"پشتِ این چشم ها"
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
319
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
-1130 days
Posts Archive
«بعضی روزها فقط برای گذشتن هستند؛
نه برای پیروزی، نه برای شکست، بلکه فقط برای ادامه دادن.»
طاعون - آلبر کامو
«هرچه بر سرمان آمد، گفتیم و گفتند: «میگذرد.»
هر شب سیاهی را که ناچار به تحملش شدیم،
گفتند: «به سپیدی میرسد.» اما هیچکس نپرسید:
تا رسیدن آن سپیدی، چند چراغ درون ما خاموش میشود؟
هیچکس نپرسید: تا گذشتن این روزها،
چند رؤیا در ما میمیرد و چند زخم در جان ما ریشه میدواند؟
هیچکس نپرسید بهای زنده ماندن در این روزها را با کدام
زخمها پرداختیم، از رنجی که میکشیدیم سخن گفتند،
اما از فرسوده شدنی که هر روز ذرهذره در جان ما
ریشه میدواند، نه. از روز پس از طوفان گفتند،
اما کسی ندید که طوفان با روح ما چه کرد.
آری، همهچیز میگذرد، شب میگذرد، رنج میگذرد،
روزهای تلخ میگذرند. اما چه بسیار انسانهایی که
در میان این «گذشتنها»، دیگر آدم سابق نمیمانند!
Repost from •| #نرگس_صرافیان_طوفان |•
هیچ خیری در طاقت آوردن و قوی بودن نیست! پناه ببرید، کمک بخواهید، جا بزنید و هرکجا که کارد روانتان به استخوانش رسید، اعتراف کنید و ضعیف باشید... اعتراف کنید کم آوردهاید، اعتراف کنید نمیشود، اعتراف کنید سخت است تحمل کردنِ این گونه از رنج و سخت است این حجم از مشکلات و بیعدالتی و اندوه را به جان خریدن و دم بر نیاوردن! این کت بیقوارهی قوی بودن برای روح و روان نحیف ما ایرانیها بزرگ است عزیزان!
به ما میرسد که دلگیر باشیم و بغضی هزارساله داشتهباشیم. به ما میرسد کم بیاوریم، پناه ببریم، غمگین باشیم. شرایط اینروزهای ما خیلی شرایط نرمالیست که از ما توقع سلامت روان و لبخند داشتهباشند؟! فراموش نکنید که تاب و تحملِ زیاد، از آدمها دیوانه میسازد. بیایید باهم بزنیم زیر گریه بااین اوضاع اقتصاد و حال و آیندهای که برایمان درست کردهاند.
#نرگس_صرافیان_طوفان
@narges_sarrafian_toofan
وقتی تصمیم میگیری یک احساس را به سرانجامی به نام "ازدواج" برسانی، اولین حرکت مفید این است که از خودت بپرسی آیا واقعا باور داری که تا زمان پیری از حرف زدن با این زن، لذت خواهی برد؟ حرف زدن! و نه همخوابگی. تمامی مسائل دیگر در ازدواج موقت و گذراست. تا زمانی که دو نفر حرفی برای گفتن و گوشی برای شنیدن دارند، میشود به عمر ارتباطشان امید داشت.
نیچه
