سیمرغنامه
Open in Telegram
سیمرغنامه موزهی آنلاین و گنجینهی آثار تاریخ فرهنگ و هنر ایران است. simurghnameh.com راههای ارتباط با ما: ۰۹۹۳۳۹۴۵۲۴۲ ۰۹۳۷۴۷۴۶۹۰۱ ارتباط با ادمین: @shabnamm_n
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
533
Subscribers
+124 hours
-17 days
+1830 days
Posts Archive
533
قاب کاشی، از مقبرهای در بخارا
موزهی ویکتوریا و آلبرت
تصاویر و اطلاعات بیشتر از لینک زیر 👇🏼
https://simurghnameh.com/artwork/e831ab5d-b84a-4fc0-b7cb-22da68b81dc9/1
533
سقف ایوان شرقی کاخ چهلستون
کیوان جورابچی
تماشای تصاویر و اسناد بنا در سیمرغنامه 👇🏼
https://simurghnameh.com/artwork/2aaba9ee-f7c8-427b-a767-6f6d4c65f6d3/2
533
درستی از شکست
آینههای چهلستون در حین ساختهشدن به ریزترین قطعات خرد شده بود؛ این شکستگیای است پیش از هر انفجار احتمالی یا خرابیای مقدمهی آبادانی؟ ¹ تَرَکهای ایوان مسجد کبود از درز کاشیهای لاجوردیاش قابل تشخیص نیست. سطحِ کاشیپوشِ معرّق به کاسهٔ چینیای بندزده میماند؛ پیشواز کاشیکار از زمین لرزهای محتمل!
هنرهای ایران شرح شکستهبسته ساختن است.
² مُعرقِ چوب و خاتم تردستی در خرد و سرهم کردن است؛ همچنانکه وصّالی و درزیگری³ یا آینهکاری و جامبری. همچون پیشکشی وفادارانه به معشوقی سنگدل؛ مجنونی که ظرفش را شکسته میخواهد!
میل معشوق به شکستگی و آشفتگی است؛ ⁴ پیش از هر پیشکشی باید این میل را درحساب آورد. تدبیر یکی بیشتر نیست؛ طالب بیقرار شدن ⁵ یا پیشواز از شکستن. همچون آن فقیری که از راهی دور سبویی پرآب هدیه آورد بیخبر که قصر پادشاه بر کنار دجله است؛ پس در آستانه ورود سبوی خود را شکست. ⁶ هنر در اینجا میل به بی نقصی نیست، اعتراف به نقص و پریشانی برای کسب جمعیت است. ⁷
در منطقالطیر مرغان با بال وپر شکسته به حضور میرسند ⁸ و درست از محل شکستگیهاست که به هم میپیوندند تا سی مرغ سیمرغ شوند. آینه کاری تجسم رسیدن به آستانهٔ این ملاقات است: لحظهی سربرزدن جان پس از شکستن جام تن. جامی که شکستگی عیبش نیست؛ برهانِ قبول لیلی است. پر زر برگرداندنِ سبوی شکستهی فقیر است به دستور پادشاه، ابریقیست شکسته از قوّتِ می. لطف او تکهها را چنان فراهم آورده که شکستگی عین درستی شده:
خم شکسته آب ازو ناریخته
صد درستی زین شکست انگیخته
¹ تو عمارت از خرابی بازدان (دفتر چهارم)
² همچنین اشکسته بسته گفتنی ست/ حق کند آخر درستش کو غنیست
³ استاد دوزنده در ایران درزیگر نامیده میشد چون مهارت او در دوختن قطعات پارچه برای ایجاد سطحی یکپارچه به نهایت میرسد. (سفرنامه شاردن)
⁴ دوست دارد یار این آشفتگی کوشش بیهوده به از خفتگی (دفتر اول)
⁵ جملهی بیقراریت از طلب قرار توست/ طالب بیقرار شو تا که قرار آیدت (دیوان شمس)
⁶ ای ز غیرت بر سبو سنگی زده وان شکستت خود درستی آمده (دفتر اول)
⁷ از خلافآمد عادت بطلب کام که من کسب جمعیت از آن زلف پریشان کردم (حافظ)
⁸ سی تن بیبال و پر رنجور و سست/ دل شکستهجان شده تننادرست (منطق الطير)
از صفحهی اینستاگرام الناز نجفی 👇🏼
https://www.instagram.com/p/DZMqBDsMhfn/?igsh=YndxZGF1MDdqZ3Zz
533
👩🏻💻
سیمرغنامه برای تشکیل تیم داوطلبان، در بخشهای زیر از همراهی شما استقبال میکند:
**• قالی و گلیم
• عکسهای تاریخی
• طراحی گرافیک
• امور اداری و هماهنگی**
اگر علاقهمند هستید در یکی از این زمینهها با سیمرغنامه همکاری کنید، لطفاً از طریق لینک زیر فرم همکاری را تکمیل نمایید.
سیمرغ شمایید!
📌 https://survey.porsline.ir/s/Y7NP6QZv
533
🖼️
هنر را بگذاریم به حال خودش باشد: شاید که همه نفس راحتی بکشیم.... حالا میتوانیم بدون رنج از مغاکی گذرناپذیر میان عوام و خواص متفق بگوییم فرش عجب هنری ست! و میرعماد حقاً که هنرمند بزرگی بوده است؛ همه فهم، بی تمسخر و طعنه، بی توضیح اضافه
#روز_هنر_ایران
حرفه: هنرمند، ای کاش آرت را ترجمه نکرده بودیم، ایمان افسریان
📌لینک تماشای مرقعات
https://simurghnameh.com/archive?values=&types=&search=مرقع
لینک مشخصات اثر: برگی از مرقع به خط میرعماد حسنی
📌کانال تلگرام سیمرغنامه:
https://t.me/simurghnameh
533
🖼️
هر چقدر قطار آرت در درون واژهی هنر پیش میرفت، مسافران قدیمی قطار [که همان هنرهای قدیمی ایران بودند] از واگن آخر به بیرون پرتاب میشدند.
#روز_هنر_ایران
حرفه: هنرمند، ای کاش آرت را ترجمه نکرده بودیم، ایمان افسریان
📌تماشای موزهی آنلاین فرش ایران
https://simurghnameh.com/topics/objects
لینک مشخصات اثر: قالی با ترکیب چند طرح بیجار
📌کانال تلگرام سیمرغنامه:
https://t.me/simurghnameh
533
.
معنای آرت تبدیل به غزال گریزپایی شده بود که درست در لحظه ای که هنرمند ایرانی احساس میکرد آن را شکار کرده، ناگاه جستی میزد و از چنگال شکارچی ایرانی رها میشد.
#روز_هنر_ایران
حرفه: هنرمند، ای کاش آرت را ترجمه نکرده بودیم، ایمان افسریان
📌تماشای آثار هنر ایران در سیمرغنامه
https://simurghnameh.com/topics/objects
لینک مشخصات اثر: صندوقچهٔ فولادی، با تزیینات طلا و نقش شکار
📌کانال تلگرام سیمرغنامه:
https://t.me/simurghnameh
533
🎨
آیا واقعاً با ترجمه نکردن یک کلمه (آرت به هنر) میشد هنرهای ایرانی را از خطر نابودی نجات داد؟
#روز_هنر_ایران
حرفه: هنرمند، ای کاش آرت را ترجمه نکرده بودیم، ایمان افسریان
📌تماشای آثار هنر ایران در سیمرغنامه
https://simurghnameh.com/topics/objects
لینک مشخصات اثر: لحاف گلدوزیشده
کانال تلگرام سیمرغنامه:
https://t.me/simurghnameh
533
🖼️
چرا باید هنر را از جهان شناسیای که در آن روییده جدا کنیم و محدودش کنیم به چند رشتهی خاص که احتمالاً باید بیرون از عرصه و چرخهی زندگی، فقط در اتاق های سفید گالریها یا حداکثر در «دنیای هنر» _به عنوان دنیایی جدای از بقیهی دنیاها_ به نمایش در آید؟
…
امروز که به نظر می رسد کلمهی آرت دیگر احتیاجی به لفظ «هنر» ندارد، چه اشکالی دارد پارچهی مخملی را که با استادکاری بافته شده و با درستکاری به بهترین نحو رنگرزی شده است، هنر بنامیم و اثر زیبای آرتیستی که با از هم در آوردن تار و پود پارچهها حجم زیبای آویختنی بر دیوار را ساخته است آرت بدانیم و این دو را به عنوان دو شیء معنی دار در دو اپیستمه و با دو جهان شناسی متفاوت در کنار هم ببینیم؟ یکی هنر باشد و آن دیگری آرت.
#روز_هنر_ایران
حرفه: هنرمند، ای کاش آرت را ترجمه نکرده بودیم، ایمان افسریان
📌تماشای آثار هنر ایران در سیمرغنامه
https://simurghnameh.com/topics/objects
لینک مشخصات اثر: پارچه، از مخمل و ابریشم
کانال تلگرام سیمرغنامه:
https://t.me/simurghnameh
533
🥿
آیا آرت و هنر یکی ست؟
چرا «آرتیست» شدن اعتباری مازاد برای شخص میسازد؟
آیا ما اجازه داریم در گالری، که جایی ست برای نمایش «آرت»، آثاری را که جزو هنرهای ایرانی بوده است، نمایش دهیم؟
با ما همراه باشی …
#روز_هنر_ایران
حرفه: هنرمند، ای کاش آرت را ترجمه نکرده بودیم، ایمان افسریان
📌لینک تماشای اثر: یک جفت کفش زنانهی مخملی
https://simurghnameh.com/
کانال تلگرام سیمرغنامه:
https://t.me/simurghnameh
533
🥿
آیا آرت و هنر یکی ست؟
چرا «آرتیست» شدن اعتباری مازاد برای شخص میسازد؟
آیا ما اجازه داریم در گالری، که جایی ست برای نمایش «آرت»، آثاری را که جزو هنرهای ایرانی بوده است، نمایش دهیم؟
با ما همراه باشی …
#روز_هنر_ایران
حرفه: هنرمند، ای کاش آرت را ترجمه نکرده بودیم، ایمان افسریان
@herfehhonarmand
📌لینک تماشای اثر: یک جفت کفش زنانهی مخملی
https://simurghnameh.com/
کانال تلگرام سیمرغنامه:
https://t.me/simurghnameh
533
فرش هنری جمعی ست.
بیش از ۵۰ رشتهی صنعتی و هنری در به سرانجام رسیدن یک فرش فاخر ایرانی دخیلاند.
تا امروز، بیش از ۶۰۰ دستبافتهی ایرانی را در بخش قالی و گلیم سیمرغنامه گردآوری کردهایم؛ آثاری که هر یک در یکی از موزههای جهان نگهداری میشوند و اکنون این امکان فراهم شده که تصاویر این فرشها را با جزئیات و کیفیت بالا مشاهده کنیم.
از شما دعوت میکنیم از نخستین موزهی آنلاین فرش ایران دیدن کنید و این لینک را برای دوستان و علاقهمندان فرش ایرانی نیز بفرستید.
سیمرغ شمایید!🌿
📌 https://simurghnameh.com/topics/carpet
بخشی از ویدئوی گفتوگوی آریاسپ دادبه و ایمان افسریان با امیرحسین صفدرزاده حقیقی
کانال تلگرام سیمرغنامه:
https://t.me/simurghnameh
533
… تکهپارچههایی همچون «ساقیان» میتواند دورانی را مشخص کند که منسوجات نهتنها در ردیف اول تجارت و فناوری در سراسر جهان بودند و ثروت و جایگاه اجتماعی دارندگانشان را نشان میدادند، بلکه نشاندهندهی زمانی هستند که در آن شعرهایی از عشق، شراب و جوانی بافته میشد. با نگاهی دقیقتر، متوجه خواهید شد که مجموعهی خاصی از عناصرْ دائماً تکرار میشوند.
این عناصر یک واحد بصری را شکل میدهند که برای ایجاد الگویی پیوسته در سراسر پارچه تکرار میشوند. طراحان صفوی این تکنیک ترکیببندی هزارساله را تکمیل کردند، و واحدهای تکرارشوندهی پیچیدهتری را خلق کردند. این الگو ممکن است در تمامی جهتها بیوقفه گسترش یافته باشد، که نشانگر تداومی ابدی است، و به ضیافتی رنگارنگ برای چشم و ذهن بدل شده است.
از متن: ساقیان در چشمانداز، وبنامهی حرفه: هنرمند
نادر صیادی، ترجمهی نسترن نجاتی
📌در #روز_هنر_ایران از پارچهها و بافتههای سیمرغنامه دیدن نمایید.
https://simurghnameh.com/topics/objects
کانال تلگرام سیمرغنامه:
https://t.me/simurghnameh
533
Repost from حرفه:هنرمند
پارچهٔ ابریشمی لباس، قاجاریان، قرن ۱۸ م
این تصویر را باکیفیت بالا در سایت سیمرغنامه ببینید:
📌https://simurghnameh.com/artwork/9c41a130-be9b-4545-bb14-2347ee8ff1dc/1
همراه ما باشید 🌱
#روز_هنر_ایران #جمنامه
533
.
قالی شیء عجیبی است. از جنس دیگر هنرهای دیداری نیست. نه تولیدش شبیه «تابلو»ست نه شیوهی مصرفش. شاید به همین خاطر است که «تابلو فرش» این چنین دل به هم میزند.
فرش، نقاشی نیست. تصویر هم نیست حتا. روبه رویش نمیایستند.
درونش مینشینند. دربارهاش حرف نمیزنند.
مصاحبت را شکل میدهد. حریم مجلس را میسازد. بر آن زندگی میکنند. بر فرش بار میآیند. ذوق بصری ایرانیان از فرش است. بر فرش بازی میکنند و زمانی بدونش ازدواج نمیکردند. فرش خودش اثاث خانه است. خودش خانه است؛ همان طور که زمانی واحد شمارشش هم «خانه» بود.
از متن: پیشنهادی برای بهشت، نه بازنمایی آن
پدیدآورنده: باوند بهپور، آذر امامی پری
به بهانهی ۲۰ خرداد، #روز_هنر_ایران دعوت میکنیم از بخش قالی و گلیم سیمرغنامه دیدن نمایید.
📌 https://simurghnameh.com/topics/carpet
لینک مشخصات اثر: قالی طرح باغی
@simurghnameh
533
🪽
در یک هفتهی گذشته، #در_پی_سیمرغ ردِ پرندگان را در آثار هنر ایران دنبال کردیم؛ جستجویی که ما را به سیمرغ رساند؛ پادشاه پرندگان در اسطورههای ایرانی.
سیمرغ در روایتهای کهن، پرندهای خردمند، چارهجو و دوستدار انسان است؛ موجودی افسانهای که بر فراز کوه قاف زندگی میکند و در دشوارترین لحظات به یاری انسان میشتابد.
اما امروز، سیمرغ شمایید!
با یاری و همراهی شما، «سیمرغنامه»، موزهی آنلاین آثار هنر ایران، میتواند به مسیر خود ادامه دهد تا روزی که همهی آثار این سرزمین از سراسر جهان در کنار هم جمع شوند.
📌اگر این مسیر برای شما نیز ارزشمند است، سیمرغنامه را به دیگران هم معرفی کنید.
https://simurghnameh.com
مشخصات اثر: صفحهی آغازین از شاهنامهی فردوسی، «بر تخت نشستن سلیمان»
533
🐦🔥
برد سیمرغ از دل ایشان قرار
عشق در جانان یکی شد صد هزار
عزم ره کردند عزمی بس درست
ره سپردن را باستادند چست
📌 تماشای همهی تصاویر سیمرغ در سیمرغنامه
مشخصات اثر: کاشی زرین فام با تصویر سیمرغ
#در_پی_سیمرغ
533
در بارگاه سیمرغ 🐦🔥
.
مرغان پس از پروازی سخت و دراز به قاف رسیدند، بسیاری از آنها در راه رفتند؛ ترسیدند، گم شدند، شکار شدند، فرسودند، مهجور ماندند، دور ماندند، از هر صد هزار یکی برآمد و عاقبت سی مرغ به درگاه رسیدند، خسته، تشنه، گرسنه، بال و پر سوخته، رنجور، نیمجان، ...
زمانی دراز بر درِ آن بارگاه که ورای عقل و هوش مرغان بود، ماندند در انتظار دیدار سیمرغ و هیچ نیامد جز چاوشی که گفت: بازگردید ای بی مقداران که چه باشید و چه نباشید، اوست پادشاه مطلق جاودان!
مرغان از نومیدی، در دم جان رها کردند اما جانشان چون آفتاب تابیدن گرفت و ناگهان خود را در مقابل سیمرغ یافتند، سیمرغ چنان آینهای در مقابل آن سی مرغ ایستاده بود، هم او را میدیدند و هم خود را در او که هر سی، با هم، سیمرغ بودند.
چون با تحیر این راز را از سیمرغ پرسیدند، پاسخشان داد که من آیینهای هستم از آفتاب و هر کس رخ خود را در من بیند و کس مرا نبیند. هر چه کردید فعل ما بود و چون محو ما شدید، خود را باز یافتید!
سبا لعلمحمدی
📌 تماشای نقش سیمرغ در سیمرغنامه
#در_پی_سیمرغ
اطلاعات اثر: برگی از شاهنامهی فردوسی در کتابخانهی چستر بیتی
@simurghnameh
