The 23yr Lawyer
Open in Telegram
قابهایی از روزها، گوشههایی از دنیای وکالت، و لحظههایی که دوست دارم بمانند. https://t.me/SendHarfBot?start=34bde341f0ad
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
567
Subscribers
No data24 hours
+437 days
+9630 days
Data loading in progress...
Similar Channels
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Tags Cloud
No data
Any problems? Please refresh the page or contact our support manager.
Incoming and Outgoing Mentions
---
---
---
---
---
---
Attracting Subscribers
September '26
September '26
+101
in 10 channels
August '26
+554
in 40 channels
| Date | Subscriber Growth | Mentions | Channels | |
| 20 September | 0 | |||
| 19 September | +2 | |||
| 18 September | +1 | |||
| 17 September | +44 | |||
| 16 September | +9 | |||
| 15 September | +2 | |||
| 14 September | 0 | |||
| 13 September | 0 | |||
| 12 September | +2 | |||
| 11 September | +5 | |||
| 10 September | +1 | |||
| 09 September | +3 | |||
| 08 September | +10 | |||
| 07 September | +5 | |||
| 06 September | +3 | |||
| 05 September | +5 | |||
| 04 September | +3 | |||
| 03 September | +6 | |||
| 02 September | 0 | |||
| 01 September | 0 |
Channel Posts
بله! چون میدونم مثل همیشه، خدا همهچیز رو به بهترین شکل ممکن برام درست میکنه؛ ولی بازم تا وقتی درست بشه، بندبند وجودم از استرس فلج میشه.
| 2 | احمقی دختر؟ | 65 |
| 3 | All that time
I sat alone in my tower
You were just honing your powers
Now I can see it all (See it all)
Late one night
You dug me out of my grave and
Saved my heart from the fate of Ophelia (Ophelia)
Keep it one hundred on the land (Land), thе sea (Sea), the sky
Pledge allegiance to your hands, your team, your vibes
Don’t care where the hell you’ve been (Been) ’cause now (Now), you’re mine
It’s ’bout to be the sleepless night you’ve been dreaming of
The fate of Ophelia | 68 |
| 4 | تهش تو میمونی و اونی که شوخیاتو میفهمه. | 74 |
| 5 | «زندهشور» رو دیدم و کل مدت فیلم گریه کردم.با خودم فکر میکنم: من با چه روحیهای این شغلو انتخاب کردم و گرایش موردعلاقم جزا و جرم شناسیه؟یه جا بهرام افشاری به کسی که تازه وارد این کار شده میگه:
«فکر کردی دوبار بگذره عادت میکنی؟ فقط بدتر میشه، هر شب خواب و خوراکو ازت میگیره.»
و فکر میکنم واقعاً بعضی چیزها هیچوقت عادی نمیشن. اینکه یک آدم جلوی چشم تو بره بالای طناب دار، چیزی نیست که بشه بهش عادت کرد.آخرش هم میگه:
«حکمشو یکی دیگه میده، ولی عذاب وجدانش مال ماست.»چقدر سخته بین «اجرای قانون» و «انسان موندن» تعادل پیدا کنی. | 233 |
| 6 | زنده شور، ۲۸شهریور. | 197 |
| 7 | لذتبخشترین تصویری که میتونم از آدمها ببینم و کیف کنم، ورژنِ قوی و تلاشگر بودنشونه.
عاشقِ آدمهایِ دوندهم و خدا میدونه چقدر دیدنِ همچین آدمهایی بهم امیدِ زیستن میده.
لطفاً بدرخشید و پرقدرت ادامه بدید. دنیا به وجودِ آدمهای ارزشمندی مثل شما نیاز داره. | 190 |
| 8 | اگر اینان مسلمانند، یارب! کافرم گَردان!
وگر من کافرم از مسلکِ ایشان بَرمگَردان!
به یک همیان اگر با این جماعت میشمارندم،
غلطکردم خداوندا اگر گفتم زرم گَردان!
حسین جنتی | 231 |
| 9 | حواست هست که تو هر شغل و جایگاهی که داری، خیلی مفید و ارزشمندی؟ | 230 |
| 10 | آره خلاصه. | 261 |
| 11 | یه خانوم حدودا ۴۰ساله ای رو امروز وقتی منتظر بودم نوبت دکتر برسه باهاش حرف میزدم که انقد بامزه صحبت میکرد ینی وای، یه جاگفت:«یه زمانی خیلی منتظر بودم یکی منوخوشحال کنه.بعد فهمیدم آدمی که خودش بلده برای خودش گل بخره،کمتر از نبودن گل از کسی دلگیر میشه.برا خودم گل میخریدم و به خودم میگفتم تو لایق بهترینی لیلا:) | 256 |
| 12 | No text... | 268 |
| 13 | بعضی وقتا میرم سراغ نوشتههای قدیمیم، نامههایی که سالها پیش برای خودم نوشتم، و یهجور عجیبی دلم میگیره.انگار دارم با نسخهای از خودم حرف میزنم که دیگه هیچوقت نمیتونم ببینمش، فقط میتونم بخونمش.میبینم یه عالمه چیزایی که اون موقع برام مهم بودن، امروز حتی یادم نیست؛ «یه عالمه آرزو هم هنوز گوشهی ذهنم منتظرن.ولی قشنگترین قسمتش اینه که میبینم منِ ۱۵ ساله، ۱۷ ساله، ۱۹ ساله» هنوز یه جایی درون من زندگی میکنه و خیلی از آرزوهاشو تیک زده. | 333 |
| 14 | بهار خیلی مورداعتماده بچه ها🤍
اگر دوس داشتین شمام سهمی داشته باشین.» | 399 |
| 15 | Caught in the cold of when we met
Burning our lungs with a cigarette | 388 |
| 16 | جدی نمیتونم سرعت زندگیم رو زیاد کنم. خیلی هم تلاش کردم ولی نشد. انگار در نهایت من فقط آدم زندگی آروم و بدون عجله هستم. | 89 |
| 17 | همونطور که خانم هایده میگن «آفتاب از اون گوشه ایوون پرید. | 414 |
| 18 | Hayedeh - Badeh Forush.mp3 | 398 |
| 19 | برای اولین بار تو زندگیم باید برم دندوپزشکی،« کلی برا دکتر سلیطه بازی درآوردم که اگر دردم بیاد باید بیهوشم کنی و ۴ساعت داشت توضیح میداد برا عصب کشی نمیتونه بیهوشم کنه، پس چی میگن علم پیشرفت کرده؟» | 132 |
| 20 | بعضی اوقات دوست دارم کلا ساکت بمونم و هیچی نگم، چون هیچ کلمهای نمیتونه چیزی که تو قلب و ذهنم میگذره رو توضیح بده. | 1 609 |
