤🫦 حرفهاش دیوونه ام کرد، ازش بیرون کشیدم و پاهاش رو به هم دیگه چسبوندم تا ک*ص*ش تنگ تر بشه... یه ضرب واردش کردم که جیغی کشید... با حس اون تنگی آهی کشیدم. اما انگار یاشار کوچولو قرار نبود باهام راه بیاد، یه چیز دیگه ای میخواست. بهشت ساحل رو... https://t.me/+OJcRvsQKaF44MmY8 https://t.me/+OJcRvsQKaF44MmY8 23:30 pak
Repost from N/a
یه پوشه پر از رمانهای سکسی و ممنوعه اوردم 😈❤️🔥
زیر🔞سال نیاد که ریم میزنم❌
جهت خوندن رمان روی لینک زیر بمال🫦
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
https://t.me/addlist/5EcK7r3UHl5mODE0
_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_
با این رمانا ابت میپاچه بیرون😈💦
22pak🍒༶•┈┈┈┈┈┈┈୨ 🔞 ୧┈┈┈┈┈┈┈•༶
از شر کنکور خلاص شدی؟ 😮💨🔥حالا یه لیست داغ برات دارم؛ پر از رمانهای هات و اسپایسی با ژانرهای سکسی، اروتیک، BL، مستر و... 🫦😈
༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ Sangــــ😈ــــtram🔥 ✍️🏻عضویت محدوده؛ جا نمونی 👀
پرنسس مافیایی که به خاطر خانواده اش اسیر دشمن جذابش میشه و هرشب زیرش...🫦💦🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ امگای جنوبی 😱🔞 ✍️🏻
آریاک آلفای خشن و هاتی که هر شب و کون همسرش رو...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ سهم من از تو💦🥵 ✍️🏻
پسری مظلوم و ساده ای که هر شب زیر خواب همسر خشن و....🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ رز ابی 🦋 ✍️🏻
ایدن پسر عموی سکسیش رو اغوا میکنه و هر شب زیرش جر می خوره🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ وقتی عاشقم کردی💦 ✍️🏻
مافیای کـ.یر کلفتی که برای انتقام به دختر دشمنش تجاوز میکنه کـ.صشو پاره میکنه🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ شـاهـزاده اژدهـا👑🐉 ✍️🏻
شاهزادهایکهبرای نجات جونش مجبوره هرشب زیر کیر کلفت دشمنش به فاک بره💦🍑🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ پس از سایه ها🫧 ✍️🏻
دختره مجبور به ازدواج با اکسش میشه و اونم هر شب کصـ👅ـشو میخوره تا عشقش رو نشون بده و...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ خرگوش🐰 مخملی🍓 ✍️🏻
من یه دختر یتیم بودم که اشتباهی تو دام 4 خلافکار افتادم و هر شب باید با همشون میخوابیدم🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ سَـ🩸ـرنوشـتِ سُـرخ ✍️🏻
از شب اول، زیر آن کیرِ کلفت چنان جر میخورد که نالههای نفرت، خواهشی سوزان شد برای تسلیمِ دوباره🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ «پسرکِ لجبازِ افسونگر»🔞 ✍️🏻
امگای لجبازی که با بازی ممنوعه ی الفاش، هر شب اسیر کیر کلفتش میشه💦🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ از خون و خاکستر🩸 ✍️🏻
پرنسس یواشکی از قصر بیرون میره.اما نگهبانای خوناشامش کصشو جر میدن...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ خون لیلیث 🫦 ✍️🏻
آرتسینو؛ شیطان و قاتلی خبیث! مافیای هات کیر کلفت برای زندانیش شق کرده و....😈💦🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ مات عشق 🍷 ✍️🏻
مافیایی که همیشه کون منشی کوچولوشو تو دفترش جر میده...🫦💦🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ غریبه ای تو خونه! 🫦 ✍️🏻
لات جذابی که از رابطه متنفره، ولی با دیدن دوست خواهرش راست میکنه🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ گناهم بمان🥵💦 ✍️🏻
پسره غیرتی میشه و ک*ص صورتی دختر زن باباش رو خشن میخوره🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ قولِ یک غول🔞 ✍️🏻
غول جذابی که دختره باک*ره رو داگی میکنه ولی زیرش ج*ر میخوره...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ اَتـرنـوم🫂🔞 ✍️🏻
وقتیداشتماغواشمیکردمفکرکردمفقطیهشبهولیحالا هرشب زیر کیرش گاییده میشم💦🍑🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ وارث تاج🧝🏻♀️👑» ✍️🏻
قرار بود اذیتش کنم، نه اینکه هرشب اون ک.ص تنگشو از آلتم پر کنم و اتاقم پر بشه از صدای جیغاش...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ جوجــ🐣ــه کوچـ💦ـولـو ✍️🏻
سه تا از خطرناک ترین موجودات جهان کص دختر کوچولوی خوشمزشون رو جر میدن🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ آتــــــیـــ🔥ـش پــــ🔞ــاره ✍️🏻
مرد خطرناکی که برای به دست آوردن پرستار کوچولوش کص و کونشو میگاد🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ اسیر قلمرو🤤❤️🔥 ✍️🏻
رز ماشین سوار حرفه ای که تو یه مسابقه به مافیای هات و خشنی میبازه و مافیا اونو مجبور میکنه زیر کیر کلفتش...💦🫦🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ قانون سکوت💦👅 ✍️🏻
بعد از دوسال تو عروسی دیدمش و تو اتاق همونجا کص کونشو جر دادم....🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ فصل گمشده من💦 ✍️🏻
پسره برای یادآوری خاطرات دختره چ.و.چ.ولشو میماله....با زبونش لیسی به چاک سینش کشید🙈🔞🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ متـ⛓ـجاوز وحشی من ✍️🏻
سر شرطبندی پسر مظلوم سالپایینی دانشگاهم و جر دادم و هر شب روی تختم...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ Moon lovers 🩸💦 ✍️🏻
بدن دختر زیر زبونش داغ میشد، گاهی گاز میگرفت و صدای ناله دختره بلند میشد🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ مافیای هات و جذابی که عاشق دختر دشمنش میشه و اونو اسیر خودش میکنه و هرشب... 🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈୨ 🔞 ୧┈┈┈┈┈┈┈•༶ طوفانی نشان دهنده رمان شماست🌩
Repost from N/a
بازم سر قولم موندم و پک فول هات و آوردم براتون❌🫦 با این رمانای سکسی آب کمرت خالی میشه!🙈💦
وقتشه حشریا یه حالی به کمرشون بدن😈👅نــ🔞ـارویــن | 𝐍𝐚𝐫𝐯𝐢𝐧💦 #انتقامی_سکسی_فول_اروتیك دختر قصه برای انتقام اونجاست اما شاهزاده عرب قدرتمند، بهــ*ـشت آبدارشو با مـ*ــردونگی قطورش میترکونه ...👅💦 https://t.me/+ehqkPDamWNI3ZWVk 🍆🍒─────────── ༆𝐀𝐬𝐡𝐞𝐧🔞𝐫𝐞𝐚𝐥𝐦࿐ #بیال_امگاورس_درام امگایی که مجبور شده با یه آلفا ازدواج کنه، حالا هر شب آلفاش سوراخ💦 تنــ*ــگ و صورتیش رو به فـ.ـاک میده تا از درد و لذت ناله کنه... 🔞❤️🔥 https://t.me/+nebvBkD4f7g5Y2Vk 🍆🍒─────────── فـــــــ🔥ــــراری🔞💦 #دارک رمنس_اسمات_گی پسر جوونی که برای نجات بچه اش ، گیر یه مرد سادیسمی وحشی میوفته و هر شب به خشن ترین حالت ممکن بفاک میره تا اجازهی دیدن بچه اش رو داشته باشه...🔥⛓️ https://t.me/+ENDDs6jDR5VlMDg0 🍆🍒─────────── 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇 𝑯𝒐𝒕𝒆𝒍 🔞💦 #صکصی_فول_عاشقانه_تریسام یه شب که مست بودم ، به مرد گنده و سوپر مدلی گفتم بیاد کـ.ـص تپلم و بکنه، همون شب مردونگی جذابشو حس کردم، ولی فرداش فهمیدم که این مرد،رئیس و مالکِ هتلِ ۵ الماس، و این شروعِ صکصِ وحشیانمون بود... https://t.me/+wPzM651436owM2Nk 🍆🍒─────────── بــ💦ـوســه شــ🥵ــاه #خشن_مافیایی_تابو من امپراطورِ خشن مافیام، یه شب که کـ.ـیرمو تو دهنِ دختر سوپرمدل کرده بودم، متوجه شدم یه دختر بشدت اغواگر و صکصی قایمکی واردِ عمارتم شده, اما چرا؟ چرا باید مبتلا به نفرین تک همسری بشم🔞♨️ https://t.me/+t78DTNZxrrM5MDY0 🍆🍒─────────── خـ😈ـردم کــن #فول_عاشقانه_مثلث_عشقی با اسپکی رو مـ.ـمه های لرزونم خم شد رو میز کارش و سیلی سـ.ـکسی رو تـپلیم زد ، تا اینکه یدفعه در محکم باز شد با مردی که دیدم...🔥 https://t.me/+9D53el0VKk1lNmNk 🍆🍒─────────── 21 pak
༶•┈┈┈┈┈┈┈୨ 🔞 ୧┈┈┈┈┈┈┈•༶
از شر کنکور خلاص شدی؟ 😮💨🔥حالا یه لیست داغ برات دارم؛ پر از رمانهای هات و اسپایسی با ژانرهای سکسی، اروتیک، BL، مستر و... 🫦😈
༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ Sangــــ😈ــــtram🔥 ✍️🏻عضویت محدوده؛ جا نمونی 👀
پرنسس مافیایی که به خاطر خانواده اش اسیر دشمن جذابش میشه و هرشب زیرش...🫦💦🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ امگای جنوبی 😱🔞 ✍️🏻
آریاک آلفای خشن و هاتی که هر شب و کون همسرش رو...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ سهم من از تو💦🥵 ✍️🏻
پسری مظلوم و ساده ای که هر شب زیر خواب همسر خشن و....🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ رز ابی 🦋 ✍️🏻
ایدن پسر عموی سکسیش رو اغوا میکنه و هر شب زیرش جر می خوره🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ وقتی عاشقم کردی💦 ✍️🏻
مافیای کـ.یر کلفتی که برای انتقام به دختر دشمنش تجاوز میکنه کـ.صشو پاره میکنه🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ شـاهـزاده اژدهـا👑🐉 ✍️🏻
شاهزادهایکهبرای نجات جونش مجبوره هرشب زیر کیر کلفت دشمنش به فاک بره💦🍑🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ پس از سایه ها🫧 ✍️🏻
دختره مجبور به ازدواج با اکسش میشه و اونم هر شب کصـ👅ـشو میخوره تا عشقش رو نشون بده و...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ خرگوش🐰 مخملی🍓 ✍️🏻
من یه دختر یتیم بودم که اشتباهی تو دام 4 خلافکار افتادم و هر شب باید با همشون میخوابیدم🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ سَـ🩸ـرنوشـتِ سُـرخ ✍️🏻
از شب اول، زیر آن کیرِ کلفت چنان جر میخورد که نالههای نفرت، خواهشی سوزان شد برای تسلیمِ دوباره🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ «پسرکِ لجبازِ افسونگر»🔞 ✍️🏻
امگای لجبازی که با بازی ممنوعه ی الفاش، هر شب اسیر کیر کلفتش میشه💦🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ از خون و خاکستر🩸 ✍️🏻
پرنسس یواشکی از قصر بیرون میره.اما نگهبانای خوناشامش کصشو جر میدن...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ خون لیلیث 🫦 ✍️🏻
آرتسینو؛ شیطان و قاتلی خبیث! مافیای هات کیر کلفت برای زندانیش شق کرده و....😈💦🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ مات عشق 🍷 ✍️🏻
مافیایی که همیشه کون منشی کوچولوشو تو دفترش جر میده...🫦💦🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ غریبه ای تو خونه! 🫦 ✍️🏻
لات جذابی که از رابطه متنفره، ولی با دیدن دوست خواهرش راست میکنه🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ گناهم بمان🥵💦 ✍️🏻
پسره غیرتی میشه و ک*ص صورتی دختر زن باباش رو خشن میخوره🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ قولِ یک غول🔞 ✍️🏻
غول جذابی که دختره باک*ره رو داگی میکنه ولی زیرش ج*ر میخوره...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ اَتـرنـوم🫂🔞 ✍️🏻
وقتیداشتماغواشمیکردمفکرکردمفقطیهشبهولیحالا هرشب زیر کیرش گاییده میشم💦🍑🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ وارث تاج🧝🏻♀️👑» ✍️🏻
قرار بود اذیتش کنم، نه اینکه هرشب اون ک.ص تنگشو از آلتم پر کنم و اتاقم پر بشه از صدای جیغاش...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ جوجــ🐣ــه کوچـ💦ـولـو ✍️🏻
سه تا از خطرناک ترین موجودات جهان کص دختر کوچولوی خوشمزشون رو جر میدن🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ آتــــــیـــ🔥ـش پــــ🔞ــاره ✍️🏻
مرد خطرناکی که برای به دست آوردن پرستار کوچولوش کص و کونشو میگاد🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ اسیر قلمرو🤤❤️🔥 ✍️🏻
رز ماشین سوار حرفه ای که تو یه مسابقه به مافیای هات و خشنی میبازه و مافیا اونو مجبور میکنه زیر کیر کلفتش...💦🫦🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ قانون سکوت💦👅 ✍️🏻
بعد از دوسال تو عروسی دیدمش و تو اتاق همونجا کص کونشو جر دادم....🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ فصل گمشده من💦 ✍️🏻
پسره برای یادآوری خاطرات دختره چ.و.چ.ولشو میماله....با زبونش لیسی به چاک سینش کشید🙈🔞🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ متـ⛓ـجاوز وحشی من ✍️🏻
سر شرطبندی پسر مظلوم سالپایینی دانشگاهم و جر دادم و هر شب روی تختم...🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ Moon lovers 🩸💦 ✍️🏻
بدن دختر زیر زبونش داغ میشد، گاهی گاز میگرفت و صدای ناله دختره بلند میشد🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈୨୧┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈•༶ مافیای هات و جذابی که عاشق دختر دشمنش میشه و اونو اسیر خودش میکنه و هرشب... 🗝کلید رمان ༶•┈┈┈┈┈┈┈୨ 🔞 ୧┈┈┈┈┈┈┈•༶ طوفانی نشان دهنده رمان شماست🌩
Repost from N/a
ارباب عمارت ک.ص ساحل کوچولوباکره روجر میده 🤤❤️🔥
#P61
پاهام رو باز کرد و قبل از این که جلوش رو بگیرم سرش بین پام رفت.
انگار جریان برق بهم وصل کرده بودن.
اون لیس میزد و من به خودم میپیچیدم.
میک میزد و زنانگیم رو گاز میگرفت من آه میکشیدم.
همه چی فراموشم شده بود و فقط شه*وت و نیاز یادم مونده بود.
- وااااااییییی اربااااااب....آههههههه 🙈
اومی گفت و زبونش رو واردم کرد.
جیغی زدم و کمرم رو به تخت کوبیدم.
حس میکردم الانه که به اوج برسم اما همون موقع سرش رو عقب کشید.
با خواهش نگاهش کردم که ایستاد و پاهام رو بابا داد و حسابی باز کرد.
خمار و منتظر نگاهش میکردم که یه ضرب واردم کرد. 😭🍆
+ گفتم کاری می...میکنم از درد هم لذت ببری. 😈
اهی کشیدم و چنگی به سی*نههام زدم و نوک*شون رو فشردم.
با انگشتش چو*چو*ل*م رو فشرد و تکون داد...
https://t.me/+OJcRvsQKaF44MmY8
https://t.me/+OJcRvsQKaF44MmY8
20 pak
Repost from N/a
حین تلـ.مبه زدنات هرزگاهی نوک سینه هاشو بکنی تو دهنت و میک بزنی.😈💦👅🔥
https://t.me/addlist/5EcK7r3UHl5mODE0
لیست برات آوردم شهوانی و #داغ زیر پنج دقیقه میپاچی...🔥🍓
سیو کن زدی بالا متوصل #گلنار نشی...‼️
19پاک❗️
پلاگ رو روی سوراخ کـ.ونم فشار داد و لیسی به کمرم زد.
- این کـ.ونتو چطوری جر بدم؟
انگشت شصتشو محکم فشار داد و نوک تیز پلاگو همراهش فرستاد تو سوراخم.
جیغ کشیدم که سیلی روی کـ.ونم زد.
- بهت گفتم خوبم کن، به جاش با قرص خوابم کردی هـ.رزه، الان من میخوام با ک..یرم خواب و خونیت کنم.
پشت سرم قرار گرفت و دیک کلفت و گندشو توم هل داد و وحشیانه تـ.لمبه زد که...
https://t.me/+LBEimNCPHJA0ZjU0
https://t.me/+LBEimNCPHJA0ZjU0
👅❌مردی که روان پزشکش رو دزدید و همش باهاش سـ.ـکس های عجیب و غریب داره...
#مناسب_بزرگسال 🔥
⭕حقوق فولدری
⭕pak17
Repost from N/a
بازم سر قولم موندم و پک فول هات و آوردم براتون❌🫦 با این رمانای سکسی آب کمرت خالی میشه!🙈💦
وقتشه حشریا یه حالی به کمرشون بدن😈👅فـولصـ👠کصی(شهـ🔥ـوت) #بکنبکن_سکسباپلاگ_پرحشر تو جـزیره گیر میوفتن و روزی سـه بار کـ*ص و کـ*ون دختررو با کـ*یرش پرمیکنه💦🌶️ سکساشون نوشته میشه🤤👆🏻 https://t.me/+6NPH9QX155EzOTc8 🍆🍒─────────── ༆𝐀𝐬𝐡𝐞𝐧🔞𝐫𝐞𝐚𝐥𝐦࿐ #بیال_امگاورس_درام امگایی که مجبور شده با یه آلفا ازدواج کنه، حالا هر شب آلفاش سوراخ💦 تنــ*ــگ و صورتیش رو به فـ.ـاک میده تا از درد و لذت ناله کنه... 🔞❤️🔥 https://t.me/+nebvBkD4f7g5Y2Vk 🍆🍒─────────── فـــــــ🔥ــــراری🔞💦 #دارک رمنس_اسمات_گی پسر جوونی که برای نجات بچه اش ، گیر یه مرد سادیسمی وحشی میوفته و هر شب به خشن ترین حالت ممکن بفاک میره تا اجازهی دیدن بچه اش رو داشته باشه...🔥⛓️ https://t.me/+ENDDs6jDR5VlMDg0 🍆🍒─────────── 𝑻𝒉𝒆 𝑾𝒐𝒍𝒇 𝑯𝒐𝒕𝒆𝒍 🔞💦 #صکصی_فول_عاشقانه_تریسام یه شب که مست بودم ، به مرد گنده و سوپر مدلی گفتم بیاد کـ.ـص تپلم و بکنه، همون شب مردونگی جذابشو حس کردم، ولی فرداش فهمیدم که این مرد،رئیس و مالکِ هتلِ ۵ الماس، و این شروعِ صکصِ وحشیانمون بود... https://t.me/+wPzM651436owM2Nk 🍆🍒─────────── بــ💦ـوســه شــ🥵ــاه #خشن_مافیایی_تابو من امپراطورِ خشن مافیام، یه شب که کـ.ـیرمو تو دهنِ دختر سوپرمدل کرده بودم، متوجه شدم یه دختر بشدت اغواگر و صکصی قایمکی واردِ عمارتم شده, اما چرا؟ چرا باید مبتلا به نفرین تک همسری بشم🔞♨️ https://t.me/+t78DTNZxrrM5MDY0 🍆🍒─────────── خـ😈ـردم کــن #فول_عاشقانه_مثلث_عشقی با اسپکی رو مـ.ـمه های لرزونم خم شد رو میز کارش و سیلی سـ.ـکسی رو تـپلیم زد ، تا اینکه یدفعه در محکم باز شد با مردی که دیدم...🔥 https://t.me/+9D53el0VKk1lNmNk 🍆🍒─────────── نــ🔞ـارویــن | 𝐍𝐚𝐫𝐯𝐢𝐧💦 #انتقامی_سکسی_فول_اروتیك دختر قصه برای انتقام اونجاست اما شاهزاده عرب قدرتمند، بهــ*ـشت آبدارشو با مـ*ــردونگی قطورش میترکونه ...👅💦 https://t.me/+ehqkPDamWNI3ZWVk 18 pak
Repost from N/a
دلم میخواد لیتلت باشم و تو یه ددی خشن که رحم نمیکنی😈👅💦🙊
https://t.me/addlist/5EcK7r3UHl5mODE0
منبع رمان های #BDSM #فورسام #گروپ #سکسآروم #آنال #ددیلیتلگرل #شوگرددی #شوگرمامی #ارباببردهایی
15pak🎀
Repost from N/a
سکـ*ـس تو جزیره با زن حاملـه🔞💦
- اووف. کـ*ـصت از وقتی حاملـه شدی تنگ تر شده امیلیا! انقدر کـ*ـصتو گا*یـیدم اما هنوز تنگی عروسک!💦😈
ضربه محکمی با کـ*ـیر کلفـتـش تو کـ*ـصم زد، آهی کشیدم و کمرش و چنگ زدم.
- اخ آروم تر! خیلی بزرگی پاره شدم کریستین، اهه...
شن های ساحل به بدن لخـ*ـتم کشیده میشد. چنگی به سیـنه های درشـتم که به خاطر حاملگی حساس تر شده بود زد.
نوک سینه هام و چلوند... شکم بزرگم و دست کشید.
-میگی آرومتر ولی کـ*ـصت داره هر لحظه بیشتر خیس میشه هور*نی کوچولو. مگه نگفتی هوای جزیره سرده؟ میخوام تو و بچمون و گرم کنم امیلیا.💦🔞
https://t.me/+6NPH9QX155EzOTc8
https://t.me/+6NPH9QX155EzOTc8
برای گرم کردن زن حاملش تو جزیره کـ*ـص و کـو*نش و با کیـ*ـر کلفـتش میگـا.د...🔞🍆❌
16pak
꒷꒦︶꒷꒦︶꒷꒦︶꒷꒦︶🫦︶꒷꒦︶꒷꒦︶꒷꒦︶꒷
🎓 کنکور رو پشت سر گذاشتی؟
پس وقتشه تابستونت رو از حالت معمولی دربیاری 😈🔥
یه لیست هات و اسپایسی از رمانهای اروتیک، BL، بزرگسال، مستر و... برات آماده کردم 🫦📚
꒷꒦︶꒷꒦︶꒷꒦︶꒷꒦︶🫦︶꒷꒦︶꒷꒦︶꒷꒦︶꒷ Sangــــ😈ــــtram🔥⚠️ هشدار: این لیست برای آدمای هات و جقیه؛ ممکنه بعدش دیگه رمان های هات و سکسی به چشمت نیان👀🔥
🕯️ :#دارک_رومنس #مافیایی #سکسی🗝کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ امگای جنوبی🔥💦
🕯️: #امپرگ #امگاورس #ازدواجاجباری🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ وقتی عاشقم کردی🔞
🕯️: #بزرگسال #عاشقانه #رومنس🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ رز ابی 🦋
🕯️: #طنز #بی_ال #اسمات🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ شـاهـزاده اژدهـا🐉👑🔞
🕯️: #گی_ورس #فانتزی #اسمات🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ اَتـرنـوم🫂🔞
🕯️: #گی_اسمات #فانتزی #تاریخی🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ «وارث تاج🧝🏻♀️👑»
🕯️: #استریت #مثبتهجده #سلطنتی🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ فصل گمشده من🔞
🕯️: #سکسی #هات #دارک🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ از خون و خاکستر🩸
🕯️: #خوناشامی #بزرگسالان #اسپایسی🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ قانون سکوت💦👅
🕯️: #سکسی #بزرگسال #درام🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ خون لیلیث 🫦
🕯️: #دارکرومنس #جنایی #مافیایی🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ مــات عــــشــــــق 🫦
🕯️: #بیال #درام #مافیایی🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ Moon lovers 🩸💦
🕯️: #فانتزی#اروتیک#دارک _رومنس🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ گناهمبمان🍷💦
🕯️: #عاشقانه #ممنوعه #دارک_رومنس🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ غریبه ای تو خونه!🫦
🕯️: #استریت #عاشقانه #خونوادگی🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ متـ🛐ـجاوز وحشی من
🕯️: #اروتیک #bl #خشن🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ Kitsune's stubborn wolf🐺🦊
🕯️: #بی_ال #فانتزی #امگاورس🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ سَـ🩸ـرنوشـتِ سُـرخ
🕯️: #خونآشامی #عاشقانه #سلطنتی🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ سهم من از تو🫶💦
🕯️: #امپرگ #امگاورس #درام🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ خرگوش مخمــــــلی🍓🐰
🕯️: #گروپ #لیتل #ددی_لیتل🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ پس از ســایه ها🫧
🕯️: #انمیز_تولاورز #عاشقانه🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ قولِ یک غول😈🔞
🕯️: #فولللللعاشقانه #صحنه_دار #بزرگسال🗝️کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ جوجه کوچولو🐣💦
🕯: #عاشقانه#تخیلی#سکسی🗝کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ آتیش پاره🥵💦
🕯:#عاشقانه#هیجانی#سکسی🗝کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ اسیر قلمرو🥵🫦
🕯: #مافیایی #سکسی #دارکرومنس🗝 کلید جق زنی ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ ︵ ᵕ ︶ ⌒ San🫦gtram
🕯️: #بزرگسالان #مافیایی #هیجانی🗝️کلید جق زنی ꒷꒦︶꒷꒦︶꒷꒦︶꒷꒦︶🫦︶꒷꒦︶꒷꒦︶꒷꒦︶꒷ خاص ترین و پر جذب ترین لیستی های تلگرام در طوفانی است⛈️
Repost from N/a
_پلاگو بکن تو خودت و تو خونه بدو!
خیره به واحد پلاک نگین درشتو از تو سوراخم رد کردم و همزمان جیغی از درد کشیدم. با خشونت پلاگو تا ته توم فرو کرد.
_چته نازو غمزه میای؟ بجنب آبمو خشک کردی با این ادا اطوار مسخرهت!
نالیدم:
_من سکس خشن نمیخوام... خسته شدم از اینکه همش با گاییدنم...
چونمو بالا کشید و تو صورتم لب زد:
_مث اینکه یادت رفته پورن استار این سازمانی و مدام باید کمرمو خالی کنی. منم اینطوری حال میکنم که قبل گاییدنت درد بکشی و وقتی زیرم میای کاملا واسم آماده باشی! 💦🔞
هلم داد و چکی به باسنم زد.
_بدو...
با درد پلاگ خواستم کنار بیام اما مجبورم کرد...
https://t.me/+-Xq6OoWxNEo3ZGQ0
https://t.me/+-Xq6OoWxNEo3ZGQ0
پورن استار شخصی داره و اونقدر خشنه که...🔥🔞
Sobh pak
