en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

اتاقِ فکرهای نصفِ شب

اتاقِ فکرهای نصفِ شب

Open in Telegram

همون ایانم🕯 در حاشیه‌ی روزها..🤍 https://t.me/Soul_ian : "ناشناس" @ian_yoona : "روبیکا"

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
452
Subscribers
-424 hours
-557 days
-5530 days
Posts Archive
"دیروز گذشته، فردا نرسیده و امروز هنوز برامون ناشناخته ست. بیاین امروز رو خوب زندگی کنیم" -سئول نانوشته ما

+ اسم ؟ - نه ، اینکارو با خودت نکن

418_126711757044026.mp37.92 MB

میدونی چرا جدایی انقد سخته؟ به خاطر درد از دست دادن ی نفر نیست، بیشتر برای اینه که حتی برای یِ مدت کوتاهم شده کنار اون آدم احساس زنده بودن کردی و حالا که اون حس رفته اونقدر دردناکه که ترجیح میدی بمیری... -pavane

من تحقیق کردم ما برای 99.9% از آدمای زندگیمون اولویت دوم یا سومیم اون یک دهم درصد هم بستگی به شانستون داره که توی زندگیتون اتفاق بیوفته یا نه.

یک تیکه از سریال happiness بی رحم شدنمونو بعد کرونا خیلی قشنگ نشون میده میگه: -خانواده خودت هم توی این شرایط بودن همینکارو میکردی؟ این بیمارها بیان سمتت بدون تردید شلیک میکنی خانواده خودت بودن چی؟ +میدونی از کرونا چی یادگرفتیم؟ زنده موندن مهم تر از اینه که چندتا دونه آدم هم دیگر رو آلوده کنن و بکشن من فقط تمام تلاشم رو میکنم تا زنده بمونم و از خانواده ام محافظت کنم. -happiness🎬

شده از حرف زدن با بعضی آدما پشیمون شید و دوست داشته باشید زمان به عقب برگرده و اون حرف رو اون زمان نمیزدید؟ برای من انقدر این اتفاق افتاده شمارشش از دستم در رفته ولی سر عقل نمیام.

یه افسانه چینی هست که میگه ستاره ای که تو آسمون بهت چشمک میزنه ستاره توعه چون تو زندگی قبلیت اسمی نداشته و تو بهش اسم دادی و اون بخاطر تو میتابه

۳۱ خرداد ۱۴۰۴ زمانی بود که تصمیم گرفتم پا به دنیای کیدراما بگذارم؛ بی‌خبر از اینکه قرار است با چند تا تصویر، چند خط دیالوگ و آدم‌هایی که حتی وجودشان در دنیای واقعی برایم دور بود، چقدر احساسات تازه را تجربه کنم. آن روزها نمی‌دانستم قرار است با شخصیت‌هایی بخندم که شادی‌شان هیچ ربطی به زندگی من ندارد، برای آدم‌هایی اشک بریزم که حتی اسم واقعی‌شان را هم به‌تازگی یاد گرفته‌ام و دلتنگ لحظه‌هایی شوم که هیچ‌وقت سهم من نبوده‌اند. نمی‌دانستم قرار است بعضی داستان‌ها تا مدت‌ها بعد از تمام شدنشان در ذهنم ادامه پیدا کنند؛ قرار است بعضی شخصیت‌ها گوشه‌ای از قلبم را برای خودشان نگه دارند و بعضی پایان‌ها، حتی وقتی صفحه خاموش می‌شود، تمام نشوند. کیدراما برای من فقط تماشای چند سریال کره‌ای نبود. کم‌کم تبدیل شد به بخشی از روزهایم؛ به پناهگاهی کوچک برای وقت‌هایی که دلم می‌خواست از شلوغی دنیای واقعی فاصله بگیرم و چند ساعت در دنیایی دیگر زندگی کنم. دنیایی که در آن غریبه‌ها برایم آشنا شدند، قصه‌های ناآشنا به خاطره تبدیل شدند و آدم‌هایی که هرگز مرا نمی‌شناختند، گاهی درست در همان لحظه‌ای که لازم داشتم، چیزی را درونم لمس کردند که خودم هم نمی‌توانستم برایش اسمی پیدا کنم. و حالا که به آن روز نگاه می‌کنم، با خودم فکر می‌کنم چقدر عجیب است که گاهی یک تصمیم ساده، می‌تواند دری را به روی دنیایی باز کند که هیچ تصوری از آن نداشته‌ای. آن باعث شد که شاید سال ها بعد هم با یادآوری‌شان لبخند بزنم یا دلم بگیرد. نمی‌دانم این مسیر تا کجا ادامه پیدا می‌کند، چند داستان دیگر در انتظارم هستند و قرار است دل به چند شخصیت دیگر ببندم؛ اما می‌دانم که آن روز، شروع چیزی بود که امروز دیگر نمی‌توانم آن را صرفاً یک سرگرمی ساده بدانم. و اگر روزی از من بپرسند چرا کیدراما را دوست دارم، شاید نتوانم جواب دقیقی بدهم. ۳۱ خرداد ۱۴۰۴؛ روزی که نمی‌دانستم قرار است چقدر به این دنیا وابسته شوم. روزی که هنوز نمی‌دانستم پشت هر تیتراژ پایانی، ممکن است یک دلتنگی تازه منتظرم باشد. و چه کسی می‌دانست که من، در میان این‌همه داستان، روزی برای شخصیت‌هایی دلتنگ شوم که هیچ‌وقت واقعاً آن‌ها را نداشته‌ام؛ اما احساساتی که در من به جا گذاشته‌اند، کاملاً واقعی‌اند. -حدیث(ایان)

나도 사랑해요.