توتفرنگی آکادمیک
Open in Telegram
Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
1 309
Subscribers
+1724 hours
+147 days
+3630 days
Posts Archive
1 311
تقریبا روزی یه بار دارم به دوستام زنگ میزنم و یه ساعتی حداقل حرف میزنیم واقعا مزه میده. در یک دنیای دیگه یه سری مادربزرگ بامزه هستیم با تلفنهای دارای صفحه عدد چرخان که بافتنی میبافیم و غیبت میکنیم.
1 311
توتفرنگی اکادمیک امروز درس خوند و درس داد و الان میرود شکلات بخورد و کتاب بخواند با تشکر از توجه شما. 🍓
1 311
Repost from Big boss of Hell (art)
🍉: فوروارد کنید تا من بیام چنلتون اسکرول کنم و یک سوالی که تو ذهنم اومد رو ازتون بپرسم.
جواب دادن به سوال اختیاریه
1 311
شاید بگید عه چقدر بامزه ولی باید بگم یکی از استرسزاترین جلسات زندگیم بود. دو تا از کسانی که سر کلاسن هر دو مترجم واقعیان و با نشرهای خفن کار میکنن😭 یکیشون شصت و خوردهای کتاب ترجمه کرده اون یکی هم خورهی زبان و اینهاست و کلی کتاب خفن داره و ارشد سینما. بعد من دارم قصه کودک! جلوشون ترجمهههه! میکنم.
1 311
امشب تو کلاس اچاسکی یک داشتیم یه داستان کودک میخوندیم. داستان درباره یه کرم ابریشم و یه زنبوره و کرم ابریشم بال میخواد. من به چینی این رو میخوندم و به فارسی برش میگردوندم.
1 311
Repost from سیابوف
استاد، سر کلاس چینی:
توی چین یکی از احوالپرسیهای رایج اینه که میپرسن «غذا خوردی؟»
还没吃饭吗? Hái méi chīfàn ma?در همین حال در ذهنم: «به شما ناهار دادن؟»
1 311
امروز صبح بیدار شدم، یه مقاله خوندم و اهنگ گوش دادم و رقصیدم. بعدش قهوه و ماست میوهای موردعلاقهم رو خوردم. دو ساعتی کار کردم. بعد با موتور رفتم مرکز خرید نزدیکمون و میلکشیک گرفتم که واقعا چسبید چون اینجا اصلا رایج نیست و خیلی وفت بود نخورده بودم. بعدش یک ساعتی رفتم تو مسیرهای جنگلی محبوبم موتور سواری کردم. هوا ابری و خنکه و نسیم ملایمی میوزید. هری استایلز گوش دادم. بعد برگشتم خوابگاه و سه ساعتی با دوستام حرف زدم. یک ساعتی چت کردیم و دو ساعتی تماس تصویری رفتیم. نبات خریدم و چای نبات خوردم که به خاطر طعم ایرانیش، اینجا تبدیل شده به اون نوشیدنیای که حس خونه میده. بعد تماس قسمت جدید تد لسو رو دیدم. امروز واقعا روز خوب و زیبایی بود. این زندگی کوچکی که دارم رو دوست دارم. 💞
1 311
بچهها جونم، کسی درباره نحوه یادگیری کوردی اطلاعی داره؟ دوستم میپرسه. برای منابع، اگر کسی دوره میشناسه و اینها، نیاز به راهنمایی داریم. بوس بهتون.
1 311
یکی از دوستام گفت ورژن جدید رد شدن از ارت اسکول :))))) عازم لهستان هستم دوستان.
1 311
خواهرم گفت مقالهتو بذار تو بطری و بنداز تو رود که صد سال دیگه پیداش کنن مسیر علم عوض شه :)))))
1 311
یکی از کتابهایی که به عنوان رفرنس(؟) در رشتهمون استفاده میکنیم، Beginning theory از پیتر بری هستش که یه مقدمه و معرفیه بر تئوری نقد ادبی.
در مقدمه این کتاب، توضیح میده که روش پیشنهادیش برای مطالعه این کتاب به این شکله:
اول یه بار متن رو همینطوری بخونین، دفعه دوم بخونین و سعی کنید نت بردارید، هرقدر هم خلاصه، و دفعه سوم مطالعه عمیق باشه. یعنی دفعه سوم تلاش بر فهم نکاتی باشه که دفعات قبل شاید مبهم بوده براتون.
این هم روش جالبی بود و برای من که جواب داده. از وقتی اون کتاب رو خوندم، مقالهها رو هم به همین شکل میخونم.
1 311
بچه که بودم، هروقت به بابام میکفتم درسی رو متوجه نمیشم یا میخواستم بهونه بیارم که درس نخونم، میگفت دوباره بخون. میگفتم خب بار اول نفهمیدم، بار دوم بخونمش چه فرقی میکنه؟ و بابام همیشه برام تعریف میکرد که ابنسینا یه بار کتابی رو نفهمید، چهل بار خوندش تا متوجهش شد. اصلا نمیدونم این داستان درسته یا نه (بعید میدونم) ولی برای بهار کودک که باباش منبع علم و دانش بود، حرف بابام گواه بود و این داستان درست. قانع میشدم و انقدر یه چیزی رو میخوندم تا بفهممش.
دارم یه مقاله میخونم که به مبحث پیچیدهای پرداخته و یکم برام درک و فهمیدن کاملش سخته. به این حرف پدرم فکر میکنم و دوباره و دوباره میخونمش.
1 311
ساحل جون پیشنهاد داد مثل شلدون با این قضیه برخورد کنم. خلاصه گام اول خداحافظی سرخپوستیه، میخوام مقالهم رو پرینت بگیرم، بذارم توی قایق، اتیشش بزنم و به رود بسپرمش.
