461
Subscribers
+724 hours
+157 days
+10130 days
Posts Archive
459
Repost from N/a
اگر مرگم فرارسید و یکدیگر را ندیدم،
فراموش نکن که من دیدار تو را بسیار آرزو کردم بابا:)🙂💔
459
میدونستم منو آخر بگا میده؛
آخه یزید با من چرا دیگه.
من خرو باش فکر کردم آدم حسابیه؛
من که بیدارم ولی تو راحت بخوابی بچ
459
عشق یعنی ۲ سال باشی بین اون ۲ سال یه سال و شیش ماهشو دعوا کنی باهاش و قهر باشی باهاش ولی بازم وقتی برگشتی پیشش همون حس رو بهم دیگه دارید
459
همیشه جواب ندادن نشونهی نداشتن جواب نیست.
گاهی جواب داری، حتی بیشتر از چیزی که باید اما فقط میفهمی گفتنش هیچ چیز رو تغییر نمیده.
برای همین ساکت میشی، نه از ترس، نه از ضعف و نه برای اینکه حرفی برای گفتن نداری.
ساکت میشی چون دیگه نمیخوای انرژی خودت رو صرف قانع کردن کسی کنی که تصمیمش رو گرفته.
بعضی بحثها برنده ندارن؛ فقط دو نفر دارن چیزی رو که دیگه خراب شده، بیشتر خراب میکنن.
گاهی سکوت، آخرین احترامیه که آدم میتونه به خودش و چیزی که یه زمانی براش مهم بوده بذاره.
