𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏼♀️
Open in Telegram
𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 | Daha17 archive 🧜🏼♀️ t𝖾𝗈d𝖾𝗇 . Instagram | mmemoriise
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
1 321
Subscribers
+2524 hours
+1057 days
+22730 days
Posts Archive
+1
— پست جدید پیج سریال از داداشیا😭🤌🏻💋
Setten Çağan, Ata fotoğrafları geldi🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #Daha17 🧜🏻♀ @mmemoriisee
استوری جدید دیلارا✨
🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇
#Update #Ekip
🧜🏻♀ @mmemoriisee
+1
توییت درمورد لیلا :
توییت اول؛به نظرم اینکه دنیز اولین کسی باشه که راز رو میفهمه، حرکت درستیه 👍🏻 لیلا هنوز داره سعی میکنه با این واقعیت کنار بیاد که هر دو تا برادر دوقلوش رو از دست داده. آراس حتی بهش نگفته که دنبال برادرشه؛ خب لیلا چطوری باید این اطلاعات رو بهش بده؟ لیلا خودش هم جزئی از این ماجراست و باید حال روحی و روانیش رو هم ببینیم. واقعاً پتانسیل خیلی زیادی داره، امیدوارم به این بخشش قشنگ و درست پرداخته بشه. توییت دوم در جواب توییت اول نوشته؛ «به نظرم لیلا هم باید بعد از آرتئو بفهمه. چیزایی که قراره بفهمه خیلی سنگینه؛ اینکه خانوادهش قاتل بودن، اینکه تئومان مرده و اینکه کل زندگیای که داشته دروغ بوده رو قراره یهجا بفهمه. واسه همین فعلاً بیرون از ماجرا موندنش رو مشکلی نمیبینم، ولی وقتی وقتش برسه، اگه فروپاشی و تأثیرش روی لیلا رو خوب نشون ندن، واقعاً مشکل بزرگی میشه.🤌🏻 توییت سوم در جواب توییت اول؛یعنی ما باید ببینیم که لیلا کسی نیست که راز رو کشف میکنه، بلکه کسیه که از اون راز بیشتر از همه ضربه میخوره 👌🏻 دنیای دختره قراره واقعاً کامل روی سرش خراب بشه.💔🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾 🧜🏻♀ @mmemoriisee
توییت : داداش خوشحال شدیم بلند شدی اما ما بهت نیاز نداریم خودمون پیدا کردیم دمیر رو😂🤌🏻🔥🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏻♀ @mmemoriisee
توییت : آراس بر خلافِ اینکه میگفت : اگه تو دمیر باشی بدونِ اینکه پشت سرم رو نگاه کنم میزارم و میرم حالا فقط با احتمالِ دمیر بودنِ اون هی هرجا اونو میبینه نگاهش میکنه!😭🥹❤️🔥🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏻♀ @mmemoriisee
توییت : اونایی که میگن «لیلا باید اول میفهمید»: - میفهمید اون بچهای که فکر میکرد دوقلوشه، در واقع یه بچهی ناتنیه - میفهمید برادر ناتنیش در واقع داداشِ پسریه که عاشقشه. - میفهمید مامانباباش قاتل بودن. - میفهمید داداش واقعیش مرده. - میفهمید خانوادهی پسری که دوستش داره، به خاطر دزدیدن دمیر، دشمن اصلی خانوادهش هستن. همهی اینا رو یهجا میفهمید و کلاً خرد میشد؛ بعد شما واقعاً فکر میکنید لیلا میتونست این همه چیزو تنهایی تحمل کنه؟🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏻♀ @mmemoriisee
ادامه ...
اون نور فقط یکبار وارد دنیای آراس شده و حالا آراس هرچقدر هم چشمهاشو ببنده، ته دلش میدونه دیگه نمیتونه از اون نور فرار کنه.✨ اما برای لیلا، ماجرا فقط به شخصیتی که آراس ازش میبینه مربوط نمیشه؛ به مسیر شناخت خودش و چیزی که در وجود خودش پیدا میکنه هم مربوطه. آشنا شدن با آراس براش عجیبه و خیلی از چیزهایی که تا قبل از اون بهش باور داشته رو به هم میریزه، ولی لیلا در کنار آراس متوجه میشه خودش هم اونقدر شجاع هست که بتونه پردههای ضخیمی رو که دور دنیای آراس کشیده شده، کنار بزنه. و همین، اصلیترین دلیل سردرگمی لیلاست. دختری که همه اون رو یه «پرنسس» میبینن، برای شکستن دیوارهای اون حباب شیشهای که سعی شده توش حبسش کنن، حتی از زخمی کردن خودش هم نمیترسه. چیزی که این شجاعت رو بهش میده، فقط عشق نیست؛ بلکه استقلال اخلاقی و فکریشه. از طرف دیگه، لیلا نشون میده عشق برای یه آدم میتونه چه معنای عمیق و بزرگی داشته باشه. عشق برای اون فقط رمانتیک بودن و عاشقانههای معمول نیست. لیلا کسیه که عمیقترین زخمهای آراس رو میبینه و بیشتر از هرچیزی میترسه که باعث درد کشیدن اون زخمها بشه؛ با این حال، خودش آدمی بهشدت قوی و مستقله. حتی اونقدر قویه که اگر آراس هم در زندگیش نباشه، باز هم میتونه عشق رو تجربه کنه و عاشق بمونه.🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏻♀ @mmemoriisee
— آرلی از نگاه سناریست سریالمون : ❤️🔥✨
یه صحنهای هست که لیلا به آراس میگه: «جوری نگام میکنی انگار از فضا اومدی.» آراس واقعاً از فضا نیومده، ولی انگار از یه زمان دیگه، از گذشته اومده. وقتی لیلا وارد زندگی آراس شد، چطور این تغییر رو در آراس شکل دادید که کمکم دوباره به زمان حال برگرده؟ تأثیری که آراس و لیلا روی هم میذارن رو چطور تعریف میکنید؟ بزرگترین تأثیری که آراس و لیلا روی هم میذارن، سردرگم شدنه. آراس یه هدف مشخص داره؛ جوونیه که با تمام قاطعیت دنبال هدفش میره، لجبازه و برای رسیدن به چیزی که میخواد، هیچ مانعی رو به رسمیت نمیشناسه. بین مهمترین هدفی که توی زندگی داره و بقیهی دنیا ــ حتی اگر بخوایم بگیم لذتهای دنیوی ــ یه پردهی خیلی ضخیم کشیده شده. لیلا با وجود تمام سرسختی و مقاومتهای آراس، جرئت میکنه این پرده رو کنار بزنه و وارد دنیای اون بشه. دختری که اسمش هم با نقشی که داره تناقض قشنگی داره؛ چون مثل یه نور وارد دنیای آراس میشه. و دقیقاً همین باعث میشه آراس دچار تردید و سردرگمی بشه.ادامه ش پایینه ...
توییت : وقتی به تئومان نگاه میکنه. وقتی به دمیر نگاه میکنه.☺💘🍓🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏻♀ @mmemoriisee
توییت : حریمِ خصوصیِ هیچکسی پیشش امن نیست.🤣😭🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏻♀ @mmemoriisee
توییت : اینکه هر بار لیلا سرش داد میزنه و ناز میکنه آراس توی لحظههای حساس بیاختیار دلش ضعف میره و از شدت ذوق و علاقه آب میشه و لبخند میزنه.🥹💞🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏻♀ @mmemoriisee
توییت : اینکه وقتی درد و رنج آراس تموم میشه، درد لیلا شروع میشه… و آراس بهجای خوشحالی خودش، به ناراحتی لیلا فکر میکنه… امشب برای غیرممکن بودن ارلی گریه میکنم .😭💔🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏻♀ @mmemoriisee
توییت : میگه پانسمان از مشتی که خوردم لذت بخش تر بود ؛ لان تئومام تو کی اینهمه افتاد مهر این دختر به دلت؟ از عشق سوختی خبر نداری.😭🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏻♀ @mmemoriisee
توییت : آراس به لیلا گفت: «میترسم که هردومون نتونیم همزمان خوشحال باشیم»، چون وقتی یکی از اونها برادرش رو پیدا کنه، اون یکی از دستش میده. آراس میدونه که وقتی خودش خوشحاله، لیلا کاملاً بههم میریزه و داغون میشه.. آراس با اینکه از پیدا کردن برادرش خوشحال میشه، اما از این میترسه که لیلا نابود بشه.. دلم میخواد گریه کنم 😭🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏻♀ @mmemoriisee
توییت : بعد از مادرش، لیلا اولین زنیه که به صورت اراس دست میکشه و موهاشو مرتب میکنه. یادتونه لیلا گفته بود «تو باعث شدی کلی چیزِ رو برای اولین بار تجربه کنم؟ در واقع لیلا هم برای اراس کلی «اولین» رقم زده. هر دوتاشون دارن درد میکشن و من قلبمو توی این صحنه جا گذاشتم 💔.🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏻♀ @mmemoriisee
