˖°𖧧 ᴮᵃⁿᵍᵗᵃⁿʰᵒˡⁱᶜ 𖧧°˖
Open in Telegram
✦ 𝙒𝙀𝙇𝘾𝙊𝙈𝙀 𝙏𝙊 𝙏𝙃𝙀 𝙏𝙄𝙈𝙀𝙇𝙄𝙉𝙀 ✦ ─ ─ ─ ↓ ─ ─ ─ ♡₊˚ ─ ─ ─ ↓ ─ ─ ─ @thvroombot @tanniezone7
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 204
Subscribers
+624 hours
+507 days
+29130 days
Posts Archive
1 204
Part3: نارکلولپسی
یعنی چی هوسوک تو بیمارستانه؟؟؟ اولین سوالی بود که هردو ذهنشون درگیر شده بود وقتی به محل کار هوسوک رفتن و اینو شنیدن تهیونگ : اصلا چجوری میشه بخاطر یه افتادن ساده کارت به بیمارستان برسه ؟؟؟ ببینم تو مطمئنی بخاطر اینکه از شر کارش راحت بشه اینکارو نکرده؟ اخه میدونی که قبلا تو مدرسه اینکارو عادت داشت انجام بده نامجون توضیح داد: وقتی داشت از خیابون رد میشده احساس خواب کرده و بیهوش شده و در نتیجه صدمه دیده. +یعنی چی همینجوری تو یجای پرت احساس خواب کرده و بیهوش شده ...چه ادمی میتونه اینجوری تحمل کنه ...بعدشم نمیتونن اینجا یه درمانی یا دارویی واسه نارکلولپسی* پیدا کنن؟ یعنی خب اینجا یه بیمارستان بزرگه بالاخره *هی تهیونگ انقد بزرگش نکن بیا از بخش اطلاعات بپرسیم کدوم اتاقه!!!
1 204
+نامجون جدی میگم من چند وقته دارم این خوابای عجیب میبینم صدای نامجون با بی حوصلگی صداشو بهش رسوند *چه خوابایی منظورته؟ +خوابایی که توش یونگی توی اتیش گیر افتاده و جیمین درحال غرق شدن تو ابه! *بی معنی به نظر میرسه تهیونگ با صدای ریز گفت +شاید بخاطر اینه که دوست دارم هردوشونو دوباره ببینم نامجون با چشمای تهیونگ نگاه کرد و خب اون غم تو چشمای اون بچه واقعا دید *هوف ...دوست داری بریم هوسوک ببینی؟ خب و بعدش تهیونگی بود که ورجه وورجه کنان موافقتشو اعلام کرد و جلوی نامجون شروع به راه کردن رفت و نفهمید که توجه نامجون به اون کبودی پشت گردنش جلب شد
1 204
Part2: موجود بد شکل
خودشو تو اینه دید موقعی که اون سینک کوچولوی دستشویی پر از اب شد سرشو داخلش فرو کرد ...و بعد همه چیز دوباره یاد اوری شد اون تونل ...که پر از خون شده بود و خودش که پاهای کوچولوش برای نجاتش یا شایدم ترس میدویید ... و بعد همه چیز تاریک شد...تو یه دریا خودش میدید که درحال پایین رفتنه و اون موجود داره بهش نزدیک نزدیک تر میشه تو اب جیغ میزد و سعی میکرد خودشو به بالا برسونه ولی پاهاش گرفتار شد و بعد اب پر از خون شد... همون موقع بود که کلشو از اب بیرون اورد نفس نفس میزد و به خودش تو اینه نگاه کرد رو زمین افتاد و کمی بعد گریش گرفت
1 204
با نگاه کردن به پسربچه ای که رو پاهای هوسوک خوابش برده بود سعی کرد بحث باز کن ...اینکه بعد این همه سال تو همچین مکانی یکی از رفیقاتو ببینی خب...یکم اوضاع سخت میکنه.. ×پدر مادر این بچه یعنی کدوم گورین؟ چجوری تونستن همچین بچه ی کوچیکی رو تو اینجا تنها ول کنن؟؟؟ هوسوک یه لبخند بیجون زد -یجورایی منو یاد مامانم انداخت با نگاه کردن به پسرک ادامه داد -ولی خب خوش شانسه حداقل رو یه شونه محافظ خوابش برد به بانداژی که دور سرش بود اشاره کرد -خب همه خوش شانس نیستن اینو میبینی؟ کاردستی وقتیه که داشتم تک و تنها راه میرفتم ولی غش کردم فکر باید تورو نزدیک خودم نگه دارم... با طولانی تر شدن سکوت جیمین صداش زد -هی هنوز اینجایی؟ از موقعی که هم دیگه رو دیدیم دو سال میگذره نه؟ و یاد خاطرات خاک خوردشون افتادن موقعی که فقط بچه دبیرستانی بودن جیمین دستاشو مشت کرد و با ناامیدی گفت ×هوسوک ...یجورایی خیلی وقتا اینجا زمان از دستم در رفته...نمیدونم چقد شده اینجام و نمیدونم چقد دیگه باید بمونم..
1 204
بعد از کابوسش از خواب میپره و به اطرافش نگاه میکنه تو اون جای کوچولو نیاز نبود واسه پیدا کردن نامجون تلاش خاصی بکنه .پشت میز مطالعه درحال خوندن بود...توجه نامجونو سمت خودش جلب میکنه +نامجون...به نظرت جیمین کجاست؟ *** =چرا اینجایی؟ بهت نمیخوره که مریض باشی؟ با صدای بچگونه ای به خودش اومد . نگاه به بچه ی کوچک تر از خودش کرد . اون بچه لباس بیمارستانی که مشابه خودش تنش بود پوشیده بود یکم به سوالش فکر کرد و در نتیجه جوابی براش پیدا نکرد. ×خوب زدی به هدف بچه.خودت چی تو اینجا چیکار میکنی؟ اون بچه با یه لبخند احمقانه جوابشو داد =منم نمیدونم .پس فکر کنم همین باعث بشه ما دوستای خوبی برای هم شیم جیمین به اون دستای کوچولویی که دراز شدن نگاه کرد =درسته؟ جیمین لبخند زد و خواست دستشو بگیره ولی همون لحظه اون بچه تو بغلش بی هوش افتاد... ×هی مشکل چیه ؟؟؟ حالت خوبه؟؟؟بلند شو بچه چه اتفاقی برات افتاد اخه؟ و بعد هل کرده داد زد ×هی یکی کمک کنه اینجا به کمک احتیاج داریم!! یه صدایی بهش گفت که اروم باشه و چیزی نیست اما اون صدا یکمی زیادی اشنا نبود؟ بیمار دیگه ای تو اون اتاق بود پرده ی بین دو تا تخت به کنار زد و با دیدن چهره فرد تازه فهمید چرا براش اون صدا اشنا بود ×هوسوککک؟؟؟؟ -هی نگران نباش اون فقط خوابش برده دقیقا مثل من...
1 204
Part 1: خوابای عجیب
نامجون قبول کرد که تهیونگ امشب پیشش بخوابه . چطور قبول نمیکرد وقتی اون دردسر کوچولو اون بیرون بهم ریخته بود و احتمالا اصلا براش امن نبود که اونجارو زود ترک کنه .به تهیونگ نگاه کرد که چجوری غرق خوابه و خودش پشت یه میز با چراغ مطالعه درحال خوندن یکم درس بود . و اما تهیونگ ، یادتونه خیلی پافشاری میکرد یونگی رو تو خوابش دیده؟ خب ...شاید عجیب باشه اما الانم درحال دیدن یه خواب عجیب بود .خوابی که توش به یه دریای بی انتها پرت شده و موقعی که تلاش میکرد به سطح اب برسه ؛ یه قیافه ی اشنا میدید که درحال به پایین کشیده شدنه درحالی که دستاشو برای کمک به سمتش دراز کرده اما موقعی که به سمتش شنا میکنه و سعی میکنه خودشو بهش برسونه با دیدن یه موجود بدشکلی که سعی میکرد دوستشو با خودش غرق کنه ... دوستی که اسمش جیمین بود .
1 204
هوسوک اینجا زمان خیلی وقتا از دستم در رفته نمیدونم چند مدته که اینجام و چقد دیگه باید اینجا بمونم....Continue...
1 204
Repost from ㅤ bts data (rest)
فکر کنین فنای سونتین و بیگبنگ و حتی اکسو؟ میخواستن ملت رو قانع کنن که بین این همه آرتیست لیترلی بیتیاس د بیگ بیتیاس نتونسته تو خود کره سر قضیه گوانگهامون جمعیت جذب کنه و جمعیت کمی رفتن لایک این جمعیتیه که دارن از کنسرت سولد اوت بتس تو بوسان از استادیوم خارج میشن. ایمپکت بیتیاس رو با توهمات شما متر نمیکنن لوزرا
1 204
برخی از اخبار این روزا 🧚♀️
اجرای داینامایت از پسرا به صورت جداگونه پر بازدید ترین اجرای بین دو نیمه است . بنگتن پر منشن ترین سلبریتی در فینال جام جهانی امسال بود و حتی از اسطوره های فوتبالم بیشترین منشن داشت. اهنگ داینامایت پس از اجرای بنگتن در فینال وایرال شد و بیش از 500کا رایز کرد و به دیلی 1m بازگشت . اهنگ NORMAL موفق به بیش از صد روز چارتینگ شد.این اهنگ با احتساب هردو ورژن موفق شد با 5.058.921 استریم دبیو کنه . اسپاتیفای از چارت جهانی موزیک ویدیو رونمایی کرد و بنگتن 6 اهنگ در تاپ تن این چارت داره همچنین اهنگ Normal اولین نامبروانی این چارت به طور کلی گرفته .˖°☆ 𓂃 ⋆ ˚₊ ✦ ₊˚ ⋆ 𓂃 ☆°˖ ˖°☆ 𝐁𝐀𝐍𝐆𝐓𝐀𝐍𝐇𝐎𝐋𝐈𝐂 ☆°˖ ˖°☆ ┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈┈ ☆°˖
