ヤ𝙈e𝙤wme˖࣪𖧧𓂃🪨
Open in Telegram
224
Subscribers
No data24 hours
No data7 days
No data30 days
Posts Archive
223
و زارت میبینه مک روحشو احضار کرده و این یکیم باز شده زیر دست مک و خب کمکم کمکش میکنه ارتباط بکیره خدارشکر این یکی نمیرینع بهش
223
اینم بخاطر این موضوع به شدت افسرده و ناراحت میشه و حتی شروع به اسیب زدن بخودش میکنه و وقتی میره که از پسره بپرسه چرا اینکارو کردی پسره ببشتر میرینه بهش..
223
که تهشم پسرهاز عکساش و معصومیتش بو استفاده میکنه و باعث میشه کل مدرسه مسخرش کنن و بهش بگن هرزه و فلان
223
خلاصه این تو دوران دبیرستانش با یه پسری اشنا میشه و پسره شاهزاده رویاهاشه و کمکم وارد رابطه میشن و هیکا باور داشته که اره بلخره ینفر منو دوست داره
223
و خب ازون دسته ادمایی بوده که خیلی ساکتو ارومن و ارتباط گرفتن براش واقعا سخت بود از یه طرفیم خانوادش اینقد سختگیر بودن بچه میترسید ارتباط بگیره
