حُبّیات؛
Open in Telegram
قطعاً سَنَنتصِرْ. 𓂆 https://t.me/HarfChatBot?start=b6f3a2be6022 [۱۲۸]
Show moreThe country is not specifiedThe category is not specified
486
Subscribers
-124 hours
+297 days
+2930 days
Posts Archive
486
از زیباترین دست نوشتههایی که خواندم
نوشتهی مرید البرغوثي شاعرِ فلسطینی برای همسرش بود:
«در تابستان سال ۱۹۷۰ یک خانواده شدیم
و خندهی او خانهام شد...»
486
نتألم و نبكي...
نحزن و نصمت...
و تمر الأيام، ثم ندرك أن قضاء الله
كان أجمل من كل التوقعات.
«درد میکشیم و گریه میکنیم...
غمگین میشویم و سکوت میکنیم؛
و روزها میگذرد،
سرانجام میفهمیم که تقدیرِ خداوند بسیار "زیباتر" از انتظاراتِ ما بوده است.»
486
توی یه کتابی خوندم که میگفت:
«دلم میخواهد در دنیایی از کتاب,دریا، قهوه و روزهای بارانی، مدتی گم شوم.»
بنظرم بهترین تراپیای که میشه تجربه کرد همینه.
486
دنیای بزرگسالی مجبورت میکنه که قوی باشی
ادامه بدی، جا نزنی، بغضتو قورت بدی،
طاقت بیاری و زنده بمونی.
486
تو رفتی؛
شهر در تو سوخت
باغ در تو سوخت
اما دستت
بشارت فردا را داد،
و هر سال سبز میشود
و با شاخههای زمزمهگر در تمام خاک
گل میدهد
گلی به سرخی خون…
486
امیدوارم گاهی
زندگی بجای اینکه ازمون قوی بودن بخواد،
فقط اجازه بده با خیال راحت شاد باشیم.
486
Repost from N/a
أمّا الأن يا أبتي!
فسأفعل كلّ ما بوسعي،
كي أُحشَرَ معك ..
اما الآن، ای پدرم!
هر چه در توان دارم انجام خواهم داد،
تا با تو محشور شوم ..
486
واقعا ممنونم که آپشنی به عنوان خواب وجود داره؛ چشاتو میبندی.
نه میبینی. نه میشنوی. نه حرف میزنی.
راحت.
486
دیگر برايم مهم نبود،
كه ديده شوم، درک شوم، با من صحبت شود، دوستم داشته باشند يا نه، دعوت شوم يا دربارهام صحبت كنند؛
حالا همه جا آرام است و
من خودم را پيدا كردهام.
