en
Feedback
Fernweh

Fernweh

Open in Telegram

غربت برای جایی که هنوز نه دیده ای نه رفته ای دلتنگ جایی که هنوز آنجا نیستی درد میل به رفتن

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 535
Subscribers
-1024 hours
-657 days
-15630 days
Posts Archive
Fernweh
1 535
دست و پا گر بشکند ، با نسخه درمان میشود چشم گریان هم دمی با بوسه خندان میشود ای خدا هرگز نبینم بشکند قلب کسی دلشکسته باطنش از ریشه ویران میشود

Fernweh
1 535

Fernweh
1 535
او مرا میخواست اما لب به انکار گشود پای عقل و منطقی بودن در این کار گشود خواستم ابر خیالش را زه فکرم رد کنم او لبانم را به کام تلخ سیگار گشود

Fernweh
1 535
نه بیمارم ، نه خوشحالم ، نه از حالم خبر دارم گهی با جان گهی با دل ، گهی از هردو بیزارم گهی خوشحال و خندانم ، گهی از درد بیتابم گهی بیدارم ولی خوابم ، گهی در خواب و هشیارم گهی بیگانه از خویشم، گهی بیگانه هم خویشم گهی آنم ، گهی اینم ، گهی سر در گریبانم گهی در شور و در سازم ، گهی با غصه دم‌سازم گهی شاد و غزل خوانم، گهی از درد بیتابم چه غوغاییست در این عالم ،که من حیران حیرانم

Fernweh
1 535
کعبه ام هستی و میگردم به دورت تا ابد گرچه آیین طواف از دور هشتم باطل است

Fernweh
1 535

Fernweh
1 535
گفته بودی که چرا خوب به پایان نرسید راستش زورِ منِ خسته به طوفان نرسید گرچه گفتند بهاران برسند مال منی قصه آخر شد و پایان زمستان نرسید من گذشتم که به تقدیر خودم تکیه کنم جگرم سوخت ولی عشق به عصیان نرسید شهریار

Fernweh
1 535
ای دل اگر تنها شدی آواره ی گریان مشو از ترس تنها ماندنت سربار این و آن مشو سرمای تنهایی به از گرمای دست ناکسان صد سال تنها باش و گرم از ناجوانمردان مشو

Fernweh
1 535
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟ بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

Fernweh
1 535
نازنینا، ما به ناز تو جوانی داده‌ ایم دیگر اکنون با جوانان ناز کن، با ما چرا؟ شهریار

Fernweh
1 535
یارمن وحریف من، خوب من و لطیف من چست من و ظریف من، باغ من و بهار من ای تن من خراب تو، دیده ی من سحاب ت ذره ی آفتاب تو، این دل بی‌قرار من مولانا

Fernweh
1 535
تو تمنای من و یار من و جان منی پس بمان تا که نمانم به تمنای کسی

Fernweh
1 535
دیدار تو حل مشکلات است صبر از تو خلاف ممکنات است سعدی

Fernweh
1 535
دل پیش کسی باشد و وصلش نتوانی لعنت به من و زندگی و عشق و جوانی آیا شده از شدت دلتنگی و غصه هعی بغض کنی گریه کنی شعر بخوانی؟

Fernweh
1 535
داش میخوای بدونی من چقدر خودم و دوست دارم ؟ اونقدر که انگار که کون اسمون باز شده فقط من اومدم .

Fernweh
1 535
گاهی فکر میکنم تمام این سال هارا برای ساختن تصویری بی نقص از تو هدر داده ام .

Fernweh
1 535
نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد عالم پیر دگر باره جوان خواهد شد

Fernweh
1 535
من ندانستم از آن اول تو بی مهر و وفایی عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی

Fernweh
1 535
خلایق از تو حیرانند و جای حیرت‌ست الحق که مه را در زمین بینند و مه در آسمان باشد

Fernweh
1 535
گر چنینی گر چنانی جانِ مایی ، جانِ جان مولانا