screen #mlp
Open in Telegram
1 019
Subscribers
+324 hours
+447 days
+15130 days
Posts Archive
1 019
https://t.me/cytir/8980
وای خیییلیییی موافقم. کتف هم همینطور
من اسپکو بد یاد گرفته بودم بعد کتفم اسیب دیده بود نمیتونستم دستمو بالا بیارم
بعد مامان من یکم سخت میگیره به همه چی بهش بگی یجات شکسته میگه به من چه پاشو برو باشگاه🗣️
بعد اره منم رفتم باشگاه دستم دردش وحشتناک تر شد ورم کرد❤️
1 019
راستش این از بازی های خودمم استرس زا تر بود:) واقعا هر لحظه داشتم به اندازه کرکتر ها حرص میخوردم و جیغ میکشیدم راستش:))مریم چیکار میکنی باهامون من واقعا یک هفتست هرچی میشه گریم میگیره و الان میتونم تا صبح برای سونگهون گریه کنم و خودمو خفه کنم
1 019
روزی که سونگهون به سونو پیشنهاد میده، سونو اون رو یاد خودش میندازه بخاطر همین اشکهاش رو پاک میکنه
1 019
تازه بنظرم لحظهای که سونگهون به سونو نگاه کرد ته قلب و ذهنش حس کرد کاش من هم میتونستم مثل اون برای خیانت نکردن توی یک دو راهی باشم و حق انتخاب داشته باشم ولی چون نداشت یک دو راهی ساخت، "یا راهی خواهم ساخت یا ساخی راهم خاخ"
1 019
و فکر میکنم جدای از این که خودش فکر میکنه هیچوقت جرئت نداشته و همیشه ترسو بوده، واقعاً این تصمیم خیلی بزرگتر از چیزی بود که یه آدم ترسو بتونه از پسش بربیاد
1 019
به نظرم این خیلی مهمه، توی شرایطی که سونگهون اولین نفر باید به خودش فکر کنه اتفاقا برعکس چنین چیزی رو انتخاب میکنه
