en
Feedback

Don't get caught by a cheater! Telemetrio finds and tags such channels 👉 If you want to see the tag, subscribe

SKY HUNTERS

SKY HUNTERS

Open in Telegram

🦅🇮🇷 ⚔️ SKY HUNTERS IRANIAN 🇮🇷 MILITARY • AVIATION • INTEL @SKY_HUNTERS_JOURNAL

Show more
The country is not specifiedThe category is not specified
629
Subscribers
No data24 hours
+167 days
+830 days
Posts Archive
مطالعات نظامی آمریکا درباره جنگ اشاره می‌کنند که عملیات‌های ترکیبی هوابرد و مکانیزه در برخی موارد موفق‌تر بودند، اما محدودیت ظرفیت بالگردها و دشواری زمین مانع تبدیل این روش به یک راه‌حل کامل شد
حتی در دره پنجشیر، شوروی چندین عملیات بزرگ انجام داد، اما مسئله کنترل پایدار منطقه همچنان باقی ماند
شوروی در افغانستان بارها می‌توانست «وارد یک منطقه شود»؛ مشکل اصلی این بود که چگونه آن منطقه را بعد از پایان عملیات حفظ کند
و این همان نقطه‌ای بود که یک جنگ نظامی نسبتاً کلاسیک، به جنگی طولانی و فرسایشی تبدیل شد
و مورد دیگر که در پست قبلی گفتیم ، بر اساس مطالعات نظامی درباره جنگ، بخش قابل توجهی از نیروهای شوروی و ارتش افغانستان صرف حفاظت از خطوط مواصلاتی، پاسگاه‌ها و کاروان‌های تدارکاتی می‌شد
یعنی یک تناقض بزرگ شکل گرفت:
هرچه ارتش شوروی بیشتر پیشروی می‌کرد، طول خطوطی که باید از آن‌ها محافظت می‌کرد نیز بیشتر می‌شد
افغانستان برای یک ارتش مدرن فقط میدان نبرد نبود؛ یک مسئله دائمیِ لجستیک بود
در چنین جنگی، گاهی کنترل جاده از کنترمطالعات نظامی آمریکا درباره جنگ اشاره می‌کنند که عملیات‌های ترکیبی هوابرد و مکانیزه در برخی موارد موفق‌تر بودند، اما محدودیت ظرفیت بالگردها و دشواری زمین مانع تبدیل این روش به یک راه‌حل کامل شد
حتی در دره پنجشیر، شوروی چندین عملیات بزرگ انجام داد، اما مسئله کنترل پایدار منطقه همچنان باقی ماند
شوروی در افغانستان بارها می‌توانست «وارد یک منطقه شود»؛ مشکل اصلی این بود که چگونه آن منطقه را بعد از پایان عملیات حفظ کند
و این همان نقطه‌ای بود که یک جنگ نظامی نسبتاً کلاسیک، به جنگی طولانی و فرسایشی تبدیل شدل یک شهر مهم‌تر می‌شود
🦅 @HuntTheSky

شوروی می‌توانست یک دره را تصرف کند می‌توانست یک پایگاه مجاهدین را بمباران کند می‌توانست نیروهای هوابرد را پشت مواضع آن‌ها پیا
شوروی می‌توانست یک دره را تصرف کند می‌توانست یک پایگاه مجاهدین را بمباران کند می‌توانست نیروهای هوابرد را پشت مواضع آن‌ها پیاده کند
اما مشکل اصلی این بود: بعد از خروج نیروهای شوروی، چه کسی باید آن منطقه را نگه می‌داشت؟
در بسیاری از مناطق، مجاهدین پس از عقب‌نشینی یا خروج نیروهای شوروی دوباره فعالیت خود را از سر می‌گرفتند به همین دلیل عملیات‌های شوروی معمولاً دو مرحله داشت:
مرحله اول: تمرکز گسترده نیرو، توپخانه، هواگردها و بالگردها برای ضربه زدن به منطقه مقاومت مرحله دوم: تلاش برای حفظ جاده‌ها، پایگاه‌ها و مراکز مهم و جلوگیری از بازگشت نیروهای مقاومت
مشکل اینجا بود که افغانستان بسیار بزرگ، کوهستانی و دارای شبکه‌ای از دره‌ها و مسیرهای فرعی بود شوروی نمی‌توانست تمام این فضا را با نیرویی محدود کنترل کند
در نتیجه، بخش زیادی از جنگ به حفاظت از خطوط مواصلاتی و پایگاه‌ها تبدیل شد
🦅 @HuntTheSky

به این ترتیب شوروی تلاش می‌کرد مشکل اصلی زمین افغانستان را حل کند که اگر تانک نمی‌تواند از کوه عبور کند، سرباز را با بالگرد روی کوه پیاده کن
بالگردهای Mi-8 و Mi-24 و بعدتر هواگردهای تهاجمی مانند Su-25 بخش مهمی از این شیوه جنگ شدند
اما این تاکتیک یک مشکل داشت:
مجاهدین هم به‌تدریج یاد گرفتند محل‌های احتمالی فرود بالگرد و مسیرهای هوایی را شناسایی کنند و با آتش ضدهوایی، کمین و مواضع پنهان به عملیات هوابرد پاسخ دهند
بنابراین شوروی برتری هوایی داشت، اما نمی‌توانست فرض کند که این برتری به معنی کنترل کامل زمین است
در افغانستان، بالگرد فاصله بین جاده و کوه را پر کرد؛ اما نتوانست مشکل کنترل دائمی کوهستان را کاملاً حل کند
🦅 @HuntTheSky

تاکتیک شوروی؛ کوهستان را از هوا دور بزن شوروی خیلی زود با یک مشکل اساسی روبه‌رو شد ! نیروهای زمینی در کوهستان نمی‌توانستند هم
+1
تاکتیک شوروی؛ کوهستان را از هوا دور بزن
شوروی خیلی زود با یک مشکل اساسی روبه‌رو شد !
نیروهای زمینی در کوهستان نمی‌توانستند همیشه به‌سرعت به محل حضور مجاهدین برسند راه‌حل، استفاده گسترده‌تر از بالگردها و عملیات هوابرد بود
بالگرد به شوروی اجازه می‌داد نیروهای پیاده را از روی موانع طبیعی عبور دهد و در مناطقی پیاده کند که حرکت ستون‌های زرهی به آن‌ها دشوار بود
در عملیات‌های بزرگ، یک الگوی مشخص شکل گرفت
هوا: بمباران و پشتیبانی نزدیک بالگرد: انتقال نیرو و حمله هوابرد نیروی زمینی: پیشروی از محورهای قابل عبور محاصره : تلاش برای بستن مسیر عقب‌نشینی
در برخی عملیات‌ها، نیروهای هوابرد در ارتفاعات یا پشت مواضع مجاهدین فرود می‌آمدند تا مسیر عقب‌نشینی یا خطوط ارتباطی آن‌ها را تهدید کنند، در حالی که نیروهای زمینی از محور دیگر پیشروی می‌کردند
🦅 @HuntTheSky

جنگ بر سر مسیرها اگر کوهستان‌های افغانستان یک طرف داستان باشند، جاده‌ها و دره‌ها طرف دیگر آن هستند در بسیاری از مناطق افغانست
جنگ بر سر مسیرها
اگر کوهستان‌های افغانستان یک طرف داستان باشند، جاده‌ها و دره‌ها طرف دیگر آن هستند
در بسیاری از مناطق افغانستان، کوه‌ها و دره‌های باریک باعث می‌شوند مسیرهای مناسب برای حرکت خودرو، تجهیزات و تدارکات محدود باشند این موضوع در جنگ شوروی اهمیت فوق‌العاده‌ای داشت
نیروهای شوروی می‌توانستند با استفاده از تانک، نفربر و توپخانه قدرت آتش بسیار بیشتری ایجاد کنند؛ اما این تجهیزات برای رسیدن به میدان نبرد به جاده و مسیر قابل عبور نیاز داشتند مجاهدین دقیقاً از همین نقطه استفاده می‌کردند
آن‌ها می‌توانستند مسیرهای ارتباطی را هدف قرار دهند کاروان‌های تدارکاتی را کمین کنند از ارتفاعات بر مسیرهای عبوری مسلط شوند دره‌ها و گردنه‌ها را به نقاط درگیری تبدیل کنند پس از حمله، در زمین‌های کوهستانی پراکنده شوند در نتیجه، مسئله فقط تصرف یک روستا یا دره نبود
مسئله این بود که آیا ارتش شوروی می‌تواند نیروهایش را در سراسر کشور تأمین و جابه‌جا کند یا نه
🦅 @HuntTheSky

افغانستان به ارتش مهاجم اجازه می‌دهد جاده‌ها و شهرهای اصلی را کنترل کند، اما الزاماً کنترل کوهستان و دره‌های اطراف را به او ن
افغانستان به ارتش مهاجم اجازه می‌دهد جاده‌ها و شهرهای اصلی را کنترل کند، اما الزاماً کنترل کوهستان و دره‌های اطراف را به او نمی‌دهد و همین تفاوت، بعدها در جنگ شوروی و مجاهدین اهمیت زیادی پیدا کرد
در افغانستان، نقشه فقط محل جنگ را نشان نمی‌دهد؛ تا حد زیادی شکل جنگ را تعیین می‌کند
🦅 @HuntTheSky

🇦🇫 جغرافیای افغانستان؛ سرزمین کوه‌ها افغانستان از آن کشورهایی است که جغرافیا در آن فقط پس‌زمینه جنگ نیست؛ خودش یکی از عوامل
🇦🇫 جغرافیای افغانستان؛ سرزمین کوه‌ها
افغانستان از آن کشورهایی است که جغرافیا در آن فقط پس‌زمینه جنگ نیست؛ خودش یکی از عوامل اصلی تعیین‌کننده جنگ است
ستون فقرات جغرافیایی افغانستان را رشته‌کوه هندوکش تشکیل می‌دهد که از شمال‌شرق به سمت جنوب‌غرب کشیده شده و بخش بزرگی از کشور را به مناطق کوهستانی، دره‌ها و فلات‌های مرتفع تقسیم می‌کند
در مرکز و شمال‌شرق، ارتفاعات و دره‌های عمیق باعث می‌شوند حرکت نیروهای زمینی به مسیرهای مشخص محدود شود. در مقابل، در شمال افغانستان و بخش‌هایی از جنوب‌غرب، دشت‌ها و زمین‌های بازتر وجود دارد که برای حرکت خودروهای نظامی مناسب‌ترند
نتیجه مهم برای جنگ این است:
کوهستان محدود شدن مانور زرهی دره‌ها تمرکز حرکت در مسیرهای مشخص گردنه‌ها نقاط مهم ارتباطی دشت‌ها آزادی بیشتر برای حرکت نیروهای مکانیزه ارتفاعات امکان دیده‌بانی و ایجاد مواضع دفاعی
به همین دلیل، ارتشی که وارد افغانستان می‌شود نمی‌تواند همه توان زرهی و مکانیزه خود را مثل یک میدان نبرد باز به کار بگیرد
🦅 @HuntTheSky

انشالله امروز هم به مبحث افغانستان خواهیم پرداخت ؛ 🦅 @HuntTheSky
انشالله امروز هم به مبحث افغانستان خواهیم پرداخت ؛
🦅 @HuntTheSky

صبح بخیر عزیزان همراه ❤️ 🦅 @HuntTheSky
صبح بخیر عزیزان همراه ❤️
🦅 @HuntTheSky

اسکرامبل ، مهرآباد ‼️ 🦅 @HuntTheSky
اسکرامبل ، مهرآباد ‼️
🦅 @HuntTheSky

شب خوش 🦅 @HuntTheSky
شب خوش
🦅 @HuntTheSky

احتمال اینکه این ۳ شیء نورانی جنگنده باشند ، واقعا صفر است ؛ به دلیل اینکه اگر گشت‌زنی به روی سایت در حال انجام بود ، با ارتفاعی بیشتر و با فاصله از یکدیگر انجام میشد

اثر حمله موشکی امشب سپاه پاسداران به امارات 🦅 @HuntTheSky
اثر حمله موشکی امشب سپاه پاسداران به امارات
🦅 @HuntTheSky

آمریکایی‌ها سپس منطقه مهم حکومتی در غرب بغداد را هدف قرار دادند. ایده این بود که با کنترل مراکز اصلی حکومت، بدون نیاز به تصرف
آمریکایی‌ها سپس منطقه مهم حکومتی در غرب بغداد را هدف قرار دادند. ایده این بود که با کنترل مراکز اصلی حکومت، بدون نیاز به تصرف تک‌تک محله‌های بغداد، توان فرماندهی رژیم از بین برود
نتیجه این بود که در ۹ آوریل، مقاومت سازمان‌یافته در بغداد عملاً فروپاشید و رژیم صدام سقوط کرد
اما یک نکته مهم: این تاکتیک برای سقوط حکومت عراق بسیار مؤثر بود، اما به معنی پایان جنگ نبود
پس از سقوط رژیم، جنگ وارد مرحله‌ای کاملاً متفاوت شد؛ شورش، حملات چریکی و بمب‌های کنار جاده‌ای به مشکل اصلی تبدیل شدند و حتی مسیرهای تدارکاتی آمریکا به یکی از میدان‌های اصلی نبرد تبدیل شد
آمریکا در مرحله اول جنگ، بغداد را با سرعت و نفوذ شکست داد؛ اما بعد فهمید تصرف یک کشور با حفظ کنترل آن کشور دو مسئله کاملاً متفاوت‌اند
🦅 @HuntTheSky

Thunder Run حمله‌ای که بغداد را شکست | قسمت دوم وقتی نیروهای آمریکایی به بغداد رسیدند، قرار نبود لزوماً تمام شهر را خانه‌به‌خ
+1
Thunder Run حمله‌ای که بغداد را شکست | قسمت دوم
وقتی نیروهای آمریکایی به بغداد رسیدند، قرار نبود لزوماً تمام شهر را خانه‌به‌خانه تصرف کنند هدف مهم‌تر، فلج کردن مرکز فرماندهی رژیم بود
برنامه اولیه شامل محاصره و فشار تدریجی بر بغداد بود، اما پس از بررسی وضعیت دفاعی شهر، فرماندهان آمریکایی تصمیم گرفتند روش تهاجمی‌تری را امتحان کنند اینجا مفهوم معروف Thunder Run وارد شد
در ۵ آوریل ۲۰۰۳، نیروهای زرهی لشکر سوم پیاده‌نظام آمریکا وارد بغداد شدند تا میزان مقاومت و عمق دفاعی شهر را آزمایش کنند دو روز بعد، یک حمله بزرگ‌تر انجام شد
تانک‌های M1 Abrams و خودروهای رزمی M2 Bradley با سرعت وارد بخش‌های مرکزی بغداد شدند و به‌جای توقف برای پاکسازی تمام مسیر، مستقیماً به سمت مناطق کلیدی حرکت کردند
این حمله فقط یک عملیات زرهی نبود؛ هدف آن ایجاد یک اثر عملیاتی و روانی نیز بود: نشان دادن اینکه نیروهای عراقی دیگر توان جلوگیری از ورود نیروهای آمریکایی به قلب پایتخت را ندارند
🦅 @HuntTheSky

تاکتیک اصلی دور زدن مقاومت‌های فرعی + حفظ سرعت + نفوذ عمیق به سمت مرکز ثقل دشمن 🦅 @HuntTheSky
+1
تاکتیک اصلی دور زدن مقاومت‌های فرعی + حفظ سرعت + نفوذ عمیق به سمت مرکز ثقل دشمن 🦅 @HuntTheSky

آمریکا چگونه از جغرافیای عراق استفاده کرد؟ قسمت اول آمریکا در حمله ۲۰۰۳ به عراق فقط با برتری تعداد و تجهیزات جلو نرفت؛ یکی از
آمریکا چگونه از جغرافیای عراق استفاده کرد؟ قسمت اول
آمریکا در حمله ۲۰۰۳ به عراق فقط با برتری تعداد و تجهیزات جلو نرفت؛ یکی از کلیدهای عملیات، سرعت و عمق نفوذ بود
نیروهای آمریکایی و ائتلاف از جنوب عراق وارد شدند و به‌جای اینکه برای تصرف تک‌تک شهرها متوقف شوند، در بسیاری از نقاط تلاش کردند مقاومت‌های فرعی را دور بزنند و محور اصلی حرکت به سمت بغداد را حفظ کنند
این موضوع در مسیرهایی مثل ناصریه، نجف و کربلا اهمیت داشت. نیروهای مکانیزه با سرعت زیاد به سمت شمال حرکت کردند و در نهایت از گلوگاه کربلا عبور کرده و از فرات گذشتند. ارتش آمریکا گزارش می‌کند که نیروهای V Corps در ۱۱ روز بیش از ۳۰۰ کیلومتر پیشروی کردند
آمریکایی‌ها تلاش می‌کردند با ترکیب نیروی زرهی، شناسایی، قدرت هوایی، آتش دقیق و اطلاعات میدان نبرد، قبل از اینکه عراق بتواند یک دفاع منسجم ایجاد کند، ساختار دفاعی آن را از هم بپاشند در نتیجه، سرعت تبدیل به یک سلاح شد
هرچه نیروهای آمریکایی سریع‌تر پیش می‌رفتند، فرصت کمتری برای سازمان‌دهی یک خط دفاعی جدید باقی می‌ماند این همان چیزی بود که در نهایت مسیر را به سمت بغداد باز کرد
🦅 @HuntTheSky

رودخانه‌ها و گلوگاه‌ها؛ جایی که جغرافیای عراق تغییر می‌کند
اگر دشت‌های عراق به مهاجم اجازه مانور می‌دهند، دجله، فرات، کانال‌ها و زمین‌های کشاورزی می‌توانند همین آزادی را محدود کنند
در جریان حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳، هرچه نیروها به دره فرات و مناطق کشاورزی نزدیک‌تر می‌شدند، زمین پیچیده‌تر می‌شد. کانال‌های آبیاری و زمین‌های نرم، حرکت خودروهای زرهی را محدود و وابستگی به جاده‌ها را بیشتر می‌کردند
نمونه مهم آن گلوگاه کربلا بود
بین دریاچه رزازه و منطقه کربلا، یک مسیر نسبتاً باریک برای عبور نیروهای سنگین وجود داشت. اطراف آن را زمین‌های کشاورزی و موانع آبی احاطه کرده بودند و همین باعث می‌شد یک منطقه جغرافیایی محدود، اهمیت عملیاتی بسیار زیادی پیدا کند
بعدتر در بغداد، خود رود دجله و شبکه کانال‌ها به موانع طبیعی و خطوط دفاعی تبدیل شدند. در محیط شهری نیز خیابان‌ها، پل‌ها و کانال‌ها مسیر حرکت نیروهای زرهی را محدود می‌کردند
بنابراین پیشروی در عراق را نمی‌توان فقط این‌طور خلاصه کرد که عراق صاف بود، پس آمریکا راحت جلو رفت
واقعیت دقیق‌تر این است:
جنوب و غرب عراق امکان مانور گسترده را فراهم می‌کردند؛ اما رودخانه‌ها، کانال‌ها، زمین‌های کشاورزی، گلوگاه‌ها و شهرها هرچه نیروها به بغداد نزدیک‌تر می‌شدند، آزادی حرکت را کاهش می‌دادند
در جنگ زمینی، گاهی یک رودخانه یا یک نوار باریک زمین می‌تواند به اندازه یک لشکر اهمیت پیدا کند
🦅 @HuntTheSky

تصویری از ناهمواری‌های این کشور 🦅 @HuntTheSky
+1
تصویری از ناهمواری‌های این کشور
🦅 @HuntTheSky