en
Feedback
•Emamorrii•

•Emamorrii•

Open in Telegram

پیج اینستا: @emamorrii

Show more
Iran134 202The category is not specified
370
Subscribers
No data24 hours
+47 days
+530 days
Posts Archive
- خدا میگه هرکیو بیشتر از من دوست داشته باشی اونو ازت میگیرم💔

Repost from N/a
اون دوتا مادری که هیچ‌وقت بزرگ شدن دخترشون رو ندیدن... #Esme #Nefes @TekEdit

+2
IMG_2001.JPG2.42 KB

- Sana ben şiirler sözler büyüttüm..

خیلی خوشگل بوددد

اینکه ذوب شدم چسبیدم به زمین کاملا درسته🫠🤏🏻

sticker.webp0.25 KB

اینارو یادم رفته بود بزارم

bu yorgun kırlık dökük hikaye , adi bende saklı..

-Çünkü rüyalarım bile sana yasak..

+Zor mu!? -Zor…💔

Sen eller üzer seni dayanamazsın..

تئوری جالبی بود، از اون تئوریی که عادل گم میشه بنظرم منطقی تره، حتی اینطوریم دلیل موهای بلندش توجیح میشه.. دوست دارم همین بشه، تصور درام آستپه پارم میکنه🫵🏻 عادلی که اسمه‌ش گم شده نمیدونه کجاست و بهش دسترسی نداره!؟؟؟وااااای پسرررر عجب چیزی بشه شرکا قلمتون بشکنه خب بنویسین دیگه اسمه بلاخره یه چیزیش شه بزدوووممم🦦
توییت: این سکانس الکی نبود( قسمت اخر سکانس رویای اسمه که شمش طلا رو میبینه). اولش یه خیال بود، ولی آخرش تبدیل شد به یه کابوس… کابوسِ اسمه ترس از دست دادن عادل؛ بزرگ‌ترین ترومای زندگی اسمه. وضعیت اسمه خیلی جدیه. اون فقط زندگی‌ای رو که از دست داده نمیبینه، بلکه شرایط الانشون رو هم میبینه. وقتی توی بیمارستان طلا رو دید، برای یه لحظه خشکش زد، نفسش بند اومد چون با بزرگ‌ترین کابوسش روبه‌رو شد. شاید عادل وانمود کنه که چیزی نمیشه، اما برای اسمه اصلا اینطوری نیست. این زن بدون حتی یه لحظه فکر کردن، دو بار جون خودش رو فدای جون عادل کرد اگه لازم باشه، بار سوم هم همین کار رو میکنه. آخر این رویا هم اسمه تنها با طلا میمونه. تازه عادل تا حالا چهار تا طلا پیدا کرده بود و پنجمیش هم توی همین سکانس بود؛ چیزی که فقط ما بیننده‌ها دیدیم… شاید دلیل اینکه عددی روی طلا حک نشده بود تو رویاش، واسه اینه که مرگ هیچوقت زمان مشخصی نداره. اسمه هم انگار از قبل میدونست قراره چه اتفاقی بیفته. چشم‌هاش رو بست، حتی تقلا هم نکرد فقط همونطور منتظر مرگ موند. عادل احتمالا به سمت النی میدوعه وظیفه‌ش هم همینه. درباره فادیمه نمیدونم، حتما یکی نجاتش میده، برام مهم نیست. ولی فکر نمیکنم ماشین اصلا به اسمه بخوره. تیمور هم از همون اول، مخصوصا توی هواپیما، خیلی اسمه رو زیر نظر داشت و یه جورایی از زیر لب میخندید. شاید اسمه رو بدزده و اگه این تئوری درست باشه، همه فکر کنن اسمه مرده. صحنه اخر یه جوری نوشته شده بود که یا اسمه یا عادل یکیشون گم‌میشه اما من فکر میکنم اسمه گم‌میشه، تیمور اسمه رو میدزده. چون اونجا که روز عروسیشون اسمه گفت “ تو هنوز خیلی باید منتظر این زن بمونی” این تئوری رو قویتر میکنه مرده دونستنِ اسمه یعنی راهی که باعث میشه عادل اسمه رو ببخشه..

درخواستی، اهنگ ادیت بالا🫶🏻

ماچ به سرو‌کله‌ی همه‌تون🫵🏻🫠❤️
ماچ به سرو‌کله‌ی همه‌تون🫵🏻🫠❤️