اندیشکده آرتا ( آبادانی، رشد و توسعه ایران )
Open in Telegram
(( به نام خالق ایران زمین )) کانال رسمی اندیشکده آرتا ( آبادانی، رشد و توسعه ایران ) The Official Channel of ARTA Think Tank (Iran’s Prosperity, Growth, and Development) راه ارتباطی: @ARTA_ThT1 شبکه های اجتماعی: @ARTA_ThT
Show more670
Subscribers
-1024 hours
-857 days
-31030 days
Posts Archive
محاصرهی تنگهی پژوهش!
مرثیهای برای کُمای اینترنت در ایران؛ خوانشی جامعهشناختی
در ماهها و هفتههای اخیر، همزمان با تشدید تنشها و حملات نظامی ایلات متحده آمریکا و رژیم اسرائیل علیه ایران، موضوع دسترسی به اینترنت از مسئلهای صرفاً فنی یا ارتباطی فراتر رفته و سبکزندگی ایرانیان - و بهویژه جامعه دانشگاهی را-. درگیر کرده است. این وضعیت، بهطور مستقیم با سرنوشت علم، آموزش و حیات فکری جامعه گره خورده و پیامدهای آن فراتر از آن چیزی است که در نگاه اول بهنظر میرسد.
قطع دسترسی به اینترنت بینالملل در پی این شرایط بحرانی به یک شوک جدی برای زیستبوم علمی و فرهنگی کشور تبدیل شده است. در جهانی که تولید علم بر پایه ارتباطات باز، دسترسی به دادهها و تعامل مستمر با جامعه علمی بینالمللی استوار است، محروم شدن ناگهانی پژوهشگران از این زیرساخت، عملاً روند طبیعی تولید و انباشت دانش را مختل میکند.
در ایران، که بخش قابل توجهی از منابع علمی از مسیرهای بینالمللی تأمین میشود، این وضعیت نوعی انزوای ناخواسته علمی را رقم زده که آثار آن بهوضوح در حال بروز است.
از منظر علوم اجتماعی، این وضعیت را میتوان در چارچوب مفهوم «محرومیت نسبی» (Relative Deprivation) فهمید. پژوهشگران و دانشجویانی که خود را بخشی از جامعه علمی جهانی میدانند، اکنون در نتیجه شرایطی که متأثر از تنشهای نظامی و محدودیتهای ناشی از آن است، از مشارکت مؤثر بازماندهاند. این احساس عقبافتادگی تحمیلی، بهتدریج انگیزههای فردی را کاهش میدهد و در سطحی وسیعتر، سرمایه اجتماعی دانشگاهی را تضعیف میکند. در چنین فضایی، همکاریهای علمی بینالمللی کاهش مییابد و حتی تعاملات علمی داخلی نیز تحتتأثیر نوعی ناامیدی پنهان قرار میگیرد.
در سطحی عمیقتر، مطالعه ابعاد روانشناختی این بحران نشان میدهد که تداوم این وضعیت میتواند به شکلگیری «درماندگی آموختهشده» (Learned Helplessness) در میان نخبگان علمی بینجامد. وقتی پژوهشگر بارها با موانعی - از محدودیت دسترسی به مقالات گرفته تا قطع ارتباط با همکاران خارجی- مواجه میشود بهمرور این باور در او شکل میگیرد که تلاشهایش بیاثر است. پیامد چنین وضعیتی، کاهش خلاقیت، افت کیفیت پژوهش و شکلگیری نوعی مهاجرت ذهنی است؛ وضعیتی که پیش از ترک فیزیکی، پیوند ذهنی فرد با محیط علمی خود را تضعیف میکند.
در نهایت، باید توجه داشت که این خسارات تنها به دانشگاه محدود نمیشود، بلکه به کل بافت فرهنگی و آموزشی جامعه سرایت میکند. دانشگاه زمانی میتواند نقش خود را بهعنوان موتور مولد فکر و اندیشه ایفا کند که در ارتباطی زنده با جهان قرار داشته باشد. قطع این ارتباط در بستری که با تنشهای نظامی و فشارهای خارجی نیز تشدید شده، آن را به نهادی غیرعامل و کماثر تبدیل میکند. از این رو، دسترسی آزاد به اینترنت بینالملل ضرورتی استراتژیک برای حفظ پویایی علمی و فرهنگی کشور در شرایط بحرانی به شمار میآید.
لازم به ذکر است که قطع اینترنت، حتی در وضعیت جنگی، لزوماً به سود منافع ملی نیست؛ زیرا در جهان امروز، رقابتها صرفاً در میدان نظامی شکل نمیگیرد، بلکه عرصه افکار عمومی و روایتها نیز به همان اندازه تعیینکننده است. اتصال به اینترنت جهانی این امکان را فراهم میکند که روایت یک کشور بدون واسطه به افکار عمومی بینالمللی منتقل شود، از انحصار خبری رقبا کاسته شود و تصویر دقیقتری از واقعیتها شکل گیرد. این وضعیتی است که منجر به دست بالا و پیروزی در نبرد روایتها (Battle of Narratives) میشود.
همچنین این روزها که از لزوم تابآوری در سطح ملی و جهانی صحبت میشود، تداوم ارتباطات علمی، رسانهای و مدنی در سطح جهانی به افزایش این مقوله کمک میکند.
طرفه اینکه، حفظ و تقویت دسترسی به اینترنت بینالملل نه تنها تهدید بهشمار نمیرود، بلکه بخشی از ابزارهای ضروری برای صیانت از امنیت ملی و تأمین منافع ملی آنهم در این شرایط خطیر جنگی است.
🖌️ جواد نوریزاده، پژوهشگر علوم سیاسی و مسائل استراتژیک
#آبادانی_ایران
#آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد
📚@abadani_iran
روانِ سیاست جنگ؛ ترامپیسم، برندینگ و ایران
سازهی نارسیسیستیک و فروپاشیِ واقعیت-روایت
در تحلیل پدیدارشناسانهی ترامپیسم، کنش سیاسی او را میتوان نه به مثابه بازنمایی یک واقعیت از پیش موجود، بلکه به عنوان یک سازهی نارسیسیستیک (Narcissistic Construct) در قلمرو گفتمانی تلقی نمود. در این چارچوب، گسست بنیادین میان «واقعیت» و «روایت» رخ مینماید؛ جایی که روایت، از جایگاه بازتاب جهان به سطح تکنیک سوبژکتیوِ بازتعریف هستی ارتقا مییابد. ترامپ، با اتکاء به مکانیسمهای روانشناختی انکار و بازسازیِ سوبژکتیو، امر واقع را نه کشف، بلکه خلق میکند. این فرآیند، بازتابی از تئوریهای قدرت-دانش است که در آن، حقیقت نه امری عینی، بلکه محصول انضمامی عمل قدرت گفتمانی است. در این فضای نارسیسیستیک، حقیقت به دال شناوری (Floating Signifier) بدل میشود که صرفاً در شبکهی ارجاعات درونگفتمانیِ «رهبر» معنا مییابد، و از این رهگذر، مشروعیت خود را نه از مطابقت با واقعیت، بلکه از قدرت تکرار و اقناع کسب میکند.
بخش اول: جنگ به مثابه کنش نمایشی و خشونت مصرفشدنی
در منطق ترامپیسم، جنگ از کارکرد استراتژیک متعارف خود تعدیل شده و به کنش نمایشی تقلیل مییابد. این تغییر کارکرد، هدفی دوگانه را دنبال میکند: ارضای نیازهای روانی پایگاه اجتماعی (و غالباً «توتالیتر»گونهی) او و تثبیت هژمونی برند ترامپ. در این بستر، خشونت نه ابزار ابژکتیو سیاست خارجی، بلکه به خشونت مصرفشدنی بدل میشود؛ شکلی از تخلیهی هیجانی هدایتشده که مخاطب را در وضعیت سوژهی منفعل نگه میدارد. این نمایش خشونت، از بمبارانهای نمادین تا تنشهای بینالمللی، همچون شوکِ شناختی عمل میکند. این شوک، با مختل کردن ظرفیت تفکر انتقادی، مخاطب را در محاصرهی روایت حاکم قرار میدهد و «حقیقت امنیتی» را نه به عنوان تفسیری از واقعیت، بلکه به مثابه «امنیت تفسیری» تحمیل میکند.
بخش دوم: اضطراب وجودی، بازی قدرت و شکاف نشانه-ارجاع
این شوکِ شناختی ظرفیت تفسیر و نقد را در سوژه به شدت تضعیف میکند به طوری که ترامپ، روایت خود را به عنوان چارچوب ادراکی و واقعیت حاکم تثبیت مینماید و در این روان سیاست که مبتنی بر «تعلیق ارجاع» است، دیپلماسی مبتنی بر ابهام صرفاً یک تاکتیک زبانی نیست، بلکه ابزاری برای برانگیختن اضطراب وجودی—یا به تعبیر لاکانی، «میل ناشی از فقدان ارجاع»—در طرف مقابل است. استراتژی معلقسازی به یک بازی قدرت در ناخودآگاه جمعی بدل میشود که هدف آن نه حل منازعه، بلکه تداوم وضعیت اضطراب و حفظ شکافِ نشانه-ارجاع (Signifier-Referent Gap) است. این وضعیت، زمینهساز تداوم چرخه ابر شرکتهای نظامی-صنعتی و سوداگری مبتنی بر «هایپررئالیسم» میشود، جایی که واقعیت اقتصادی در دل روایت بحران دائمی شکل میگیرد.
بخش سوم: ابرشخصیت، لیبیدوی قدرت و نمایش بیپایان سلطه
فراتر از اقتصاد مستقیم، اقتصاد توجه و بازی قدرت نقشی حیاتی ایفا میکنند. ماندن در کانون توجهات رسانهای، ولو از طریق بحرانهای نمایشی، به بازتولید سلطه یاری میرساند و ترامپ به مثابه ابرشخصیتی عمل میکند که تغذیهی اصلیاش از فروپاشی مرزهای اخلاقی در فضای رسانهای هایپررئال است. چنان که امر سیاسی، نه در چارچوب عقلانیت ابزاری (Instrumental Rationality)، بلکه در قالب شوی رئالیتی تعریف میشود؛ نمایشی که اعتیاد خبری افکار عمومی را تداوم میبخشد و میل تماشا را حتی در مواجهه با خشونت انزجارآور زنده نگه میدارد. این «بدن-تصویرِ» تداعیکنندهی ترامپ، سوژهها را در دلبستگی آمیخته با اضطراب نگه میدارد. سیاست خارجی او، بر پایهی لیبیدوی قدرت و نمایش بیپایان سلطه بنا شده است؛ سلطهای که نه از ساختارهای هنجاری، بلکه از توانایی نامگذاری و تفسیر انحصاری واقعیت تغذیه میکند.
تداوم چرخه
این چرخه، چه در سطح ملی و چه بینالمللی، نمایانگر تداوم الگویی است که در آن، واقعیت به مثابه زمین بازی قدرت عمل میکند و این روان سیاست که مبتنی بر تداوم نمایش است، صرفاً مختص به یک فرد یا دوره نیست؛
او تنها نیست و آخرین هم نخواهد بود!
🖌️ هانیه نوری؛ فعال دانشجویی
#آبادانی_ایران
#آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد
📚@abadani_iran
بخش دوم
● شکست در میدان روایت
آنچه در خروجی نهادهای نومحافظه کاری چون امریکن اینترپرایز مشهود است تولید ترس، بسته بندی و پخش آن در جریان هراس افکنی است، این روایت سازی بیش از آنکه زنگ خطری برای رویارویی سخت نظامی باشد؛ آبستن شلیک توپخانه ای در جنگ روایت است که امنیتی سازی مضاعف آن از سوی نهادهای امنیتی-سیاسی داخلی زمینه ساز افزودن بر تهدیدات ژئوپلیتیکی است. فهم این مکانیزم های گفتمان ساز یادآور آن است که تحولات تنگه ی هرمز را می بایست از دریچهی منافع ژئوپلیتیکی ایران و کاهش از میزان اثربخشی هراس آفرینی های رسانه ای آمریکا در دالان های لابی گری کنگره، اتاق های مشورت واشینگتن و اتاق های تصمیم سازی شیوخ عرب ارزیابی نمود.
🖌️ المیرا حاج محمدی؛ دانشجوی دکتری روابط بین الملل، دانشگاه شهید بهشتی
#آبادانی_ایران
#آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد
📚@abadani_iran
از میدان مین تا میدان ادراک: کالبد شکافی گفتمان امنیتی ساز تنگهی هرمز در گزارش جدید موسسهی امریکن اینترپرایز
بخش اول
انهدام 16 شناور مین گذار ایرانی توسط سنتکام در نزدیکی تنگهی هرمز تیتر ملتهبی است که در جدیدترین گزارش مشترک اندیشکدهی امریکن اینترپرایز(AEI) و پروژهی تهدیدات بحرانی در دهم مارس سال جاری در پی نبردی نفس گیر، برجسته سازی شده است. اما از پس این انفجارهای دریایی از قلب میدان تا فضای اندیشگانی، چه صدایی از اتاق فکر نومحافظه کاران واشینگتن به گوش می رسد؟ آیا با حقایق میدانی مواجهیم یا سوار بر تلاطم پروژهای ادراکی و برساخته سرگردانیم؟
● از میدان مین تا پازل وحشت:
در ادبیات روابط بین الملل مشخصا مکتب کپنهاگ مفهومی تحت عنوان امنیتی سازی طرح میگردد؛ آنگاه که بازیگر سیاسی با ابزار گفتمانی کلمات و رسانه، تنش مقطعی موقعیتی را به مثابه تهدیدی وجودی، اضطراری و فراگیر بازنمایی میکند و آن را به افکار عمومی و سیاست گذاران می فروشد. گرچه گزارش موسسهی امریکن اینترپرایز سعی بر آن دارد تا به گونهای منسجم از کلیدواژهی مکتب کپنهاگ یعنی امنیتی ساز به ترسیم پازل وحشتی از بیثباتی شبکهای و فراگیر در ذهن مخاطب بپردازد؛ لکن گسلهای ساختاری در متن استفادهی بیپرده از کلیدواژهی امنیتی ساز تنگهی هرمز را پارادوکس وار جلوه ميدهد. گزارش موسسه چنان کارکردی را در متنیت خود ایفا مينمايد؛ کاربست کلیدواژههای بحران زا و اخلال در ترافیک دریایی در تهدید ناشناخته ای تحت عنوان شناورهای مین گذاری شده با قدرت انهدام شاه رگ حمل و نقل دریایی تنشهای تاکتیکی تنگه ی هرمز در پس جنگی بی امان را به تهدیدی وجودی استراتژیک برای امنیت انرژی جهان مبدل می سازد. از یک سو، ادعا میشود که ایران در حال تجهیز قایقهای کوچک مینگذاری شده است که در فلاش بکی به جنگ نفتکشها در سال 1988 آن را دارای اعتبار جلوه میدهد و در نقل قولی از جانب ترامپ خواستار پاکسازی فوری مینها می گردد؛ حال آنکه همزمان به نقل از ترامپ اذعان می گردد که گزارشی مبنی بر وجود آن ها وجود ندارد. پیوست این تحرکات به 29 حملهی موشکی بی سابقه ی حزب الله لبنان در یک روز و فعالیت های شبه نظامیان عراقی، ضمن بازنمایی شرارت محوری جبههی مقاومت، تمامی این تحرکات دفاعی را به مثابه پکیجی تهاجمی و تهدید آمیز وجودی به مخاطب عرضه می کند. در اصل نگارندگان گزارش اندیشکده در حال اقدام به کنش گفتاری تمام عیاری هستند که از طریق بزرگنمایی تحرکات و زنجیر کردن اتفاقات پراکنده به یکدیگر، به تولید گفتمان وحشت حول شاه رگ انرژی جهان می انجامد.
● سنتز و تحلیل منافع:
هدف از این پمپاژ گفتمانی، که دست بر قضا از سوی نخبگان سیاسی-نظامی داخلی نیز تقویت می گردد! منافعی است که شعله های دامن گیر آن آبستن تنشی فزاینده و مزمن است؛ که شاید پیامدهای آن بیش از آنکه برای طرف متخاصم باشد برای ایران و ایرانی است! آنگاه که معضله ای با موفقیت امنیتی می شود، اقدامات استثنایی و خارج از روال و رویه ی بین المللی توجیه پیدا می کند. لذا پمپاژ گفتمانی امنیتی ساز برای بلوکه شدن نظامی تنگه ی هرمز در مقطع کنونی تصادفی نیست. موفقیت این پروژه ی امنیتی ساز می تواند اهداف و پیامدهای ذیل را تأمین نماید:
برای ساکنان نومحافظه کاخ سفید
• مشروعیت بخشی به اشغال نظامی جزایر از سوی نیروهای سنتکام
• بودجه تراشی های گزاف و اهرم فشار برای تصویب بودجه های کلان دفاعی در کنگره ی آمریکا
• ائتلاف سازی و تشکیل ستاد نظامی مشترک علیه ایران و افزودن به توان اجماع سازی آمریکا و کاهنده از هزینه های گزاف نظامی
ایجاد هزینه برای تحرکات نظامی ایران:
• اهرم فشار شاه رگ نفت و پاشنه آشیل چین؛ اثر بومرنگی اقتصادی اخلال در تنگه ی هرمز و عصبانیت پکن
• تصویرسازی از ایران به عنوان بازیگر غیرمنطقی و مستأصل و بازیگر گیر افتاده در بن بستی استراتژیک و پیامدهای نظامی روانی آن در توسل به گزینه های افراطی
• احضار روح سال 1988؛ هشداری برای نابودی زیرساخت ها و در عملیاتی مشابه با عملیات آخوندک
تاثیرات روانی رسانه ای بر کشورهای منطقه ای
• مانور متنی پیرامون کلمه ی مین و ایجاد سندرم دریای مین گذاری شده به منظور هراس افکنی در شرکت های کشتیرانی، بیمه های دریایی و کشورهای عربی منطقه ی خلیج فارس
• گسترش دایره ی تهدید و تنش از آمریکا-اسرائیل و ایران به کشورهای منطقه و پیوستن به ائتلاف نظامی آمریکا و تصویب بودجه های نظامی
• تصویرسازی از ایران به مثابه بازیگر غیرمنطقی و انتحاری
*بیا تا با وطن مانیم و "آرتا" را دراندازیم*
هر انسانی را بنیانی و هر کشوری را مردمانی و هر لشگری را گردانی و هر سربازی را عنوانی و هر خری را پالانی و هر دردی را درمانی و هر میکده را مستانی و هر سرمایی را گرمایی و هر جنگی را پایانی است.
جنگ و نبرد جای خودپسندی نیست و رهبران و مردمان را باید از دامِ دل رهانید و به کام عقل کشانید.
بر رهبرانِ ملت که چارقدِ حکمرانی بر دوش انداختهاند فرض است تا به هنگامهی تصمیم از کسوتِ همراه با خِسًَتِ ملّایی به درآیند و با همّتِ میرزایی آنچه را که برای مردمان نیک است به چنگ آورند؛ خواه به مردی یا نامردی.
و اما بر هر ایرانیِ آزاده، از مسلمان و کلیمی گرفته تا صائبی و نصاری، با حس برآمده از سازش و مدارا فرض است که جُبّهی وطنخواهی بر تن کنند و به آبادانی ایران بیاندیشد؛ که این آب و خاک جنگ و ویرانی بسیار دیده و سازش و آبادانی کم. و این میسور نخواهد شد تا زمانی که بهجای پخمگانِ خربنده، نخبگانِ رزمندهای سکان این کشتی طوفانزده را در دست گیرند که از میانِ واژگانِ نوشتارشان هم چکاچکِ شمشیر به گوش آید و هم نوای خوش تدبیر.
و در پایان و به حکم الناسُ علی دینِ ملوکهم با دعایی از عمق جان این نوشتار را به پایان میبرم:
اللَّهُمَّ الْعَنْ أَوَّلَ ظالِمِ ظَلَمَ حَقَّ الْإِیرَانِیِّ بِأَعْمَالِهِ الْمُنْتِجَةِ إِلَى الویرانی.
باشد که تیرهروزی پایان یابد و کامِ دل برآید.
🖌️یاسین اژدری (پژوهشگر علوم سیاسی)
#آبادانی_ایران
#آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد
📚@abadani_iran
جنگ و ویرانی به پایان خواهد آمد غم مخور
کار ایرانی به سامان خواهد آمد غم مخور
ای که جان افسردهای زین وضع و حال
شادباشیها چه تابان خواهد آمد غم مخور
گر امید و همتی باشد به ملت هر زمان
حل مشکلها چه آسان خواهد آمد غم مخور
گرچه حال و روز دنیا بر مرادِ ما نبود
روزگاری نو به دوران خواهد آمد غم مخور
هیچگاه غافل مشو در زندگی از لطف حق
ای بسا یاری که پنهان خواهد آمد غم مخور
هان دل غمدیده و پر رنج و محنت نیک دان
بعد هر دردی درمان خواهد آمد غم مخور
در زمستان گر دلت با مهر گلها میتپد
از پی هر سوز سرمایی بهاران خواهد آمد غم نخور
گرچه راهی پر خطر در پیشرو داری دلا
هر خطر روزی به پایان خواهد آمد غم مخور
بشنو از یاسین که از عمق وجودش این بگفت
نیکروزی از پی الطاف یزدان خواهد آمد غم مخور
🖌️ یاسین اژدری
#آبادانی_ایران
#آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد
📚@abadani_iran
🔺 عزیزانی که مایل اند مطالب خود را جهت انتشار به پویش آبادانی ایران ارائه دهند ؛ لطفا به موارد ذیل توجه فرمایند:
🔹 یادداشت ها و مطالب تحلیلی بین ۲۰۰ تا ۵۰۰ کلمه باشد.
🔹مطالب در قالب ورد یا تایپ دستی در پلتفرم بله برای دبیرخانه پویش ارسال شود.
🔹 نام ، نام خانوادگی ، رشته تحصیلی یا حوزه نخبگانی به انضمام یک عکس متعارف برای دبیرخانه پویش ارسال گردد.
🔹 در مطالب و تحلیل ها از هرگونه نوشتار تحریک آمیز و خلاف وحدت ملی در شرایط حساس کنونی اجتناب گردد.
🔺محورهای تخصصی پویش که نخبگان ، دانشجویان و اساتید عزیز میتوانند بر اساس آن مطالب و یادداشت های خود را به نگارش درآورند به شرح ذیل می باشد:
🔸 دیپلماسی و سیاست خارجی
🔸 جامعه شناسی
🔸 اقتصادی
🔸 فرهنگی
🔸 اندیشه
🔸 تاریخ
🔸 حقوقی
🔸 فلسفه
🔸 ادبیات
🔸 حکمرانی و سیاستگذاری در دوره جنگ و پساجنگ
🔸 توسعه
🔺عزیزان میتوانند یادداشت ها، تحلیل ها و دلنوشته های خود را در حوزه های فوق و با تمرکز بر اقتدار، آبادانی و توسعه ایران ؛ برای پویش آبادانی ایران ارسال نمایند و در مسیر آبادانی و عزت ایران زمین ، کنشگری نمایند.
📚@abadani_iran
🔹 کانال خبری تحلیلی *راه باریک آبادانی* به منظور هم اندیشی، همدلی و هم زبانی در فضایی نخبگانی در باب آبادانی ایران تشکیل شده است.
راه باریک آبادانی در قالب *پویش آبادانی ایران* با هدف تاکید بر امنیت، اتحاد و انسجام ملی و تمامیت ارضی و نیز نفی هرگونه تجزیه طلبی و شکاف قومیتی تشکیل شده و مرهمی بر قلب های پرتپش و دل ها و ذهن های دغدغه مند نخبگان ایرانی در دوره جنگ و پساجنگ، محسوب می شود.
پویش آبادانی ایران در قالب یک حرکت داوطلبانه توسط جمعی از دانشجویان و دانش آموختگان دانشگاه شهید بهشتی راه اندازی شده و از کلیه دانشجویان و اساتیدی که دل در گروه ایران عزیز دارند دعوت میکند تا در این پویش با نظرات، مطالب و تحلیل های خود ؛ در آبادانی ایران عزیز، سهیم باشند.
این بستر نخبگانی می کوشد با کنشگری حرفه ای، نظرات و دیدگاه های دانشجویان و دانشگاهیان ایرانی را در خصوص وطن عزیزمان ایران؛ منتشر سازد و گامی در جهت سربلندی ملی در نظام جهانی بردارد.
#آبادانی_ایران
#آرتا_از_راه_باریک_حکمرانی_خردمندانه_میگذرد
📚@abadani_iran
