آشفته
Open in Telegram
I'm a psycho. @wxdcrambot https://t.me/wxdcray
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
188
Subscribers
No data24 hours
-97 days
-5730 days
Number of Posts
Data loading in progress...
Reactions
Comments
Telegram Stars
TOP posts by
Data loading in progress...
Publication analysis
Posts | Views dynamics | |||||
چقدر ادم مزیض میشن | 7 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
چه بیمارستان شلوغه | 7 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
من خیلی مهربونم و به خیلی چیزا اهمیت میدم مثل آدمایی که بهم اهمیت میدن و چیپس سرکه ای..
اونقدری مهربون هستم که هیچ کسیو ناراحت نمیکنم. ولی اونقدری مهربون نیستم که همه آدمایی رو که ناراحت کردم، جزو آمارم حساب کنم | 21 | 0 | 0 | 1 | Sign in to view analytics | |
آدمی کنجکاو، عمیق و خیالپرداز که بین منطق و احساس تعادل میسازه و دوست داره مسیر خودش رو پیدا کنه.از دیدن، شنیدن و خوندن چیز هایی که شاید برای بقیه مضحک و حوصله سر بر بنظر بیاد لذت میبره و برای هر چیز کوچیکی ذوق میکنه. | 18 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
آدمیست گمشده میان روزهایی که دیگر رنگی ندارند؛ با قلبی که خستهتر از آن است که امید ببندد و ذهنی که مدام در جستوجوی معنای بودنش میگردد. گاهی احساس میکند در گوشهای از این جهان جا مانده، انگار زندگی برای همه قصهای نوشته جز او. میان تمام این بیرنگیها، آرامآرام به این فکر میکند که شاید آمدنش به این دنیا، اتفاقی بیدلیل بوده است؛ غافل از اینکه بعضی شکوفهها، حتی پس از طولانیترین زمستانها، راهی برای شکفتن پیدا میکنند. | 20 | 0 | 0 | 14 | Sign in to view analytics | |
سه تا عکس از کراشم درست کن
کاربر (653054) | @wxdcrambot | 1 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
No text... | 13 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
همجات🤣✨ | 13 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
من کجام اینقدر خوشگله | 15 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
این سه تا عکس تویی؟
کاربر (628548) | @wxdcrambot | 18 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
حالوهوایمن: | 20 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
No text... | 16 | 1 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
چالش 🎀📸
سه عکس، خودِ واقعی من!
سه تا عکس انتخاب کن که اگه یکی میخواست حالوهوای این روزاتو بفهمه، باید اونا رو میدید 🫧
میتونه از پینترست باشه، گالریت یا هرجایی که دوست داری؛ فقط سه تا عکس، بدون هیچ توضیحی!
📍قوانین چالش
ببینیم این روزا دنیای هرکدوم از پیشیها چه شکلیه 🐈⬛🩷
@Pishi_Mom✨ مامان پیشی ها | 18 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
گل زیبا و خوشحالی که به خاطر رسیدگی نامناسب پژمرده شده و هر لحظه ممکنه بمیره..! | 14 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
Day 2:
آدمیست پر از حرفهای نگفته، با قلبی که زودتر از عقلش دل میبندد و ذهنی که هیچوقت دست از فکر کردن نمیکشد. گاهی شبیه غروبهای پاییزیست؛ کمی غمگین، کمی زیبا و پر از چیزهایی که نمیشود توضیحشان داد. میان شلوغیها دنبال گوشهای امن میگردد و با وجود تمام آشفتگیهایش، هنوز به قشنگیهای کوچک دنیا دل میبندد.. | 30 | 0 | 0 | 5 | Sign in to view analytics | |
چت جی پی تی خیلی خوردنیه. | 24 | 0 | 0 | 14 | Sign in to view analytics | |
عجیب است..
گاهی تمام آنچه ماهها، شاید سالها، در گوشهای از قلبت دفن کردهای، فقط با یک نگاه دوباره زنده میشود.
من تمام آن روزها را به خاطر سپرده بودم؛
تمام حرفهایی که نگفته ماندند، تمام بغضهایی که قورت دادم، تمام شبهایی که با خودم تکرار کردم «دیگر برایم مهم نیست».
آنقدر این جمله را تکرار کرده بودم که کمکم خودم هم باورش کرده بودم.
باور کرده بودم که دیگر چیزی از تو در من باقی نمانده؛
نه دلتنگی، نه دلخوری، نه آن وابستگیِ قدیمی..هیچ.
اما کافی بود فقط یک لحظه به چشمانت نگاه کنم.
فقط یک لحظه.
و انگار تمام آن دیوارهایی که با وسواس، با غرور، با اشک و سکوت دور قلبم کشیده بودم، فرو ریختند.
انگار زمان برای چند ثانیه ایستاد و من دوباره همان آدم سابق شدم؛ همان آدمی که با شنیدن صدایت دلش آرام میگرفت، همان آدمی که از میان هزاران نفر، نگاه تو را میشناخت.
چشمانت عجیب بودند..
نه از آن عجیبهایی که میشود با کلمه توضیحشان داد؛
از آن عجیبهایی که آدم را به گذشته پرت میکنند.
به تمام لحظههایی که فکر میکردی فراموششان کردهای، اما فقط جایی عمیقتر از حافظه پنهانشان کرده بودی.
با یک نگاه، همهچیز یادم رفت.
یادم رفت چرا دور شدیم.
یادم رفت چقدر از بعضی حرفهایت شکسته بودم.
یادم رفت چند بار به خودم قول داده بودم دیگر دلم برایت نرم نشود.
حتی یادم رفت که قرار بود برایت غریبه باشم.
فقط تو بودی و آن نگاه..
و قلبی که برخلاف تمام منطق و غرورم، هنوز تو را میشناخت.
شاید آدم بتواند حرفها را فراموش کند،
پیامها را پاک کند،
عکسها را کنار بگذارد،
حتی وانمود کند که هیچ خاطرهای باقی نمانده؛
اما بعضی آدمها جایی در وجودت میمانند که دستِ فراموشی به آنجا نمیرسد.
تو شاید دیگر همان آدمِ گذشته نباشی،
من هم دیگر همان آدم سابق نیستم؛
اما نمیدانم چرا در آن یک لحظه، وقتی نگاهت به نگاهم گره خورد، تمام فاصلهای که میانمان ساخته بودم بیمعنا شد.
انگار تمام «دیگر مهم نیستی»هایی که به خودم گفته بودم، دروغی بیش نبودند.
انگار تمام آن بیتفاوتی فقط لباسی بود که روی دلتنگیام پوشانده بودم تا خودم را قانع کنم که خوبم.
و من آن لحظه فهمیدم بعضی آدمها را نمیشود واقعاً از قلب بیرون کرد؛
فقط میشود یاد گرفت کمتر به حضورشان فکر کرد.
تو یکی از همان آدمهایی.
شاید هیچوقت نفهمی که آن یک نگاه با من چه کرد.
شاید برای تو فقط چند ثانیه بود؛
اما برای من، انگار تمام گذشته در همان چند ثانیه دوباره اتفاق افتاد.
و چه تلخ است که گاهی یک نگاه،
تمام چیزی را که با هزاران کلمه ساختهای، ویران میکند.
من تمام آن مدت فکر میکردم فراموشت کردهام؛
اما حالا میفهمم..
من تو را فراموش نکرده بودم.
فقط یاد گرفته بودم وانمود کنم که کردهام.
و تو، با یک نگاه، تمام آن وانمود کردن را از من گرفتی..
از نگارِ دلتنگ..🤎
1405/7/16
1:03 | 42 | 0 | 0 | 16 | Sign in to view analytics | |
💔💔💔💔💔💔💔💔💔💔 | 5 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
اخخخخ قلبمممم😭💔
کاربر (614864) | @wxdcrambot | 7 | 0 | 0 | 0 | Sign in to view analytics | |
00:00 | 38 | 0 | 0 | 12 | Sign in to view analytics |

