en
Feedback
𝖮𝖺𝗌𝗂𝗌🦉🍁

𝖮𝖺𝗌𝗂𝗌🦉🍁

Open in Telegram

@SunBleachedIvybot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
226
Subscribers
+124 hours
+77 days
+730 days
Posts Archive
ساکت

بزار من دهنمو ببندم

من فقط یه فیکشن سد اند دارم بچه ها

چرا همه فکر می‌کنند وایت فراری سد انده؟

... توقع نداشتم

منم... ولی اگه برات دردسر بشم چی؟» بهش خیره شدم. بعد خم شدم و لب هام رو گذاشتم روی لب هایش. هیسونگ اولش تکون نخورد. بعد... لب‌هاش جواب داد. و بعد...
_ مبارکا باشه.
بخاطر همه اتفاقاتی که بینمون افتاد معذرت می‌خوام... بخاطر اینکه همش بهت گیر می‌دادم و آخرش هم ولت کردم...» چند ثانیه فقط بهش نگاه کردم. واقعا خسته بودم. «الان دیگه این حرفا فایده نداره. خیلی وقته که من و تو از هم جدا شدیم.» نیکی یه قدم جلوتر اومد. «پس یعنی دیگه شانسی ندارم؟» «چه شانسی نیکی، چه شانسی؟» صدایم بلندتر شد. «بعد این همه سال بلاخره ظاهر شدی و دنبال شانس می‌گردی؟ قبلا کجا بودی؟ چرا الان یادت افتاده که هی بیای خونم و معذرت‌خواهی کنی؟»
_ آفرین سونو
دست‌هاش دور کمرم. صورتش توی سینه‌ام. صداش لرزید: «می‌شه امشب باهام بخوابی؟...» بوی الکل میداد. یه نگاه بهش کردم. بدنش می‌لرزید. حالش خوب نبود. دست‌هام رو گذاشتم روی شونه‌هاش. آروم عقب کشیدمش. اونقدر که بتونم صورتش رو ببینم. خم شدم و توی چشم‌های اشکی‌اش نگاه کردم. «حالت خوبه؟» سونو یه ثانیه بهم نگاه کرد. بعد... اشک‌هاش دوباره اومد. «آره... فقط همین یه شب... می‌خوام همه‌چیو فراموش کنم... می‌خوام این‌دفعه اشتباه نکنم...»
_ عام الو؟!

منم شاهدم

چپتر آخر ازدواجه بچه ها

احتما یکی‌میمیره؟شایدم به هم نرسن؟

خب بخونیم

Repost from əcho⁷ 🆙
𝐌𝐲 𝐓𝐫𝐨𝐮𝐛𝐥𝐞

قهرن🤣

علاقه ندارن بیان بات

sticker.webp0.25 KB

میخوام بدونم بقیه فکر چی میکنن

من و تو که میدونیم چی میشه

بیاید بات بگید

بذارید ممبرهام حرف بزنن @SunBleachedIvybot

وای یعنی چی می‌شه؟😦😦😦😦