en
Feedback
شب‌های عربی

شب‌های عربی

Open in Telegram

گشت‌وگذاری در جهان عرب؛ موسیقی، سیاست و فرهنگ @IRAJ_SHARIF

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
951
Subscribers
-224 hours
+117 days
+2730 days
Posts Archive
لونا کرم ستاره آینده‌دار موسیقی لبنان خواهد بود. به شرطی که زود ازدواج نکند🥶 #لبنان #لونا_کرم @arabian_nights_101

از من می‌پرسند: چرا لبنان رو دوست دارم؟! دلیل من: لونا کرم! #لبنان #لونا_کرم @arabian_nights_101

خیلی دقیق و درست هست این مطلب 👍

Repost from Out of Season
ممالك الخليج التي تثير حنقة الناس لأنها لا تكترث بمصالح "الأمة" هي، في جانب كبير منها، امتداد لنمط عربي قديم في الحكم. فتقديم المصالح الأسرية والقبلية والمحلية على أي مشروع سياسي أوسع لم يكن استثناءً فرضته الخيانة أو الاستعمار، بل كان القاعدة التي حكمت معظم الكيانات العربية عبر قرون طويلة. فالدول العربية تاريخيًا لم تنشأ بوصفها تجسيدًا لـ"الأمة" بالمعنى الحديث، وإنما باعتبارها سلطات تستند إلى الولاء للعشيرة أو البيت الحاكم أو العصبية الغالبة. وحتى أعظم الإنجازات السياسية والعسكرية في التاريخ العربي لم تكن تجاوزًا للعصبية بقدر ما كانت إعادة تنظيم لها وتوجيهها نحو غاية أوسع. فالدولة الأموية، ثم العباسية، وسائر الدول الكبرى، لم تُلغِ منطق الولاءات القبلية والعائلية، بل نجحت في احتوائه وتسخيره لبناء دولة قادرة على فرض الاستقرار والتوسع. كانت العصبية هي الوقود الذي قامت عليه الدولة، لا العقبة التي جرى التخلص منها.

این را هم از من یادگار داشته باشید:
بزرگترین تهدید برای وطن، "وطن‌پرستی"ست. و این جمله، اصلا تناقض نیست.
@arabian_nights_101

کامنت یکی از هموطنان عرب:
چیزی که راجع به وطن گفتید، هم قبول دارم هم برام جالب بود. باعث شد یه تفکری بکنم، نتیجش این بود:  یکی از دلایل اینکه من ایران رو دوست دارم، اینه که به جز ایرانی‌جماعت هیچ ملتی من رو جزئی از خودش نمی‌دونه، هیچ ملتی تجربه‌های تاریخی من و علی الخصوص عقایدم که معلول زندگی در ایران هست رو مثل ایرانی‌ها درک نمی‌کنه. شاید چیزی که باعث بروز این فکر در من شده، این باشه که من بارها و بارها چه در فضای مجازی و چه در دنیای واقعی، بعد از اینکه به یک هم‌صحبت عراقی اطلاع می‌دم که ایرانیم، یهو با من مثل یک خارجی و اجنبی برخورد می‌شه و حس می‌کنم با اونها به کل غریبه‌م (اونا هم دست خودشون نیست البته، یعنی عمدا اینکارو نمی‌کنن) پا نوشت: لهجه ما عبادانیا مثل اهل بصره است. بخاطر همین اگر وسط حرف زدن از کلمات فارسی استفاده نکنیم، عراقی نمی‌فهمه که ما ایرانی هستیم و خیال می‌کنه بصراوی هستیم.
@arabian_nights_101

أمل عزیز این شعر #احمد_مطر که تابحال ندیده بودم را برایم فرستاد: نموت كي يحيا الوطن كيف يموت ميت؟ وكيف يحيا من أندفن؟!
نموت كي يحيا الوطن كلا .. سلمت للوطن! خذه .. وأعطني به صوتاً أسميه الوطن ثقباً بلا شمع أسميه الوطن قطرة إحساس أسميها الوطن كسرة تفكير بلا خوف أسميها الوطن يا سيدي خذه بلا شيء فقط خلصني من هذا الوطن أبي الوطن أمي الوطن أنت يتيم.. أبشع اليتم إذن ابي الوطن أمي الوطن لا أمك احتوتك بالحضن ولا أبوك حن! أبي الوطن أمي الوطن أبوك ملعون وملعون أبو هذا الوطن! نموت كي يحيا الوطن يحيا لمن؟ من عندنا يبقى التراب و العفن نحن الوطن!
من بعدنا تبقى الدواب والدمن نحن الوطن! إن لم يكن بنا كريماً آمناً ولم يكن محتوماً ولم يكن حُراً فلا عشنا.. ولا عاش الوطن! ..... هنوز بسیاری از شاعران و نخبگان سیاسی و فرهنگی ایران، درکی کودکانه و صورتی از مفهوم وطن و وطن‌پرستی دارند. به قول محمود درویش:
وطن برای ثروتمندان است و وطن‌پرستی برای فقرا
@arabian_nights_101

ویدئوهای مهاجران مراکشی را احتمالا دیده باشید! دیدن این سیل مهاجران برای خیلی‌ها ترسناک است. این مهاجران از اولین ساعت ورود به اسپانیا مرتکب جرایم خشن شدند و بعد از این هم خواهند شد. اما... این مهاجرت‌های گسترده اصلا برای من ترسناک نیست. بله پیامدهای منفی کوتاه و بلندمدتی برای جوامع مهاجر‌پذیر دارد اما به آن خوش‌بینم! زیرا به گمان من ریشه در یک شناخت بنیادین دارد که نه با مطالعه و فعالیت نظری، بلکه از دل تجربه‌های واقعی زندگی حاصل شده است و آن چیزی نیست جز:‌ پس زدن نگاه لوس و کودکانه و سنتیمنتال به مفهوم وطن!
اعراب حجاز قدیم، آن سرزمین داغ و سوزان و بایر، این واقعیت را زودتر فهمیده بودند که وطن جایی است که زیستن امن و آسوده و مرفه را ممکن کند. جایی که نتوان در آن زیست، اصلا وطن نیست. این رویکرد در قرآن هم بازتاب داده شده. آیه «انّ ارض الله واسعة» که دعوت مومنان است به پراکنده شدن در زمین، اولا می‌گوید زمین در مالکیت خداست و نه انسان‌ها؛ و دوما می‌گوید پهناور است پس به یک تکه محدود از آن پابند نمانید. «وطن» یک مفهوم قراردادی مدرن است. آن مفهوم اصیل و حقیقی که باید باید روی آن بحث کرد و آن را ستود، «قلمرو» است. در گذشته «قلمرو» مطرح بوده نه «وطن». وطن به مفهوم مدرن، هویتی غیرانتخابی است که به محض تولد فرد در یک نقطه جغرافیایی به او منتسب می‌شود. اما قلمرو چیزی است که باید برایش جنگید و آن را فراچنگ آورد. قلمرویی که امکانات زیست به ساکنانش می‌دهد را، می‌توان دوست داشت و ستود و برای حفاظت از آن جان داد، و هر گاه که دیگر زیست‌پذیر نبود آن را به مقصد قلمرویی دیگر ترک گفت. اما وطن‌پرستی احمقانه چنین است که به هر قیمتی باید در همان زمینی که زاده شده‌ای بمیری و حتی برای آن جان بدهی، حتی اگر در تمام عمرت جز سختی و رنج و مرگ بهره‌ای برای تو نداشته است. اگر وطن‌پرستی احمقانه مبنا بود، آمریکا شکل نمی‌گرفت و مهاجران اولیه اروپایی به زندگی نکبت‌بار و رنج‌آلود خود در سرزمین مادری ادامه می‌دادند. اگر وطن‌پرستی احمقانه مبنا بود، گردش و آمیزش جمعیت‌های بشری رخ نمی‌داد و بشریت پیشرفت نمی‌کرد. اگر وطن‌پرستی احمقانه مبنا بود، دنیای امروز ما به گونه‌ای دیگر بود؛ که قطعا زیبا نبود. ایلان ماسک که خودش از یک خانواده با سابقه طولانی در استعمارگری و بهره‌کشی، از آفریقای جنوبی به آمریکا مهاجرت کرده، حق ندارد انسان‌هایی که در جستجوی زندگی بهتر به اروپا سرازیر می‌شوند را سرزنش کند. بالاخره وطن و وطن پرستی چیز خوبی است یا نه؟ بله خوب است؛ به شرطی که با ارجاع به مفهوم اصیل‌تری به نام «قلمرو» درک و بررسی شود. وقتی یک سرزمین، «قلمرو: محل اعمال اراده» ساکنان خودش نباشد، از مفهوم زیبای «وطن» هم تهی می‌شود.
حالا با یک سوال مهم تازه روبرو هستیم:
چه چیزهایی سبب می‌شوند که ساکنان یک سرزمین، نتوانند آن‌جا را «قلمرو» و «وطن» خودشان بدانند؟!
#اسپانیا #ایلان_ماسک #وطن #میهن #المغاربة #سبتة @arabian_nights_101

وما بَعْضُ الإِقَامَةِ في دِيارٍ يُهَانُ بِهَا الفَتَى إِلاَّ بَلاَءُ يُرِيدُ المَرْءُ أَنْ يُعْطَى مُنَاهُ وَيَأْبَى اللهُ إِلاَّ مَا يَشَاءُ #قیس_ابن_الخطیم (شاعر پیشا اسلامی)
آن جا که تو را نیست نصیبی ز کرامت آن جا که تو را سهم شده خواری و خفت آن جا که سِتَد از رخ زن‌هاش طراوت آن جا که کُشَد در دل مردانْش شهامت آن جا که کریمانْش گزین کرده خساست آن جا که زبان باز نگردد به صداقت زندان بُوَدَش نام، نه میهن، و مبادا افسون کُنَدَت کور ز سیمای حقیقت #جناب_ادمین
👏 🤌 صادقانه؛ من یا قیس؟! #شعر_عربی @arabian_nights_101

این شعر را گفتم فقط برای این‌که مهارت زبانی‌ام را به رخ بکشم که گمان نکنید ادمین محبوب شما کم‌سواد است. وگرنه با مضمون این شعر اصلا موافق نیستم؛ و پیرو مکتب عالی‌جنابان فردوسی و خیام هستم که خِرَد را با شادی ملازم می‌دانند نه با اندوه!
چو شادی بکاهی، بکاهد روان خِرَد گردد اندر میان، ناتوان
@arabian_nights_101

ذو العَقلِ يَشقى في النَعيمِ بِعَقلِهِ وَأَخـو الجَهالَةِ في الشَقاوَةِ يَنعَمُ وَمِـــنَ العَداوَةِ ما يَنالُكَ نَفعُهُ وَمِنَ الصَداقَةِ ما يَضُرُّ وَيُؤلِمُ #المتنبي
عاقل به بهشت‌اندر، رخ‌ْزرد و دلش رنجور نادان به غل و زنجیر، شادانه بیاساید بس دشمن سرسختی، زو سود رسد زی تو بس دوست که جانت را، از جهل بیازارد #جناب_ادمین
👍 😎 صادقانه؛ من یا متنبی؟! #شعر_عربی @arabian_nights_101

🔷 برای معادل prompt (در حوزهٔ رایانه)، پیشنهاد زبان‌کاوان به‌قرار زیر است: «سرنخ» ( دکتر رفیعی)؛ پُرسَند (آقای زندباف)؛ پرسش
🔷 برای معادل prompt (در حوزهٔ رایانه)، پیشنهاد زبان‌کاوان به‌قرار زیر است: «سرنخ» ( دکتر رفیعی)؛ پُرسَند (آقای زندباف)؛ پرسشواره (دکتر منصوری‌زاده)؛ فرمین (+ فرمانه و فرمانک؛ پیشنهاد دکتر پاژین در کانالشان)؛ دستاخت (دستور + ساخت؛ کاربر میلاد)؛ پیامواره (ثبت‌شده در یکی‌دو فرهنگ)؛ رهران (پیشنهاد استاد شکرچی). 🔷 پیشنهاد نگارنده: پُرسه، برنهاد (مخفف برنهاده و هماهنگ با پیشنهاد). ۱۴۰۵/۰۴/۰۷

ممنونم از خانم فرح و آقای علا. این دو عزیز عراقی❤️ ببینید عزیزان. این دو نوشته که امشب خواندید حداقل یک درس ساده و مهم دارد: در نهایت مهم نیست حاکمان و سیاست‌مداران چه می‌کنند! رفتار روزمره من و شما به عنوان فرزندان یک سرزمین، هنرمندان ما، زبان‌وران ما، میراث فرهنگی ما، این‌هاست که می‌تواند تصورات نادرست دیگر ملت‌ها، درباره ما را تصحیح کند. حکومت‌ها، مستاجران هر سرزمین هستند. این مردم‌اند که صاحب‌خانه‌اند. شب بخیر @arabian_nights_101

#حد_الجسر «۳» منذ طفولتي وعلاقتي مع إيران متناقضة، فلم أكن أعرف عن إيران شيئاً رغم أن ولادتي لم تكن بعيدة عن الحدود. كل ما سمعته عن إيران كان سلبياً: "الجار المؤذي"، "سارقوا النفط"، "المحتلون"، وكانت مخيلتي الطفولية تحيك سجاداً مشوهاً حيث فيها تظهر إيران كأخطبوط غاضب تسحب من يلتصق باطرافها إلى قاع المجهول.
وفي مخيلتي كان كل الايرانيون جنوداً بلا روح ولا مشاعر، كانت هذه التخيلات شبيهة لما كنت أتخيله عن أمريكا كطفلة عراقية حيث كنت أراها كأنها جزيرة كبيرة لا تحوى إلا جنوداً ببزات عسكرية وليس فيها لا مرأة ولا طفل. لا أتذكر بالتحديد النقطة الفارقة التي غيرت عالمي المُتخيل عن إيران لكن بعضه حتماً كان النضج وبعضه الآخر حين تعرفت على الفارسية، كانت اللغة التي جذبتني لعالم اللغات لاحقاً، فكل حرف كان نغمة وكل كلمة كانت غريبة ومألوفة في آن. ومن هنا أنطلقت لأكتشف عالم الفن الإيراني لأول مرة وتغير شيء ما بي، فكيف يمكن لبلد "شرير" أن ينتج كل هذا الجمال، وكيف يمكن لهولاء الجنود المدججون دوماً أن يكون من بينهم أصحاب الموهبة والفكر. ربما قد لا أُصيب بالتعبير هنا لكن الآن إيران بالنسبة لي هي خليط من كل شيء، فهي هي ونقيضها، ولكن عزمي على معرفتها زاد أكثر مع الزمن. مازالت رحتلي مع الفارسية في بدايتها، حيث بدأت مع "سلام" الساحرة ولم تنته بعد.
✍️ خانم فرح، عراق ترجمه فارسی: از کودکی احساسم نسبت به ایران متناقض بوده. هیچ‌چیز از ایران نمی‌دانستم، هرچند زادگاهم چندان دور از مرزهای ایران نبود. هرچه درباره ایران شنیده بودم، منفی بود: «همسایه مزاحم»، «دزدان نفت»، «اشغالگران». تخیل کودکانه‌ام فرشی زشت می‌بافت که در آن، ایران به شکل اختاپوسی خشمگین بود که هر کسی نزدیکش می‌شد را، به قعر ناشناخته‌ها می‌کشید.
در تخیل من، همه ایرانی‌ها سربازانی بی‌روح و بی‌احساس بودند. این تصورات برای من، به عنوان یک دختربچه عراقی، شبیه همان تصویری بود که از آمریکا داشتم؛ جزیره‌ای بزرگ که فقط سربازانی با لباس نظامی در آن هستند و هیچ زن و کودکی در آن نیست. دقیقا به خاطر ندارم چه لحظه سرنوشت‌سازی بود که این تخیلات من درباره ایران را تغییر داد؛ اما بی‌شک بخشی از آن، رشد و پختگی خودم بود و بخشی دیگر، آشنایی با زبان فارسی. زبانی که بعدها مرا به دنیای زبان‌ها کشاند؛ هر حرفش نغمه‌ای بود و هر واژه‌اش، هم‌زمان غریب و آشنا. از همین جا بود که برای اولین بار، به کشف دنیای هنر ایران رفتم و چیزی درونم تغییر کرد. چگونه کشوری «شرور» می‌تواند این همه زیبایی بیافریند؟ چگونه در میان آن سربازان همیشه مسلح، می‌توان صاحبان اندیشه و استعداد را پیدا کرد؟ شاید نتوانم درست آن را بیان کنم، اما ایران برای من اکنون آمیزه‌ای از همه‌چیز است؛ هم خودش است، هم نقطه مقابل خودش. با این حال عزمم برای شناخت آن، با گذشت زمان بیشتر شده است. سفر من با زبان فارسی همچنان در ابتدای راه است؛ سفری که با جادوی واژه «سلام» آغاز شد و هنوز به پایان نرسیده است.
@arabian_nights_101

برای عزیزانی که هنوز ماجرای این هشتگ #حد_الجسر را نمی‌دانند: جمعه شب‌ها با این هشتگ، مقالات کوتاهی که خوانندگان عرب کانال برایم می‌فرستند را منتشر می‌کنم. این مقالات، تلاش مختصری است برای ایجاد یک فضای گفتگوی میان‌فرهنگی. این چنل تا الان مخاطبانی از عراق و سوریه و لبنان دارد. تعدادشان بیشتر از ۳۰ تا نیست اما امیدوارم رشد کند. همراه باشید ❤️

#حد_الجسر «۲» لقد زرت إيران مرة واحدة، وهذه هي انطباعاتي عنها. إيران بلدٌ جميل، يتمتع بشعبٍ رائع ومطبخٍ غني ومتنوّع بالألوان والنكهات. يتميّز الإيرانيون بقدرٍ من الأناقة، حتى عندما يرتدون ملابس قديمة أو متواضعة الثمن. وهم من بين قلائل صادفتهم ممن يجمعون بين التواضع والاعتزاز بالنفس في آنٍ واحد.
أما مستوى النظافة العامة، فهو – في رأيي – مقارن بما هو موجود في اليابان. وأكثر ما أثار إعجابي أن هذه النظافة انه لا يتم المحافظة عليها فقط من خلال الأنظمة المتطورة والتقنيات الحديثة، كما هو الحال في بعض الدول المتقدمة، بل أيضاً بفضل حرص الناس العاديين وإصرارهم على تقديم مجتمعاتهم بأفضل صورة ممكنة. وقد لمست ذلك عندما تحدثت مع سائق سيارة أجرة في مدينة مشهد. فقد اشتكى من أن الشوارع لم تعد بالنظافة التي كانت عليها في السابق، لأنه لاحظ بضع أوراق خريف متناثرة على الأرصفة. وأضاف أن كثيراً من أعمال تنظيف المدينة، ولا سيما في مدينة مشهد المقدسة، يقوم بها متطوعون تدفعهم قيمهم الثقافية والدينية. وقد ترك ذلك الحديث أثراً عميقاً في نفسي. ويبدو الإيرانيون أيضاً شعباً اجتماعياً ومنفتحاً بطبيعته. فقد رأيت عائلات كبيرة تقطع مسافات طويلة صعوداً إلى التلال بحثاً عن المكان الأمثل للاجتماع وتناول الطعام والاستمتاع بجمال الطقس. وبعد أن تحدثت مع عدد من الناس، علمت أن هذا التقليد شائع في مختلف أنحاء البلاد. فمهما ازدحمت الحياة ومسؤولياتها، يحرصون على تخصيص وقت لأنشطة تعزز الروابط الأسرية، وتشجع في الوقت نفسه على نمط حياة أكثر نشاطاً. وبالمقارنة مع شعوب كثير من الدول المجاورة، بدا الإيرانيون – في المجمل – أكثر لياقةً وصحة، رغم التشابه الكبير في العادات الغذائية. وأستطيع أيضاً أن أصف إيران بأنها بلد يرحب بالسياح، ليس استناداً إلى تجربتي الشخصية فحسب، بل أيضاً إلى تجارب كثيرين ممن زاروها من اقراب و اصدقاء. ومع ذلك، ينبغي الإشارة إلى أمر مهم، وهو أن هذا الترحيب يتجلى بصورة أكبر عندما يكون الزائر نفسه محترماً وحسن السلوك. فالإيرانيون شعب يعتز بكرامته، ولا يتقبل التصرفات الفظة أو المستفزة. وقد اختبرت ذلك بنفسي؛ إذ قوبلت بقدر استثنائي من اللطف والكرم، وأخبرني موظفو الفندق لاحقاً أنهم أدركوا سريعاً طبيعة الشخص الذي أكونه من خلال ملاحظتهم لتصرفاتي وآدابي. فهم يتمتعون بقدرة كبيرة على قراءة الناس، واحترامهم يقابَل دائماً بأفضل ما لديهم من أخلاق وحسن معاملة. في النهاية، إيران ليست سوى قطعة من الأرض، لكن ما يجعلها استثنائية حقاً هو شعبها. فهم أناس أذكياء، كرماء، متواضعون، ويعتزون بأنفسهم. وعلى الرغم من الصعوبات الاقتصادية والسياسية التي مرت بها البلاد، والتي كان كثير منها خارج إرادة المواطنين العاديين، فقد حافظ الشعب الإيراني على نظرة إيجابية للحياة بصورة لافتة. وكل من يُكتب له أن يزور هذا البلد يستطيع أن يلمس ذلك بنفسه. إن الشعب الإيراني يستحق أن تتاح له الفرصة ليُظهر للعالم حقيقته بعيداً عن الصور النمطية والأحكام المسبقة. تنويه: اتكلم هنا من تجربة شخصية حصلت من زيارة قصيرة (اسبوع واحد فقط) لمنطقة معروفة بزخم سياحي ديني، قد تختلف التجربة لشخص اخر زار ايران خلال فترة زمنية اخري لرقعة جغرافية اخرى في تلك البلاد... ربما كنت مخظوظا و لم اجد المتاعب في زيارتي القصيرة و هذا ترك عندي انحيازا ايجابيا... لقد زرت، بل و عشت في بقع جغرافية عانت من ازمات سياسية واقتصادية و حروب، و شهدت تأثير ذلك على نفوس الناس و نظرتهم للحياة و تعاملهم مع الغريب.... لكن ما وجته في ايران هو شعب كريم محب للحياة و مكافح يأبى ان تكسره ظروف اقتصادية و سياسية قاسية تحاول منعه من الظهور بأبهى صورة ممكنة.... اتمنى ان ترحمنى ظروف حياتي وتمنحني فرصة ثانية لزيارة هذا البلد و تكوبن صورة متكاملة عنه....فالسفر جميل و بالاخص الى بلد غني بالتراث و الحضارة مثل ايران...
✍️ علاء عبیدی، عراق ترجمه فارسی: یک بار به ایران سفر کردم و اینها برداشت‌های من از آن سرزمین است: ایران کشور زیبایی است با مردمی فوق‌العاده و آشپزی رنگین و غنی از طعم‌های گوناگون. ایرانی‌ها ظرافت خاصی دارند، حتی وقتی لباس‌های ارزان یا کهنه به تن می‌کنند. آنها از معدود کسانی هستند که هم فروتن‌اند و هم عزت نفس بالایی دارند.
از نظر بهداشت عمومی، ایران در سطحی قابل قیاس با ژاپن است. آنچه بیش از همه مرا شگفت‌زده کرد، این بود که این نظافت فقط مدیون سامانه‌های مدرن نیست، بلکه بیش از هر چیز نتیجه غیرت و دقت خود مردم است؛ آنها اصرار دارند جامعه‌شان را در بهترین تصویر ممکن نشان دهند. این را وقتی در مشهد با یک راننده تاکسی گپ زدم، لمس کردم. او گلایه داشت که خیابان‌ها دیگر مثل قدیم تمیز نیستند، چون چند برگ پاییزی روی پیاده‌رو دیده بود. بعد توضیح داد که بخش بزرگی از نظافت شهر، به‌ویژه در مشهد مقدس، را داوطلبانی انجام می‌دهند که انگیزه‌شان فرهنگی و مذهبی است. این صحبت تأثیری عمیق بر من گذاشت. ایرانی‌ها ذاتاً مردمی اجتماعی و خوش‌برخورد به نظر می‌رسند. خانواده‌های بزرگی را می‌دیدم که مسافت‌های طولانی را تا بالای تپه‌ها طی می‌کردند تا جای مناسبی برای دورهمی و غذا خوردن و لذت بردن از هوای خوب پیدا کنند. بعد از گفت‌وگو با چند نفر، فهمیدم این رسم در نقاط مختلف کشور رایج است. هرچقدر زندگی شلوغ باشد، باز برای فعالیت‌هایی که پیوندهای خانوادگی را محکم‌تر کند، وقت می‌گذارند. نسبت به مردم بسیاری از کشورهای همسایه، ایرانی‌ها را به‌طور میانگین سالم‌تر و خوش‌قامت‌تر دیدم، با اینکه عادات غذایی چندان متفاوتی ندارند. ایران کشور خوش‌آمدگویی به گردشگران است؛ نه فقط طبق تجربه خودم، بلکه طبق تجربه دوستان و آشنایان دیگری که به ایران سفر کرده‌اند. البته نکته‌ای مهم هست: این استقبال گرم وقتی بیشتر می‌شود که خود مسافر رفتاری محترمانه داشته باشد. ایرانی‌ها به آبرو و عزت خود حساس‌اند و رفتارهای درشت یا تحریک‌آمیز را برنمی‌تابند. خودم این را آزمودم؛ با من به‌طور استثنایی مهربان و مهمان‌نواز برخورد شد و بعداً کارکنان هتل گفتند که از روی رفتار و ادبم خیلی زود فهمیده بودند چه آدمی هستم. آنها در شناخت افراد توانمندند و در برابر احترام، بهترین اخلاق خود را نشان می‌دهند. در نهایت، ایران فقط یک تکه‌زمین نیست؛ چیزی که آن را واقعاً استثنایی می‌کند، مردمش هستند. آدم‌هایی باهوش، بخشنده، فروتن و با عزت. با وجود تمام مشکلات اقتصادی و سیاسی – که بسیاری از آنها خارج از ارادهٔ مردم عادی بوده – ایرانی‌ها نگاه مثبتی به زندگی حفظ کرده‌اند. هرکس سفری به این کشور داشته باشد، خودش این را لمس می‌کند. مردم ایران شایسته‌اند فرصت پیدا کنند چهرهٔ واقعی خود را، دور از کلیشه‌ها و پیش‌داوری‌ها، به جهان نشان دهند. توضیح: این روایت بر پایه تجربه شخصی من در سفری کوتاه (فقط یک هفته) به منطقه‌ای زیارتی و مذهبی نوشته شده. طبیعی است که تجربه فرد دیگری در زمان یا مکان دیگر، متفاوت باشد. شاید من خوش‌شانس بودم که در این سفر کوتاه به مشکلی برنخوردم و همین باعث شد نگاهی مثبت پیدا کنم. من در نقاط دیگری از جهان هم بوده‌ام – و حتی زندگی کرده‌ام – که بحران‌های سیاسی، اقتصادی و جنگ را از سر گذرانده‌اند. دیده‌ام که این مسائل چطور روی روحیه مردم و برخوردشان با غریبه‌ها اثر می‌گذارد. اما آنچه در ایران دیدم، مردمی بزرگوار، عاشق زندگی و مقاوم بود؛ مردمی که زیر بار شرایط سخت خم نمی‌شوند، حتی وقتی شرایط می‌خواهد مانع شود خود را در بهترین شکل نشان دهند. امیدوارم روزگار فرصت دوباره‌ای بدهد تا به ایران برگردم و تصویر کامل‌تری از آن به دست بیاورم. سفر به خودی خود زیباست، به‌ویژه به کشوری با این همه میراث و تمدن غنی.
@arabian_nights_101

...........

............

برای دیدن محتوای ویدئویی، ترجیح می‌دهم:
Anonymous voting

سطح آشنایی شما با زبان عربی در چه حد است؟
Anonymous voting