اینجادیوانهایمینویسد!
Open in Telegram
کلماتی لجنگرفته در ذهنِ دیوانه. @Thecrazyhearbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 493
Subscribers
-424 hours
+307 days
+30530 days
Posts Archive
اگه چنلت یه آدم بود، یه آدمِ شبزندهدار و پر از «ایکاش» میشد؛
از اونایی که همیشه چند قدم از بقیه عقبتر راه میرن، نه چون نمیتونن جلو برن، چون هنوز یه تیکه از دلشون توی گذشته گیر کرده.
ظاهرش آرومه، ولی توی ذهنش هزار بار مکالمههای قدیمی رو مرور میکنه و برای چیزایی که هیچوقت درست نشدن، جوابهای جدید میسازه.
لباسهای تیره میپوشه، هندزفری توی گوششه و احتمالاً بیشتر آهنگهایی گوش میده که نباید گوش بده.
اگه ازش بپرسی «حالت خوبه؟» لبخند میزنه و میگه: «آره.»
ولی خودش بهتر از هر کسی میدونه که این «آره» مدتهاست معنای واقعیِ خودش رو از دست داده.
https://t.me/eykashham00
اگه چنلت یه آدم بود، یه آدم آروم و عمیق میشد؛
از اونایی که همیشه یه لبخند محو روی لبشونه، ولی انگار پشت اون لبخند هزار تا قصهی نگفته دارن.
خیلی به شانس و اتفاقات باور داره، اما ته دلش میدونه بعضی آدمها قرار نیست اتفاقی وارد زندگیمون بشن.
لباسهای ساده و شیک میپوشه، بوی عطر ملایم میده و بیشتر از اینکه حرف بزنه، به مسیر زندگی و آدمها فکر میکنه. از اون آدمایی که وقتی میرن، تازه میفهمی چقدر حضورشون توی زندگیت شبیه یه تکه از تقدیر بوده.
https://t.me/GardeshTaghdir
اگه چنلت یه آدم بود، یه آدم مرموز و خونسرد میشد؛
از اونایی که همیشه انگار یه پروندهی عجیب توی ذهنشون بازه و هیچوقت همهچی رو برات تعریف نمیکنن.
لباسهای تیره، نگاه خسته، شوخیهای خشک و یه جور اعتمادبهنفسِ «من چیزایی دیدم که تو ندیدی». شبها بیداره، با اتفاقای ماورایی اصلاً غریبه نیست و احتمالاً اگه نصفهشب زنگ در خونهشو بزنی، بهجای ترسیدن فقط میگه:
«بالاخره پیدات کردم.»
https://t.me/supernatural_ir_2026
اگه چنلت یه آدم بود، یه آدم خیلی ساکت و مرموز میشد؛
از اونایی که همیشه یه گوشه نشستن و کتاب میخونن، اما معلوم نیست توی ذهنشون چه خبره. ظاهرش شیک و مرتب و کمی اشرافی، ولی پشت اون ظاهر آروم یه عالمه فکرِ نگفته داره. کم حرف میزنه، زیاد نگاه میکنه و احتمالاً شبها بیشتر از روزها زندهست. یه جور تنهاییِ شیک و مرموز با بوی کتاب، هتلهای قدیمی و شبهای طولانی.
https://t.me/Arabella936
اگه چنلت یه آدم بود، یه دختر کمحرف با موهای تیره میشد؛
همیشه یه مداد یا قلم توی دستش داشت و انگار دنیا رو نه اونطوری که هست، بلکه اونطوری که دردهاش نشونش میدن میدید. لباسهای ساده و تیره میپوشید، زیاد لبخند نمیزد، ولی وقتی حرف میزد میفهمیدی پشت اون سکوت، یه عالمه تصویر و احساس دفن شده. از اون آدمایی که شاید در نگاه اول سرد به نظر بیان، ولی چند دقیقه کنارشون بشینی، میفهمی تمام مدت داشتن یه چیزی رو با دقت توی ذهنت نقاشی میکردن.
https://t.me/My_paintings1
این پیامو فور کنید، بهتون بگم اگه چنلتون یه آدم بود، چه شکلی میشد.
ظرفیت: ۱۰ چنل.
