𝐃𝐚𝐢𝐥𝐲𝐧𝐚♱𝐮𝐫𝐚𝐥🍓
Open in Telegram
خوش اومدید🌅 به فصل ها و ورق های قشنگ از زندگی من @Selena_winchesterbot ناشناس سل☝🏻 http://t.me/HidenChat_Bot?start=1874380893 ناشناس سم☝🏻
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
456
Subscribers
+624 hours
-67 days
+3130 days
Posts Archive
چشمها فقط دو پنجره برای دیدن دنیا نیستند؛
گاهی تمام دنیای یک آدم، در نگاهش خلاصه میشود.
چشمها چیزهای زیادی میدانند؛
حرفهایی که هیچوقت گفته نشدند،
اشکهایی که قبل از ریختن پنهان شدند،
لبخندهایی که از روی اجبار روی صورت نشستند
و آدمهایی که آمدند، ماندند، رفتند
و بخشی از خودشان را برای همیشه در یک نگاه جا گذاشتند.
گاهی یک جفت چشم میتواند بیشتر از هزار صفحه حرف بزند.
کافی است چند ثانیه به آنها نگاه کنی؛
شاید در عمقشان غمی را ببینی که صاحبشان سالهاست پنهانش کرده،
یا شاید امیدی را پیدا کنی که هنوز با وجود تمام اتفاقات، خاموش نشده است.
چشمها عجیباند...
وقتی خوشحالیم، قبل از لبهایمان میخندند.
وقتی دلتنگیم، سنگین میشوند.
وقتی کسی را دوست داریم، بیاختیار دنبالش میگردند.
و وقتی از کسی دل شکستهایم، حتی اگر لبخند بزنیم،
نگاهمان دیگر مثل قبل نیست.
گاهی آدمی را از چشمهایش میشناسی،
نه از اسمش، نه از حرفهایش و نه از رفتارش.
چون چشمها نمیتوانند برای مدت زیادی نقش بازی کنند.
ممکن است کسی بگوید «هیچ اتفاقی نیفتاده»،
اما کافی است به چشمهایش نگاه کنی تا بفهمی
پشت آن جمله، هزاران حرف نگفته پنهان شده است.
بعضی چشمها اما شبیه دریا هستند؛
هرچه بیشتر نگاهشان میکنی،
بیشتر احساس میکنی چیزی در اعماقشان هست که هنوز کشفش نکردهای.
آرام به نظر میرسند،
اما شاید درونشان طوفانهایی باشد که هیچکس از آنها خبر ندارد.
و بعضی چشمها...
آدم را یاد خانه میاندازند.
نه به خاطر رنگشان،
بلکه به خاطر آرامشی که در نگاهشان وجود دارد.
چشمهایی که وقتی به آنها نگاه میکنی،
برای چند لحظه فراموش میکنی دنیا چقدر میتواند خستهکننده باشد.
شاید زیباترین چیز درباره چشمها همین باشد؛
اینکه هرکدام داستانی دارند.
داستانی که هیچکس نمیتواند دقیقاً مثل صاحب آن چشمها تعریفش کند.
پس اگر روزی کسی به چشمهایت نگاه کرد و گفت:
«چقدر نگاهت عجیبه...»
شاید منظورش عجیب بودن نباشد.
شاید فقط فهمیده باشد که پشت آن نگاه،
چیزهایی هست که با کلمات نمیشود گفت.
چشمها حافظه دارند؛
نگاه آدمهایی را که دوستشان داشتیم به خاطر میسپارند،
کوچههایی را که در آنها خندیدیم،
شبهایی را که گریه کردیم،
و حتی لحظههایی را که فکر میکردیم هیچوقت فراموششان نمیکنیم.
گاهی سالها از یک اتفاق میگذرد،
اما کافی است چشمهایمان به چیزی آشنا بیفتد
تا تمام آن خاطره دوباره زنده شود.
چشمها شاید کوچک باشند،
اما میتوانند بزرگترین رازهای یک انسان را در خودشان نگه دارند.
و شاید به همین دلیل است که بعضی نگاهها را نمیتوان فراموش کرد؛
نه چون زیباترین نگاه دنیا بودهاند،
بلکه چون برای یک لحظه،
چیزی را در ما دیدهاند
که هیچکس دیگری ندیده بود. 💙
♱S. W🪽
