About Reyhan
Open in Telegram
یجورایی اینجا ثبتِ مسیر منه. (امیدوارم این مسیر،مسیرِ پزشکی باشه.)
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
424
Subscribers
-424 hours
+297 days
+6030 days
Posts Archive
424
پارسال یه دبیر زیست داشتیم میگفتن:« تجربه ثابت کرده، در ۹۹ درصد اوقات کنکور بهترین آزمون کل دوره تحصیل داوطلبان هست.»
424
لُطفا چپ دست ها بخونن!
بچه ها اگر دیدید سرجلسه کنکور صندلیتون دست چپ نیست،به مراقب اونجا سریع اطلاع بدید براتون یکی دیگه صندلی دست راست بیارن که بزارید سمت چپ خودتون تا راحتتر باشید برای نوشتن.
خودم فکر میکردم توی کنکور صندلی دست چپ بهم میدن ولی اینطور نبود و تا خودمم اعلام نکردم که دست چپم برام اینکارو نکردن،مثلا امروزم سر ازمون ماز اینطوری نشستم.
424
پارسال همایش جمع بندی حضوری فرهمند هم رفتم،از صفحات خوب جزوش عکس بدم؟
اگر موافقید لایک بدید فردا میزارم یکجا🌷
424
جمع بندی هورمون های گیاهی از همایش پارسال فرهمند.
جدی پارسال گفت اگر گیاهی صفری اینو بخون حتما ،مطمعنم تستشو میزنی،صبح کنکور اینو یادم افتاد نخوندم دیگه رفتم خوندمو تستشو زدم سرجلسه.
424
+1
این دو تا بخش فرهمند گفت تا حالا توی کنکور سوال نیومده،اینجا یادم باشه شبِ کنکور یک دور دیه بخونمشون🤡
424
قضاتی وقتی میگه سپهر فلانیو بنداز بیرون،جدی میندازه یا نه؟ تجربه دارید؟گفتم چیزی بگم یهو با اسم و فامیل جلو همه ضایع میشم هم یه دست درست حسابی تخریب میشم هم افتادم در از کلاس😂
424
امروز میخوام بگم این یه هفته باقی مونده ته تلاشم میزارم برایِ مامان،نمیخوام ناامیدش کنم و نمیخوام هفته دیگه این موقع در حالی که مسواک تو دستمه و یهو نگام به آینه میوفته بگم کاش برمیگشتم یه هفته قبل تا کارهایی که از دستم برمیومده رو انجام بدم تا بتونم یکم از زحماتشو جبران کنم،اصلا میخوام این یه هفته مامان ته تلاشامو ببینه.
424
به مامانم میگم استرس دارم،سریع یه بابونه دم میکنه برام میاره میگه بخور اروم میشی،هی میاد میگه آب بخور،هوا گرمه باعث میشه خواب الود بشی اب بخوری خواب الودگی پیدا نمیکنی،برام شیرکاکائو درست میکنه تا قهوه نخورم و معده درد نشم،صبح ها به خاطرم الارم گذاشته و میاد بیدارم میکنه میگه ریحانهههههه پاشووووو حیفه این همه زحمت دم کنکور که شُل بشی و بعد سریع میگه بیا صبحونه که انرژی برای درس داشته باشی، راستی تنظیم خوابمم گوشزد میکنه و…
424
مخلوطی از اضطراب،تپش قلب،خوردن قهوه و همکاری نکردن معدم،سوزش چشم،داغون شدن پوستم،حس عذاب وجدان برای یک نیم ساعت خواب بعد از ظهر،تکون دادن پا،کندن پوست لبم،فشار خیلی زیاد و نااُمیدی هایی که یهو به سراغ آدم میان و در نهایت در هر صورت ادامه دادن،ادامه دادن،ادامه دادن هستم.
424
به هرکدوم از دوستای جنوبم پیام دادم که واقعا خسته نباشن و بدونن که به یادشونم،قوی تر از جنوبیا تا حالا کنکور به خودش ندیده:)))
کاش میتونستم تک تکشونو بغل کنم😭🫂
یه ستایش نامی بود وقتی دایرکت چنل باز بود باهاش حرف میزدم و جنوبی بود،نتونستم پیامش بدم ولی اگر این پیامو میبینی خسته امتحانا نباشی،مطمعنم موفق میشی💕
424
برق رفت و دیدم هوا ابریه و باد میاد رفتم رو حیاط،همین که نشستم و جزوه باز کردم افتاب یزد وارد شد و یه جوری زد پَسِ سرم که…
424
البته واقعا موقعیت مناسبی برای عکس گرفتن نیست،سعی میکنم خودمو اصلا تو اینه نگاه نکنم این روزا،حس میکنم شبیه معتادا شدم🌝
