[پــاروْ شکستـه]
Open in Telegram
[پاروْ شکستگانیم]، ای باد شُرطه برخیز.. _________________________________
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
653
Subscribers
-924 hours
+687 days
+20130 days
Posts Archive
گاه میمانم که چه بنویسم؛
و هر قدر هم که فکر میکنم، باز چیزی که لایق نوشتن باشد را نمیابم،
و اینگونه است که تصمیم به سکوت میگیرم.
آخر احساس میکنم درستش هم همین است
وقتی حرف باارزشی برای گفتن نداریم بهتر است سکوت کنیم.
و اما اگر ترس از قضاوت شدن نمیبود؛
چقدر آدم ها بیشتر رشد میکردند
و چقدر جلو تر میبودند از جایی که در آن هستند..
زیرا که خیلی از قدمها هرگز برداشته نشدند
آن هم فقط به خاطر ترسِ از مسخره شدن.
منِ درونت گناه داره
یکم باهاش مهربون باش
یکم مراقبت کن ازش
اون کسی رو جز خودت نداره
نذار تنهایی توو غم دست و پا بزنه..
و بله..
خواب میشود راهِ فرار
هرچند که همه میدانیم فرار از مشکلات خوب نیست و باید ماند و رو به رو شد
اما گاهی توانی برای مقابله نداریم.
اینجاست که فرار را ترجیح میدهیم.
چقدر دوست داشتنی اند
آدمهایی که شبیه حرفهایشان هستند..
_ دون ژوان _ میلان کوندرا
اما دیدی آرام، آرام، آرام
دلمان به بیکسی
صدایمان به سکوت و
چشمهایمان به تاریکی عادت کرد!
_ سید علی صالحی
مدتیست میلِ گریز پیدا کرده ام
گریز از بحثِ با خوپسندها
همانها که هرچقد هم برایشان توضیح دهی، اگر مخالف نظرشان باشد
ذرهای نمیپذیرند کلامت را.
و در انتها خود را رنجورِ از مصاحبتی مییابی
که صرفا تلف کردن وقت و بر هم زدن آرامشت بوده است.
و نیز گریزان شده ام
از بحثِ با آنان که فقط به دنبال شکست دادنت هستند
نه به دنبال فهم حقیقت
اینان هنگامی که برایشان حرف میزنی
به جای گوش دادن به حرف هایت
در ذهنشان مرور میکنند که ضربه بعدی را چگونه بزنند.
بدتر آنکه از هر روش کثیفی برای شکست دادنت بهره میجویند و سعی در تخریبِ کامل تو، نه در خفا
بلکه در جمع دارند.
حقیقتا حالم از هر دو دسته به هم میخورد.
زنی به مشاور خانواده گفت:
من و همسرم زندگی کم نظیری داریم؛
همه حسرت زندگی ما رو میخورند.
سراسر محبّت، شادی، توجّه، گذشت و هماهنگی.
امّا سؤالی از شوهرم پرسیدم که جواب او مرا سخت نگران کرده است.
پرسیدم اگر من و مادرت در دریا همزمان در حال غرق شدن باشیم
چه کسی را نجات خواهی داد؟
و او بیدرنگ جواب داد: معلوم است، مادرم را؛
چون مرا زاییده و بزرگ کرده و زحمتهای زیادی برایم کشیده!
از آن روز تا حالا خیلی عصبی و ناراحتم به من بگویید چکار کنم؟
مشاور جواب داد:
شنا یاد بگیرید!
همیشه در زندگی روی پای خود بایستید حتی با داشتن همسر خوب!
به جای بالا بردن انتظار خود از دیگران، توانایی خود را افزایش دهید..
_ کاترین پاندر
زیاد در خاطرات دیگران کنجاوی نکنید
زیرا در خاطرات هر شخص چیزهایی هست
که حتی میترسد آنها را برای خودش آشکار کند.
_ داستایوفسکی
من با آنکه انتقامجو و کینهتوز نیستم،
حافظهام در مورد جراحات و تحقیرها،
به رغم بزرگواریام، بسیار قوی است.
_ جوان خام _ داستایفسکی
مهم نیست که چقدر آرام میروی
باز هم از کسانی که روی مبل لم دادهاند، جلوتری.
_ چگونه کمالگرا نباشیم _ استفان گایز
امروز از دست رفت.
مثل هر روز نیمی به فکر دیروز، نیمی به فکر فردا...
_ عباس کیارستمی
ليتني حجر لا أَحنُّ إلي أيِّ شيءٍ
_کاش سنگ بودم دلم برای هیچ چیز تنگ نمیشد..
_ محمود درویش
حالمان خوب بود؛
تا اینکه وابسته چیزهایی شدیم که به ما تعلق نداشتند..
_ محمود درویش
شمار چیزهایی که احتمالا ما را نگران و مضطرب میکند به نسبتِ چیزهایی که برایمان صددرصد رخ میدهند بسیار بیشتر است؛
ما غالباً آنقدر که در خیال رنج میکشیم
در واقعیت رنج نمیکشیم.
_ سنکا
دوست داشتن بعضی آدمها مثل اشتباه بستن دکمههای پیراهن است؛
تا به آخرش نرسی نمیفهمی که از همان اول اشتباه کردهای..
_ اوغوز آتای
