en
Feedback
𝐎𝐟𝐟 𝐂𝐚𝐦𝐞𝐫𝐚

𝐎𝐟𝐟 𝐂𝐚𝐦𝐞𝐫𝐚

Open in Telegram

Life in scent @Atperfumerybot

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
472
Subscribers
-924 hours
-987 days
+2630 days
Posts Archive
یه دفعه دیدی دوسم نداری؟ یعنی چشم بهم زدی، صبح شد دیدی نه، این دیگه اون ادمی که من می‌خوام نیست؟ تو که ناراحتی من برات مهم بود، چیشد خودت ناراحتم میکنی؟ چیشد که اون‌ همه قول دادی و از اینده حرف زدی و جا زدی؟ تو که همش حواست بهم بود، بعید می‌دونم الان حتی مهم باشه که زندم یا مردم. چیشد که انقدر بی تفاوت از کنارم میگذری و قلبمو خورد میکنی؟ فاصله چی به سر اون همه علاقه اورد؟ چیشد که ما شد من و تو؟ چیشد که انقدر راحت ازم گذشتی؟

تو یه چیز قشنگ رو بهم فهموندی اینکه عشق اون چیزی نیست که خیلی‌ها فکر میکنن، عشق این نیست که یکی رو به دست بیاری و بعد بخوای محدودش کنی، آرامشش رو بگیری بهش شک کنی اعتماد به نفسش رو ازش بگیری و انقدر بهش سخت بگیری که از خودش خسته بشه، عشق این نیست که آزادی یه آدم رو بگیری و اسمش رو بذاری دوست داشتن، عشق یعنی بال پرواز هم باشیم، نه قفس هم.

منظورت چیه عاشقش نشم؟ اون برام آهنگ میفرسته.

Me and who?!
Me and who?!

‏من پذیرفته‌ام که گاهی ممکن است ما برای آدم‌ها فقط پناگاهی باشیم تا زمانی که یک خانه امن پیدا کنند و بروند.

شاید به زبون نیاوردم اما یجاهایی تو دلم گفتم چقدر ازت انتظار نداشتم.

اما عزیزم من نمیتونم تو رو به اجبار تو زندگیم نگه دارم، ولی اگه بمونی دنیام بهشت میشه، ولی این رو بدون اگه روزی تصمیمت به رفتن بود من رو لایق بدونی، چون که من لایق بهترین خداحافظی هستم، بیا بگو، توضیح بده، قانعم کن و بغل خداحافظی رو بده، رو چشمم میذارم و راهیت میکنم.

چه دعواهايی كه با يه بوس و بغل حل ميشد ولی چون پشت گوشی بود حل نشد.

هیچوقت بدنتون رو توی حالتی از اضطراب و انتظار نذارید که مجبور شید برید یه دوش بی هدف بگیرید که زمان بگذره یا ساعت سه صبح از خواب بپرید و گوشیتون رو چک کنید ببینید تکستی ازش ندارید ‏هیچکسی ارزش این حال بد رو نداره.

همیشه ترسم این بود آدم غمگینی باشم، اما الان غمگین بودن بخشی از وجودمه.

‏يسرى چيزها مهمتر از عشقه، مهمه كه چطورى باهات حرف ميزنه وقتی عصبيه، مهمه چطورى برخورد ميكنه وقتی تو اشتباه كردى، مهمه چطورى بهت واكنش ميده وقتی به خودت رسيدى، مهمه چطورى توجه ميكنه بهت وقتی سرش شلوغه، همه اين چطورى‌ها مهمه و جمله دوست دارم به تنهايى كافى نيست.

‏من بهت آسیب نمیزنم که ازت انتقام بگیرم، شرایط زندگیم رو طوری پیش میبرم که بزرگترین آرزوت در کنار من بودن و بزرگترین حسرت زندگیت نداشتن من باشه و بنظرم این زیباترین انتقامه.

من میتونم برای پایان دادن به یک رابطه دلیل کافی داشته باشم حتی اگه طرف مقابل آدم بدی نباشه، لازم نیست کسی خائن، سمی یا بد ذات باشه که از دایره نزدیک زندگی تو خارج بشه، گاهی فقط کافیه که دیگه هم مسیر، هم ارزش یا هم جهت نباشه و پذیرفتن این موضوع معمولا آغاز مرزگذاری سالمه.

اینکه فکر میکنی من نباید از طرف بخوام اون خودش باید بدونه، بزرگترین کشنده روابطه، من به شخصه مشکلی ندارم که بگم چی میخوام، مشکلم وقتیه که باید ده بار بگم چی میخوام و باز جدی گرفته نشه، فهمیده نشه، در نظر گرفته نشه.

درسته من گفتم : "نبابا، اشکال نداره، فداسرت، اصلا چیز مهمی نبود" اما خیلی هم اشکال داشت، هم ناراحت شدم، هم چیز خیلی مهمی بود.

حرفای من از بین نمیرن، از حرف به گریه و از گریه به سردرد و معده درد تبدیل میشن.

‏آدمی که دوستت داشته باشه برات توضیح میده.

خیلی جاها حسم دروغ نمیگفت بهم، این خودم بودم که نخواستم باور کنم.

ولی من انقدر دوستش داشتم که حتی وقتی با کاراش بهم آسیب میزد درکش میکردم.