en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

نبض آزادی

نبض آزادی

Open in Telegram

نور بر تاریکی پیروز است

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
2 123
Subscribers
No data24 hours
-977 days
+19030 days
Posts Archive
شاید آخرین پیامی باشه که بتونم قبل از قطعی اینترنت بزارم ، البته امیدوارم اینطور نباشه جنگ جنگِ شرفه بی طرف بی شرفه.

در نجوم، هنگامی که خورشید وارد برج اسد می‌شود، خورشید در اوج قدرت خود قرار می‌گیرد؛ از همین رو، پیوند خورشید و شیر را می‌توان
در نجوم، هنگامی که خورشید وارد برج اسد می‌شود، خورشید در اوج قدرت خود قرار می‌گیرد؛ از همین رو، پیوند خورشید و شیر را می‌توان نمادی از قدرت کامل دانست. در روایت‌های کهن‌تر، خورشید چهره‌ای زنانه داشت و نمادی از فرّه ایزدی بود؛ موهبتی که مشروعیت و شکوه را به پادشاه می‌بخشید. خورشید در پشت شیر قرار می‌گرفت تا یادآور این معنا باشد که قدرت، صرفاً در شخص شاه خلاصه نمی‌شود، بلکه نیرویی فراتر و پشتوانه‌ای معنوی دارد. شمشیرِ شیر نیز در این خوانش، نماد عدالت است؛ نه رو به بالا، برای نمایش جنگ‌طلبی، و نه رو به پایین، برای نشانه‌گذاری سازش؛ بلکه در میانه، نمادی از قدرتی که باید در خدمت عدالت باشد. شیر و خورشید در این نگاه، تنها یک نقش بر روی پرچم نیست؛ نمادی از پیوند آسمان و زمین، قدرت و عدالت، شکوه و مسئولیت است؛ نمادی که قرن‌ها بخشی از تاریخ و هویت بصری ایران بوده است.

خطاب به شما که سال‌هاست با تحریف و تقطیع حقیقت، سعی می‌کنید مردم را از هم جدا کنید: یک جمله را از میان سخنان شاهزاده بیرون می‌کشید، از زمینه و معنای واقعی‌اش جدا می‌کنید و همان تکه را پخش می‌کنید؛ به امید اینکه مردم پشت او را خالی کنند. اما چرا بخش‌های دیگر را نشان نمی‌دهید؟ چرا نمی‌گویید که شاهزاده صراحتاً گفته است که حاضر است جانش را در این راه بگذارد و فراخوان نهایی را از داخل کشور اعلام خواهد کرد؟ اگر قرار است مردم قضاوت کنند، بگذارید همه سخنان را ببینند، نه نسخه‌ای را که شما از آن بریده‌اید. مردم دیگر با چند کلیپ تقطیع‌شده تصمیم نمی‌گیرند. حقیقت را کامل می‌خواهند؛ و همین چیزی‌ست که شما از آن می‌ترسید.

تنها دلیلی که الان دارم اینو میزارم بخاطر اینه که داشتم اسکرول میکردم و به یه پست برخوردم که کامتاش گول خوردیم و فلان فلان بود یه لطفی کنید اول برید کاملشو ببینید و بعد بیاید پست بزارید و بقیه رو گمراه و گیج کنید وقتی اطلاعات کافی ندارید نظر ندید و یکسری افراد سعی دارن یه تیکه از صحبتای شاهزاده رو بردارن و پخش کنن تا اون افراد ساده بیان اینارو پخش کنن و بقیه رو گیج کنن نکنید لطفا

۱۷ دی ۱۴۰۴ .
۱۷ دی ۱۴۰۴ .

مگر آزادی بیان نداشتید؟ مگر قرار نبود هرکس آزادانه اندیشه و نظرش را بیان کند؟ پس این همه ترس برای چیست؟ این همه هراس از صدای یک دختر، از چه چیزی پرده برمی‌دارد؟ چقدر باید از حقیقت بترسید که در برابر دختری که هنوز هفده، هجده سال بیشتر ندارد، به جای پاسخ، فشار و اعتراف اجباری را انتخاب کنید؟ اگر حرفش دروغ بود، چرا از پاسخ دادن می‌ترسید؟ و اگر حقیقت بود، چرا وادارش کردید سکوت کند؟ قدرتی که از صدای یک دختر نوجوان می‌ترسد، نه قدرتمند است، نه مقتدر؛ فقط پرده‌ای از ترس بر چهره دارد.

هرچی بزرگ تر میشم بیشتر میفهمم چرا بعضیا یهو کم رنگ میشن نه از سر قهره نه لجبازی، بیشتر از سر خستگیه خستگی از توضیح دادن چیزایی که کسی واقعا نمیفهمه از نقش بازی کردن تو جمع هایی که باید هی لبخند بزنی از پیام هایی که جوابشون یک جمله است ولی تو باید براش انرژی یه روز کامل و خرج کنی یه جایی آدم میبینه هرچی بیشتر حرف می نه کمتر شنیده میشه هرچی بیشتر خودش و میزاره وسط بیشتر ازش کم میشه کم کم میفهمم بعضیا ناپدید میشن چون دلشون یه جای امن و میخواد یه زندگی ساکت که توش لازم نباشه مدام ثابت کنی که حالت خوبه مدام در دسترس باشی مدام قوی به نظر بیای شاید بعضیا ناپدید میشن چون بالاخرا به نتیجه میرسن که آرامش گرون ترین چیزیه که میشه به دست آورد دارم به خودم یاد میدم که وقتی فهمیدم کجای زندگی ادما وایستادم دیگه نقش پر رنگ تری بازی نکنم فرقیم نمیکنه اونا چقدر برام عزیزن دارم یاد میگیرم گاهی وقتا تو برای بقیه اونقدر ارزش نداری که اونا برات دارن

امروز در خیابان، میان هیاهوی عادیِ شهر، چشمم به یک پرتابه‌ی فلزی افتاد؛ تکه‌ای سرد و بی‌جان که شاید برای دیگری فقط یک شیء باش
امروز در خیابان، میان هیاهوی عادیِ شهر، چشمم به یک پرتابه‌ی فلزی افتاد؛ تکه‌ای سرد و بی‌جان که شاید برای دیگری فقط یک شیء باشد، اما برای من، ناگهان پرده‌ای از آن دو شب را کنار زد؛ شب‌های هجدهم و نوزدهم دی. همان دو شبی که خیابان‌ها دیگر فقط خیابان نبودند؛ هر کوچه شاهدی بود، هر دیوار خاموشیِ سنگینی داشت و هر صدای دور، می‌توانست قلبی را بلرزاند. آن تکه‌ی فلز را که دیدم، فهمیدم بعضی چیزها هرگز از خیابان‌ها پاک نمی‌شوند. گاهی یک تکه آهن کافی‌ست تا سکوتِ یک شهر دوباره فریاد شود؛ تا یادمان بیاید چه صداهایی در تاریکی گم شدند، چه رویاهایی نیمه‌تمام ماندند و چه شب‌هایی بر مردمی گذشت که صبحشان دیگر شبیه روزهای پیش نبود. من امروز فقط یک پرتابه پیدا کردم؛ اما انگار خیابان، تکه‌ای از آن دو شب را به من پس داد. فلز سرد بود، اما زخم هنوز تازه است.

امروز یادآور نام مردی است که قرن‌هاست در حافظه تاریخ مانده؛ کوروش بزرگ، پادشاهی که نامش با خرد، دادگری و احترام به انسان‌ها گره خورده است. کوروش تنها یک پادشاه از دل تاریخ نیست؛ نمادی از اندیشه‌ای است که قدرت را در خدمت مردم می‌خواست و فرمانروایی را با مسئولیت همراه می‌دانست. نام او در میان بسیاری از ملت‌ها به عنوان شخصیتی شناخته می‌شود که بر اهمیت آزادی، مدارا و احترام به باورهای گوناگون تأکید داشت. زادروز کوروش بزرگ برای بسیاری فرصتی است تا به گذشته پرافتخار ایران بیندیشند؛ به تمدنی که در طول هزاران سال آثار بزرگی از خود بر جای گذاشته و نامش در تاریخ جهان ثبت شده است. یاد کوروش، یادآور این پیام است که شکوه یک سرزمین تنها به قدرت آن نیست؛ بلکه به فرهنگ، اخلاق و ارزشی است که برای انسان‌ها قائل می‌شود. به احترام نامی که از دل تاریخ آمده و هنوز برای بسیاری الهام‌بخش است؛ زادروز کوروش بزرگ گرامی باد.

رهای عزیزم... نامت برای همیشه در میان خاطره‌های مردمی خواهد ماند که فراموش نمی‌کنند. رها، دختری با آرزوها، لبخندها و رویاهایی که باید فرصت شکوفا شدن پیدا می‌کردند، اما زندگی‌ات ناتمام ماند و داغ بزرگی بر دل عزیزانت گذاشت. رهای عزیزم، هیچ واژه‌ای نمی‌تواند عمق دلتنگی خانواده و دوستانت را توصیف کند؛ دلتنگی برای حضورت، برای صدایت، برای روزهایی که باید کنارشان می‌ماندی و خاطره‌های بیشتری می‌ساختی. رفتنت فقط یک فقدان نبود؛ زخمی بود که بر قلب کسانی نشست که تو را دوست داشتند. یاد تو در میان قلب‌ها زنده خواهد ماند؛ در میان نام‌هایی که مردم با احترام از آن‌ها یاد می‌کنند و در میان قصه‌هایی که نسل‌ها بعد هم از انسان‌هایی خواهند شنید که زندگی‌شان معنا داشت. رهای عزیزم، شاید نتوانیم زمان را به عقب برگردانیم، اما می‌توانیم نامت را با عشق به یاد بیاوریم، برایت شمعی روشن کنیم و بگوییم که فراموش نشده‌ای. آرام بخواب، که نامت در خاطر کسانی که دوستت دارند جاودانه خواهد ماند.

رو گردنش گلوبنده

دقیقا گیریم واسه ایران اومدن باشه کسی که از سر اجبار بیاد همچین ویدیویی ضبط کنه حداقل نمیاد داخل چنلش به جاوید ناما بی احترامی کنه کسی که از سر اجبار اینکار و انجام بده حداقل همون یه پست و میزاره و دیگه ادامه نمیده نه اینکه زیر هر پست بیاد خایه مالی جمهوری اسلامی

حالا بیایم در نظر بگیریم طرف یک درصد راست بگه و برای سفر بوده باشه و از ترس کونش بیاد همچین ویدیویی بگیره الان خودتون اصلا چند نفرو دیدید که حالا فالووراشون بالای 20k , 50k ,100k و ... بود و توی ایران زندگی میکنن و هر حرکت میتونه براشون خطر داشته باشه اومدن شرفشونو نشون دادن یکی نوشت جاوید شاه یکی طرف بچه هارو گرفت خلاصه سکوت نکردن دیگه خودتون تشخیص بدید انقدر ساده و کوته فکر هم نباشید

واای بوووس

پاشید برید چنل غزل

محض اطلاع بعضیا باید بگم که این مردم بودن تورو کشوندن بالا و مطمئن باش همین مردم با همین دستاشون میتونن خاکت کنن

من بیشترررر

عاشقتممم