yawnzzn
Open in Telegram
all about yeonjun 🩵 📮: @yeonzznismbot @zznluvbot
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
630
Subscribers
+224 hours
+27 days
-1230 days
Posts Archive
631
+1
🦊 : امروز صورتم خیلی سرحال و رو فرم نیست، پس لطفاً درکم کنین، هیهی. دراز کشیدم پس چرا هنوز خوابم میاد؟
🦊 : خوشگله، اشکالی نداره اگه یکم چشمامو ببندم؟
🦊 : قبل از اینکه برم بگم دوستت دارم؟ وای، تو خیلی کیوتی!! 🔈 دوستت دارم~ دوستت دارم❤️ و زودی برمیگردم.
631
+1
🦊 : سلام عزیزم~
🦊 : این کیکمه و اینم تیتیه، بامزهست، مگه نه؟ ههههه
🦊 : تو حتی بامزهتر و کیوتتری عزیزم، تو از همهچی بامزهتر و دوستداشتنیتری.
631
🦊 : چه جور هدیهای میخوام؟ هدیه؟ نمیدونم، ولی الان فقط دلم میخواد اجرا کنم. دیروز یهو با خودم گفتم: «واو، واقعاً دلم میخواد یه کنسرت داشته باشم.»
631
🦊 : چون کلی تبریک تولد گرفتم، دیشب حدود ساعت ۱۱:۳۰ یه نگاهی انداختم و دیدم موآها یه عالمه پیام برام گذاشته بودن، دیدن اون پیامها واقعاً تحت تأثیرم قرار داد. برای همین با خودم گفتم «فردا که میرم خونهی مادربزرگم، باید یه لایو بگیرم»، و همینجا لایو رو روشن کردم. از طرفی چون مادربزرگم هم اینجاست، اینجا برای من جای معناداریه، مگه نه؟ برای همین خواستم همینجا با موآها لایو بگیرم.
🦊 : به لطف موآها، فکر میکنم دارم یه تولد خیلی شاد رو میگذرونم؛ بعد از مدتها، اولین باره که تولدم رو توی کره جشن میگیرم و واقعاً خیلی خوشحالم.
🦊 : میخوام از همهی موآهایی که تولدم رو تبریک گفتن تشکر کنم. و از مامان بابام که منو به دنیا آوردن هم ممنونم. برای من، تولد فقط یه روزه که یادآوری میکنه اون روز با سلامت کامل از بیمارستان مرخص شدم؛ ولی با این حال، کلی تبریک تولد از آدمهای زیادی دریافت کردم❤️
631
🦊 : الان شلوار مادربزرگم رو پوشیدم هیهی، مادربزرگم فکر کرد شلوار خودم اذیتم میکنه و راحت نیست، برای همین این شلوارو بهم داد.
🦊 : این شلوارو ببینین، خیلی خفنه و کاملاً ترند و استایلیشه!
631
👩🏻 : سلام~~ ممنون که تولد هیلینگی ما رو تبریک گفتین♡
🦊 : هیهی
و بعد نشون داد که مامانش انگشتر آیس کریم دستشه
631
ناناستاپ مامانش رو صدا میزنه و مامانش نمیشنوه🦊 : مامان!!! مامان!!! ×۱۰۰ 🦊 : مادر خانومی؟ مادر خانومی ۱۰۰× 🦊 : باشه باشه، من دیگه تسلیم شدم!!
631
🦊 : خب، حالا که تولدم گذشته، چند سالمه؟ چند سالم شد؟ یادم نمیاد؟
🦊 : چند سالمه؟؟ چه سوال احمقانهایه! نه ولی واقعاً گیجکنندهست! بیست… بیستوهفت… آرههه ۲۷ شدم.
631
🦊 : الان خونهی مادربزرگم هستم؛ مامانم، مادربزرگم، دایی، خاله و دخترخاله کوچیکترم هم اینجان. همین الان تولدم رو با یه کیک آیس کریم جشن گرفتیم!
🦊 : همه توی پذیرایی هستن و من خودم تنهایی توی اتاقم.
631
+1
تهیون توییتر ┊ ۰۹۱۳
"داداش بزرگه، تولدت مبارک! امیدوارم از این به بعد هم فقط اتفاقها و روزهای خوش نصیبت بشه!!"
