𝐈𝐧𝐊
Open in Telegram
👀? . . . { @InKpaint_bot } Check👀? . . . { @Ink_check }
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
402
Subscribers
-4124 hours
-317 days
-7430 days
Number of Posts
Data loading in progress...
Reactions
Comments
Telegram Stars
TOP posts by
Data loading in progress...
Publication analysis
Posts | Views dynamics | |||||
ㅤ ㅤ ⎯𝖣𝖮𝖭'𝖳ㅤ ㅤ #𝖬A𝖳𝖳E𝖱ㅤ ㅤ TAL𝖪 ㅤ(!!!)ㅤ BE𝖧IN𝖣 𝖬Y BA𝖢𝖪. I'𝖬 𝖭𝖮𝖳 ㅤ :ㅤ@TU𝖱NIN𝖦ㅤ A𝖱𝖮UND. | 16 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
. | 11 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
ویو +100 برای پستاتون!🫧
این پیام رو به همراه + این یا این فور کنین، یک پست مشخص کنین تا فور کنم اینا ویو بگیرین 3>
لیمیت تا شب ساعت 00:00
جوین باشید ممنون میشم | 9 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
⚠️slight gore | 7 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
. | 19 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
این پست + این پیام رو فور کنید.
یک پست مشخص کنید فور بزنم و در ۳ کلمه توصیفش کنم و بهش نمره بدم.
جوین باشید. | 17 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
فور کنید؛
این اونر وایب رنگ ... میده بخاطر ...
جوین باشید؛ | 17 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
. | 14 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
بـرای پـرمـوت ایـن پـست + ایـن پـیام رو فـوروارد کنید پـست مشـخص کنـید.
جـوین بـاشید امـشب پـروموت میشید. | 13 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
░ 𝖲𝗎𝗌𝗉𝖾𝗇𝖽𝖾𝖽 𝖧𝗈𝗍𝖾𝗅
𝖫𝖺𝖻𝗈𝗋𝖺𝗍𝗈𝗋𝗒 𝗐𝖾𝖾𝗄 𝗐𝗋𝗂𝗍𝗍𝖾𝗇 𝖻𝗒 𝗒𝗎𝗇𝖾
𝖺𝗇𝖽 𝗒𝖾𝗍 𝗍𝗁𝖺𝗍 𝖻𝗎𝗂𝗅𝖽𝗂𝗇𝗀 𝗂𝗌 𝖺𝗅𝗂𝗏𝖾;
𝖺𝗋𝖾 𝗒𝗈𝗎 𝖻𝗋𝖺𝗏𝖾 𝖾𝗇𝗈𝗎𝗀𝗁 𝗍𝗈 𝗀𝗈 𝗍𝗁𝖾𝗋𝖾?
# 𝖢𝗅𝗂𝖼𝗄 𝗈𝗇 𝗁𝖾𝗋𝖾 .ᐟ | 13 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
این تکست رو فور کن چنلت زیبا اینجا و اسپانسر جوین شو بزارمت فولدر +200 جذب بگیری🐇🫧
شات از جوین شدنتون توی اینجا و اسپانسر رو با لینک چنلتون بفرستید بات زیر
( @ToXiCFolDer_bot ) | 6 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
. | 55 | 2 | 0 | 0 | Loading... | |
. | 33 | 1 | 0 | 0 | Loading... | |
فور کنید
پست مد نظرتون رو ریپ بزنید با ایموجی وایبشو بگم. | 15 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
. | 34 | 1 | 0 | 0 | Loading... | |
. | 5 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
ایـن پسـت + ایـن پیـام رو فـور کنیـد :
وایـب چنلتـون رو بـا یـک هـدر و جمـلـه توصیـف کنـم.
جـوین باشید،چک میشه. | 26 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
˒ گـلِ شـب بــو دیگـه شـب ، بــو نمیـده
کـی گـلِ شـب بــو رو از شـاخـه چیـده ؟ ˓ | 25 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
. | 41 | 1 | 0 | 0 | Loading... | |
نامهای در اکتبر مینویسم ، در روزی که باران با صبر و حوصله بر شیشهها میرقصد و بوی خاکِ خیس، فضای اتاق را چون عطری پنهان در آغوش میگیرد. کنار دستم فنجان سفید قهوه، آرام بخار میکند؛ انگار که بخواهد دل این سکوت را گرمتر سازد.
رنگ تیرهی قهوه با سفیدی فنجان تضادی دارد که مثل پاییز و بهار در کنار هم نشستهاند، درست مانند مگنولیای سپیدی که بر روی میز آرامیده است
گلی که هرچند از بهاری دور آمده، اما هنوز طراوتش را در دل پاییز نگاه داشته.
پاییز، فصلیست که هر نامه در آن بوی دلتنگی میدهد. باران روی برگها میچکد و هر قطرهاش به مثابه نقطهای بر کاغذ، جملهای نانوشته را کامل میکند.
نسیمی که از پنجره میوزد، برگهای زرد و سرخ را به رقص میآورد، و من میان این همه صدا و تصویر، نامهام را مینویسم؛ نامهای بیگیرنده، اما پر از احساس. گویی میخواهد بگوید هیچ واژهای جز در دل باران و بوی خاکِ تازه جانگرفته، معنای حقیقی خود را پیدا نمیکند.
و من در میان این همه نشانه، درمییابم
که پاییز نه پایان که آغازیست؛ آغازی آرام برای گفتوگوی دوباره با دل، جایی که هر فنجان قهوه و هر عطر خاک، ما را به یاد چیزی میاندازد که هنوز زنده است
امیدی سپید، شبیه مگنولیا. | 28 | 0 | 0 | 0 | Loading... |

