en
Feedback
سـیلـویـایِ سـالیـوان

سـیلـویـایِ سـالیـوان

Closed channel

بات ناشناس @Itssylviebot چنل تعرفه تبلیغات https://t.me/sylvietab

Show more
Iran33 358The category is not specified
8 965
Subscribers
-1624 hours
+667 days
+73830 days
Posts Archive
https://t.me/itsSylvia/1007 مامان نه تنها هیتر جیمینه بلکه نه تهکوکره و نه آرمی و تمام ادمین های چنل اصلی و خود مالک هم سولو استن تهیونگن و حتی میتونم بگم گاهی تهیونگ رو هم زیر سوال میبرن..توی بی نتی یه مدت توی روبیکا توی چنلش بودم و جدی حالم از خودش و وایب چنلش و همه چی بهم خورد

ای خداع😭

توی ویدیو مسیجت خیلیارو دیدم.. هوپمین تهکوک روهیت بومیکا مورگان فابیان خودتم که سیلویا :) جمع قشنگتون ‌خیلی وایبشونو میده🥲♥️

عزیزان یکی از شماها اینو فرستاده واسم، این چنل و بلاک و ریپورت میکنین؟ به شکل واضح و وقیحانه ای هیتر جیمینه :/ https://t.me/+x70RRw16a743YTVk

Video message00:30

پس فکر کردین چرا اسم چنل اینه؟

و نویسنده‌ی عزیز که توی کافه کار می‌کنید، تناسخ یکی از اون دو نفر هستید؟

بهشون دقت کرده بودین؟

انگار زندگی های مختلف این دو نفر تو تمام این فیکشن ها دیده میشه دزیره: سالیوان و سیلویا، سالیوان سیلویا رو از دست داد سن: روپرت و لیا، تونستن باهم بمونن روپرت صاحب کافه ایه که تهیونگ سن روزمره‌ش رو اونجا میگذرونه کلور: جیمین و سوبین ( همسرش) نتونستن باهم باشن اما جیمین تونست بعدش عاشق هوسوک بشه، جیمین صاحب کافه‌ش توی بوسان بود نورلند: شوهوا و بومگیو، اینجا شوهوا که توی کافه کار میکرد، تناسخ اقای سالیوان بود و بومگیو سیلویا، و این‌بار سیلویا بود که سالیوان رو از دست میداد مسکو: آگون یا همون نامجون، گرگینه ای که توی بار کار میکرد و معشوقه‌ش رو سالها پیش از دست داده بود، سالیوان خودمونه

تناسخ آقای سالیوان و سیلویا تو تمام فیکشن های من هست

یه چیزی رو میدونستین؟

Absolut cinema😎

https://t.me/itsSylvia/996 ایکانیک ترین و غیر قابل تکرار ترین شخصیت تاریخ دنیای فیکشن فارسی! نیکیتا آلیارین آناحیر کولاتان!

زیباترین شخصیتی که خلق کردم از کوک همیشه و همیشه نیکیتا میمونه

🫠
🫠

شاتگان قهوه ای رنگ رو با تمرکز توی دستش گرفت و پشت سرش ایستاد، لبهاش رو کنار گوشش برد و آروم زمزمه کرد: _ سر تفنگ رو همیشه با
شاتگان قهوه ای رنگ رو با تمرکز توی دستش گرفت و پشت سرش ایستاد، لبهاش رو کنار گوشش برد و آروم زمزمه کرد: _ سر تفنگ رو همیشه باید یکم جلوتر از حرکت پرنده بگیری...حداقل یک متر...جونگکوکا تیر ها رو تموم کردی. آب دهانش رو قورت داد و بخار دهانش رو بیرون داد: _ خیلی سخته...غر نزن.

پلی لیست منه هااا😌

دروددد یکی از قشنگی‌های کافه‌اتون اینه که حتی آهنگ پسرا هم به گوش میرسههه *کل یازده دقیقه ویس رو گوش دادم😂

اگر یهو بهم فیش نخوره بشینم کنسرت ببینم خدایا😭